|
چـهار گام برای افزایـش اعتـماد به نفـس اگر احساس می کنید دارای عزت نفس پایین هستید و این موضوع روی تمام جوانب زندگی شما تاثیر منفی گذاشته است؛ اگر فکر می کنید ارتباطات، کار و یا حتی سلامتی شما تحت الشعاع این عزت نفس پایین قرار گرفته است؛ حتی اگر این احساس خود کم بینی از دوران کودکی در شما شکل گرفته و همواره همراه شما بوده است؛ با بکارگیری چهار قدم موثری که در ادامه ایمیل آورده می شود می توانید عزت نفس را در خود تقویت نموده و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود پیدا کنید. قدم اول : موقعیت ها و شرایط مشکل ساز را شناسایی کنید در مورد موقعیت هایی که به نظر می رسد احترام به نفس شما را پایین می آورند، فکر کنید. این موقعیت ها معمولا عبارتند از : 1. یک ارائه در محل کار 2. یک بحران در منزل یا محل کار 3. یک چالش با کسی که ارتباط نزدیک با شما دارد مانند همسر و یا همکار 4. یک تغییر در جریان زندگی مانند از دست دادن شغل و یا فرار فرزند از خانه قدم دوم : از افکار و اعتقادات خود در رابطه با این موقعیت ها آگاه شوید هنگامی که شرایط و موقعیت های مشکل ساز را شناسایی نمودید، به تفکر خود در رابطه با آنها دقت کنید. ببینید در این شرایط به خود چه می گویید؟ تفسیر شما از این موقعیت ها چیست؟ تفکر شما در این شرایط ممکن است مثبت، منفی و یا خنثی باشد. ممکن است شما در این شرایط منطقی عمل کنید و یا بر پایه یکسری واقعیت ها و دلایل و اعتقادات اشتباه فکر نمایید؛ و یا بالعکس. قدم سوم : افکار منفی و نادرست خود را به چالش بکشید برداشت اولیه شما از یک موقعیت ممکن است تنها راه نگاه به آن شرایط خاص نباشد، بنابراین باید در صحت افکارتان تامل بیشتری نمایید. از خود بپرسید: آیا نگاهم با منطق و واقعیت سازگار هست؟ البته گاهی اوقات تشخیص بی دقتی ها در تفکر مشکل است. بیشتر افراد یک تفکر دیرینه و ثابت درباره خود و زندگی شان دارند. این اعتقادات دیرینه از نظر آنها می تواند نرمال و کاملا منطبق بر واقعیت تلقی گردد؛ در حالی که بیشتر آنها ممکن است تنها یک ایده یا احساس باشند. در این میان بعضی الگوهای فکری نیز در ذهن افراد ممکن است باعث تضعیف عزت نفس گردد که باید به آنها دقت کرد. این الگوها عبارتند از : 1. تفکر همه یا هیچ در این حالت شما همه چیز را خوبِ مطلق یا بدِ مطلق می بینید. مثلا به خود می گویید: "اگر من در این کار موفق نشوم، کاملاً شکست خورده ام!" عادت به چنین تفکری صحیح نیست. بهتر است همه جوانب یک پیروزی و یا شکست را در نظر داشت. 2. نیمه خالی لیوان با این الگوی فکری شما تنها جنبه های منفی یک موقعیت را می بینید و تنها بر روی آنها متمرکز می شوید که این باعث می شود نگاه شما به یک شخص یا موقعیت کاملا از مسیر درست منحرف شود. به عنوان مثال به خود می گویید: "چون من در ارائه آن گزارش اشتباه کردم، حالا همه فکر می کنند که من برای این کار مناسب نیستم." بدبینی بدترین آفت عزت نفس است. 3. تبدیل دستاوردهای مثبت به منفی در این حالت شما با کوچک شمردن تجربه های مثبت و دستاوردهای مفید خود، آنها را انکار می کنید. به عنوان مثال به خود می گویید: "فقط به این خاطر که امتحان آسانی بود، توانستم موفق باشم!" در اینگونه مواقع شما احترام به نفس را در خود می کُشید. 4. نتیجه گیری منفی بدون داشتن دلایل کافی شما ممکن است گاهی اوقات بدون داشتن مدارک و شواهد کافی در یک شرایط خاص یک نتیجه گیری منفی کنید. مثلا به خود می گویید: "دوست من هنوز جواب ایمیلم را نداده؛ پس حتما هنوز هم از من ناراحت است!" در صورتی که ممکن است دوست شما در چند روز گذشته موفق به مرور ایمیل هایش نشده باشد. شاید بهتر است به جای توسل به افکار منفی، کمی صبورتر باشید. 5. اشتباه گرفتن احساسات با واقعیت ها در این حالت شما احساسات یا عقاید خود را با واقعیت ها اشتباه می گیرید. مثلا به خود می گویید: "من احساس می کنم شکست خورده ام پس حتما همینطور است!" 6. دست کم گرفتن خود با این الگوی فکری خود را کمتر از آنچه که هستید دیده و ارزش های خود را دست کم می گیرید. این ممکن است مثلا ناشی از چندین بار اشتباه کردن در یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال به خود می گویید: "لیاقت من بیش از این نیست!" بهتر است اندکی تجدید نظر کنید. قدم چهارم : افکار و عقاید خود را تعدیل کنید هم اکنون زمان آن است که افکار منفی و نادرست را با افکار سازنده و دقیق جایگزین کنید. برای این کار می توانید از استراتژی های زیر کمک بگیرید: 1. از عبارات امید بخش استفاده کنید نسبت به خود با مهربانی رفتار کنید و همواره خود را تشویق نمایید. یادتان باشد که اگر بخواهید به بدبینی خود نسبت به یک موقعیت خاص میدان دهید، ممکن است به واقعیت بپیوندد. به عنوان مثال اگر دائم به این فکر کنید که ارائه شما بخوبی برگزار نخواهد شد، ممکن است واقعا همین اتفاق بیفتد. سعی کنید جملات امیدبخش به خود بگویید. مثلا به خود بگویید: "با اینکه موقعیت سختی است، اما من از پس آن بر می آیم." 2. خود را ببخشید همواره به یاد داشته باشید که همه انسان ها ممکن است در زندگی خود اشتباه کنند. این اشتباهات هیچگاه همیشگی و مختص فرد خاصی نیست. اگر دچار اشتباه شدید به خود بگوئید: "درست است که من اشتباه کردم اما این اشتباه دلیل بر بد بودن من نیست." 3. از عبارات باید و نباید اجتناب کنید اگر ذهن شما پر از جملات باید و نباید باشد، ممکن است منجر به این شود که انتظارات و توقعات غیرمنطقی از خود و دیگران داشته باشید. آزاد کردن ذهن از این عبارات باعث می شود انتظارات منطقی تر و نزدیک تر به واقعیت، از خود و دیگران داشته باشیم. 4. بر روی جنبه های مثبت زندگی خود متمرکز شوید توانایی های خود را در برخورد با موقعیت های چالش برانگیز در زندگی به یاد آورید و همواره به موفقیت ها و قسمت های خوب زندگی خود فکر کنید. 5. با افکار پریشان کننده جور دیگر برخورد کنید بجای اینکه با افکار منفی، منفی برخورد کنید، از آنها کمک بگیرید تا به الگوهای جدید و سالم تری در زندگی خود دست یابید. از خود بپرسید: "برای بهتر کردن شرایط چگونه باید عمل کرد؟" 6. خود را تشویق کنید بخاطر هر نکته مثبتی که در یک موقعیت خاص می بینید، خود را تشویق کنید. به عنوان مثال به خود بگویید: "گرچه بنظر می رسد ارائه من عالی نبوده اما حضار با طرح پرسش، تا پایان جلسه مطالب را دنبال کردند. این نشون میده که موفق عمل کرده ام و به هدفم رسیده ام." این قدم ها ممکن است در نگاه اول دشوار بنظر برسند. اما با تمرین بتدریج آسان تر خواهند شد. هنگامی که شما شروع به شناسایی افکار و عقاید تخریب کننده احترام به نفس در خود کنید، قادر خواهید بود عملا آنها را تشخیص داده و در جهت مبارزه با آنها گام بردارید. بدین ترتیب موفق به دریافتن ارزشهای خود به عنوان یک انسان می شوید. هنگامی که عزت نفس در شما تقویت شود، اعتماد به نفس شما نیز افزایش یافته و به تدریج احساس بهتری نسبت به خود و زندگی خود پیدا خواهید کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ساعت 21:52  توسط ز.حیدری
|
1. هرگز سیگار نکشید و اگر میکشید، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید. 2. در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است. 3. هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد. 4. چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید. 5. هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقیقه پنجره ها را باز بگذارید و در پمپ بنزین ها هم کولر را خاموش نمایید. 6. غذای خود را بیشتر از یکبار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن در صورت عدم استفاده دور بریزید. 7. با حیوانات خانگی تعامل مثبت داشته باشید. آنها ممکن است از خیلی از انسانها سالمتر و تمیزتر باشند. عوامل مشترک زیاد آنها با انسانها میتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند. 8. هنگام غذا بین هر لقمه حداقل 1 دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید. 9. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت باد وارد مجاری تنفسی شما نگردد. 10. لوازم آرایشی را بیشتر از 5 ساعت بر روی پوست خود باقی نگذارید. سلولهای پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. در منزل نیز تا حد امکان از لباسهای گشاد، راحت و باز استفاده نمایید. 11. در صورتیکه هر روز استحمام نمی کنید، موهای خود را بیش از یکبار در شبانه روز شانه نکنید. مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشمها و مجرای تنفسی خود باشید. 12. هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید. هنگام نشستن و خوابیدن برعکس سر خود را پایین نگهدارید. 13. توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید و اشتهای طبیعی نیز متناسب با آن میباشد. هرچه قدر دوست دارید بخورید. 14. اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی 8 ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین 5 الی 6 ساعت میباشد. 15. هرگز پشت مانیتورهای قدیمی که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنها از خیلی از دستگاههای عکسبرداری بیشتر است. 16. ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید. 17. توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی میگردد. 18. معجزه جواهر آلات برای خانمها را فراموش نکنید. حتی اگر صرفا به دیدن آنها باشد. 19. هیچگاه به پهلو نخوابید. سعی کنید در جهت عمود بر محور مغناطیسی زمین بخوابید. 20. از خوردن غذاهایی که مشکوک به استفاده از فراورده های گوشتی هورمونی هستند در حد امکان پرهیز کنید.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۱ساعت 21:42  توسط ز.حیدری
|
۱. در نظر داشته باشید مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان به آنها اجازه می دهید. سعی کنید، تماس های مکرر با همسر خود را فراموش کنید، همیشه در دسترس بودن خانم ها خوب نیست. ۳. یکی از خصایص بارزی که می تواند احساس رضایتمندی را در کانون خانواده حاکم کند، قناعت است تلاش کنید قانع و راضی باشید. 3. بسیاری از زنان فکر می کنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند. اما واقعا اینگونه نیست اگر چه به زیبایی بهای بسیاری می دهند اما اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند. 4. مردها معتقدند: خانم ها زیاد حرف می زنند یا بسیار غر می زنند، پس ثابت کنید که اینگونه نیست. مردان از این خصیصه خوششان نمیآید، سنجیده و بجا سخن بگویید و غر نزنید، تلاش کنید چیزهایی که برای همسرتان تعریف میکنید تکراری نباشد … 5. اگر می خواهید شوهرتان را اسیر کنید از ابراز احساسات غافل نشوید؛ البته نه تنها با رفتارها و گفتارهای کلیشه ای. 6. یکی از اشتباهات بزرگ زنان این است که فکر می کنند هرچه سربزیرتر باشند جذابترند، همیشه مهربان و با گذشت نباشید، انعطاف پذیر باشید. 7. مردان معمولا نیاز خود به نوازش و توجه را بر زبان نمی آورند. 8. مردان بیشتر از آنکه به جا، مکان یا غذا بهاء بدهند، به مسائل جنسی اهمیت می دهند. بنابراین ریشه مشکلات خانوادگی را باید در خلوتگاه آنها یافت. 9. مردان دوست دارند بیش از همسر خود در آمد داشته باشند زیرا به آنها احساس قدرت و امنیت می دهد. 10. مردها دوست دارند تا جایی که ممکن است وسایل راحتی فکر و جسم آنها در خانه فراهم باشد. 11. مردان ترجیح می دهند در مورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. هیچ مردی از زن خود فقط نوازش طلب نمیکند، اما شما اگر واقعاً زندگی و همسر خود را دوست دارید حتما این کار را انجام دهید. 12. غرور برای مردان اهمیت زیادی دارد و به هر طریقی اگر غرور او را بشکنید، او را از دست خواهید داد. 13. مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند و مختصر اینکه به زن اندرز دهنده نیاز ندارند. گاه زنها اشتباهات مردها را به آنها گوشزد میکنند. این کار به خصوص اگر در مقابل دیگران انجام شود فاجعه است. 14. اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند. اما همه آنها نیاز دارند، زمانی مخصوص خود داشته باشند. به مرد ها فرصت بدهید، به مردها آزادی عمل بدهید و بگذارید به آنچه دوست دارند، دست پیدا کنند. آنها را تشویق کنید مسافرت بروند و تفریح کنند، با دوستان خود باشند و یادی از دوران مجردی و کودکی خود کنند. 15. هیچگاه همسر خود را با مردان دیگر مقایسه نکنید. او را سرزنش نکنید یا نقاط ضعف و منفی همسرتان را مدام به رخ او نکشید، تنها او را سلطان قلب خود و مردان دیگر بدانید و این را هم باور داشته باشید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:5  توسط ز.حیدری
|
سلامتی: 1. آب فراوان بنوشید. 2. مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید. 3. از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4. با این 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (اشتیاق)، Empathy (همدلی). 5. از ورزش کمک بگیرید. 6. بیشتر بازی کنید. 7. بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8. روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9. حداقل 7 ساعت بخوابید. 10. هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید. شخصیت: 11. زندگی خود را با هیچ شخصی مقایسه نکنید، شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. 12. افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13. بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14. خیلی خود را جدی نگیرید. 15. انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16. وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. 17. حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18. گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته ی شریک زندگی خود را به او یادآور نشوید چرا که با این کار موجب از دست رفتن آرامش زمان حال خود می شوید. 19. زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید، پس هیچگاه نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20. با گذشته ی خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید. 21. هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 22. بدانید که زندگی به مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند. 23. بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24. مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. بهر حال زمانی هم مخالفت وجود دارد. جامعه: 25. گه گاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26. هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27. خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28. زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29. سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30. در مورد اینکه دیگران راجع به شما چگونه فکر میکنند، افکارتان را آشفته نسازید. 31. زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستانتان به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. زندگی: 32. حتی الامکان همیشه کارهای مثبت انجام دهید. 33. از هر چیز بی فایده فاصله بگیرید و از عواملی که زائیده ی زشتی و ناخوشایندیست دوری بجویید. 34. به عشق ایمان داشته باشید چرا که عشق درمانگر هر نابسامانی است. 35. هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. پس از گذز زمان غفلت نکنید. 36. مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید. 37. در بدبیاری ها امید داشته باشید که خوشوقتی ها هم در راهست. 38. همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از هستي تان انرژی بگیرید و از هستی بخشتان شاكر باشيد. 39. بخش عمده ای از درون شما که همان ضمیر شماست شاد است، بنابراین به اینده لبخند بزنید. آخرین اما نه کماهمیتترین: 40. یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ساعت 21:36  توسط ز.حیدری
|
جملاتی که خانم ها دوست دارند آنها را بشنوند هـنـگامیـكه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میكنید، برداشت او این خواهد بود كه شما انسان با فكری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات كاری خود را چگونه سپری كرده است. اما یـك هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتی در مورد كوچكترین اتفاقاتی كه برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید. نکته : زنها به آنچه كه در فكر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد كـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممكن است بیش از زمانی كه انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد. 2. نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی همانطور كه مشخص است، این بـه او مـی رسـاند كه وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد. نکته : این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا كه شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد كرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نماید. 3. در مورد [هر چیزی] چه احساسی داری؟ پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد كه شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید كه خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید كرد. بنابراین اگر شب تصمیم تماشای مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نكنید. نکته : این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یك فرد است. وقتی همسرتان در می یابد كه شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اكنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید كرد. 4. تو زیباتر از دوستان دیگرت هستی قرار دادن او از بین همتاهایش بر سكوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی كند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد. نکته : گذشته از اینكه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور كند، این جمله كوتاه به همسرتان تفهیم میكند كه شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی كه دوستانش پیش شـما هستند، كمتر احساس نگرانی خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یك احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یك همسر حسود این سخن را مدركی برای متهم نمودن شما به اینكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد. 5. تو واقعا زرنگ و باهوشی با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید كه علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فكر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد. نکته : همسرتان این مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فكر كنید را تحسین خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذكاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نماید. 6. در روابط زناشویی بسیار خوب هستی بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس كند كه یك الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می كنـد كـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد كه احساس نماید واقعا می داند كـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد. نکته : تحسین و تمـجید از عملكرد او نشانگر این است كه شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید. 7. می خواهم همه عمرم را با تو سپری كنم ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید كه ریسك كردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـكه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سركیف می گردد. جـمـلات دیـگـری كـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها كمتر می باشد، عبارتند از: "فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال كنی" و "من دوست ندارم با هیچ كس دیگری جز تو باشم." نکته : همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاكی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد كـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید. 8. تو بهترین دوست منی به او می گویید كه چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت كه برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید كارهایی را بـهـمراه او انجام دهید كه مردان دیگر ممكن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود. نکته : این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـك فرد عادی كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میكند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میكند چراكه شما به مهمترین نكته اشاره كرده اید: دوستی و رفاقت. 9. تو یك مادر ایده آل خواهی شد اغلب زنها به دنبال این هستند كه روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اكـثـرا با خود كلنجار می روند كه آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید كه حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسكین وی می شوید. بیان این كلمات از زبان شما به عنوان یك همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود. نکته : اینـگونه بطورغیر مستقیم به همسر خود می فهمانید كه مایلید از او بچه دار شوید. واضح است كه این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد. 10. تو زندگی منو كامل می كنی این به او می گوید كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذیرفته ایـد و ایـنـكه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجود آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد. نکته : این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید كه شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند. 11. به زبان راندن کلمه "دوستت دارم" این جمله "دو كلمه ای" معروف و كوتاه كـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تكرارش نمایید. نکته : گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد كه همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما كسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان كنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی كه عكس العمل او را می بینید (یا احساس می كنید). ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 18:59  توسط ز.حیدری
|
اول > از استرسهایتان حرف بزنید : یک آدم صبور و دهنقرص، گیر بیاورید و کل بدبختیها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خوردهاید را با او تقسیم کنید.
دوم > فقط به زمان حال فکر کنید : گذشتهتان و آیندهتان را خیلی جدی نگیرید. اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهیهایی که در گذشته در حق خودتان کردهاید، نشوید.
سوم > به خودتان استراحت بدهید : حالا میگویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی؛ وسط همه گرفتاریها و استرسها و بدبختیهاتون...!!!
چهارم > تنتان را بجنبانید چون ورزش قاتل استرس است : لزومی هم ندارد که وقتی میگوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید.
پنجم > واقعبین باشید : ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم.
ششم > زندگیتان، میدان و مسابقه اسبدوانی نیست : خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابتپیشگی"، استرسزا است.
زندگی مسخرهتر از چیزی است که شما فکرش را میکنید … هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند بلکه خودتان باشید … هفتم > از مواجهه با عوامل "ترسزا" هراس نداشته باشید : مثال ساده آن، دندانپزشک است… وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندانپزشک، با درد آن بسازید و همه لقمههایتان را با یکطرف دهانتان بجوید …
هشتم > خوب بخورید و بخوابید و شعارتان "گور بابای دنیا" باشد : آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمیکند. مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…
نهم > بخندید : همه مشکل دارند … من دارم، شما هم دارید … همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست. یاد بگیرید بطور معمول بخندید. به ریش دنیا و مشکلات بخندید … به بدبختیها بخندید … به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم، بخندید … و اگر هم فرصت کردید به خودتان بخندید …
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 18:59  توسط ز.حیدری
|
واقعا چشمها چگونه میتوانند احساسات را فاش کنند؟ آنها که بیشتر از دو کره متحرک نیستند. تا به حال تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده که به راستی چشمها چه پیامهایی را منتقل میکنند؟
ابروهای شما همه چیز را میگویند
ترس ابروها بالا میروند و به سمت هم کشیده میشوند و پلکها بیشتر از همیشه از هم باز میشوند. ناراحتی ابروها به سمت بالا خمیده و پلکها کمی بسته میشوند. لذت و خوشحالی ابروها کاملا حالت عادی دارند اما پلکها کمی جمع میشوند. نگاه تحقیرآمیز ابروها در هم فرو میروند، پلک بالا حالت عادی دارد اما پلک پایین کمی فشرده میشود. متعجب عصبانیت ابروها در هم کشیده میشوند و پلکها جمع و فشرده میشوند. حرکت چشمها احســاس واقعی را میگوید
به یاد آوردن حوادث روزهای اخیر یا به طور منطقی فکر کردن : چشمها به سمت بالا و اندکی ملایم به چپ به یاد آوردن بعضی وقایع خاص : چشمها به سمت بالا و اندکی ملایم به چپ شیفتگی، احساس گناه یا فرمانبری : چشمها مستقیم به پایین نگاه میکنند در فکرید حالا چه با منطق چه با احساسات: چشمها اندکی به سمت بالا نگاه میکنند. بادقت و در حال گوش کردن: چشمها به جلو متمرکز شده و حرکت نرمالی دارند. بیعلاقگی یا دروغ گفتن: چشمها به طور پیوسته به مقابل خیره میشوند، بدون اینکه حرکت خاصی داشته باشند که این بیحرکتی نرمال نیست. یک حرکت کوچک در چشمها میتواند تغییرات احساسی را نشان دهد، مثل چشمک زدن که هرچند کوچک است اما... حرکت پوست اطراف چشم لبخند حقیقی را نشان میدهد
پوست بین ابروها و پلک بالا اندکی به سمت پایین حرکت میکند. خطهای خنده (چروکهای ریز کناری چشم) نمایان میشوند. خنده تظاهری پوست بین ابروها و پلک بالا هیچ حرکتی نخواهد داشت. وقتی خیره نگاه میکنید نگاههای خیره چه معنایی دارد؟
خانمها بیشتر از آقایان ارتباط چشمی برقرار میکنند. اما مردها ارتباط چشمی ضعیف تری دارند کودکانی که طی مراحل رشدشان از نگاه محبتآمیز مادرشان محروم هستند احساس ناامنی بیشتری میکنند و معمولا در تمام طول زندگی از کم بودن اعتمادبهنفس رنج خواهند برد.
تجربه= طراحی/ خلاقیت +تحلیلی / تشخیصی
کارکردهای نیمکره راست : افکار کلی شهود خلاقیت هنر و موسیقی کارکردهای نیمکره چپ: افکار تحلیلی منطق زبـان علوم و ریاضی
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱ساعت 20:28  توسط ز.حیدری
|
آشـنایی با "زبـان بـدن" ! آشنایی با "زبان بدن" به شما کمک می کند مسائلی مثل جذابیت، حقیقت، اعتمادبه نفس و شرم را تشخیص دهید. شما با دقت در حرکات طرف مقابل می توانید به حقایق زیادی دست یابید. در واقع تمام ما آگاهانه یا ناآگاهانه از "زبان بدن" استفاده می کنیم. برای آشنایی بیشتر با این زبان به موارد زیر توجه کنید: 1. تماس چشمی اجتناب از نگاه کردن به چشمان دیگران و یا تغییر ناگهانی مسیر نگاه حکایت از پنهانکاری یا دروغگویی دارد و در ضمن می تواند نشانه شرم یا عدم اعتمادبه نفس باشد. 2. لبخند زدن لبخند زدن می تواند نشانه اعتمادبه نفس، دوستی و رفتار مثبت باشد و این حس را منتقل می کند که مردم در کنار شما بودن را دوست دارند. از سوی دیگر مفهوم لبخند تصنعی و یا توأم با دستپاچگی کاملا ضدمفهوم ذکر شده است. 3. کم توجهی غالباً میزان توجه یک فرد نوع شخصیت او را مشخص می کند. به عنوان مثال اگر کسی به سرعت تمرکز خود را از دست بدهد و به حرف های شما توجه نکند متوجه می شوید که بی حوصله و احتمالا بی اعتنا می باشد. 4. تکان دادن سر مردم برخی از اوقات ناآگاهانه سر خود را تکان می دهند تا موافقت یا مخالفت خود را نسبت به مسئله ای نشان دهند. شما می توانید با بالا و پایین بردن سر موافقت خود را اعلام کنید و یا هنگام مخالفت، سر خود را به چپ و راست تکان دهید. 5. لمس کردن لمس کردن طرف مقابل در طول صحبت کردن در صورتی که به طور صحیحی انجام شود می تواند حامل پیام روشنی باشد. به عنوان مثال این کار می تواند نشانه علاقه، آرام کردن و یا اطمینان دادن به او تلقی شود. 6. دست به سینه بودن دست به سینه بودن می تواند حالت تدافعی یا پایان مکالمه باشد. اگر دست به سینه باشید در حالی که پاها را بر روی یکدیگر قرار داده اید سدی میان شما و دیگران ایجاد می شود. 7. قراردادن دست ها بر روی کمر این حرکت آمادگی برای واکنش و حتی پرخاشگری را نشان می دهد و چندان دوستانه نیست. غالباً نوجوانان برای نشان دادن مخالفت خود از این حرکت استفاده می کنند. 8. دست دادن دست دادن معانی زیادی دارد. غالباً دست دادن افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند محکم است، برعکس افراد دستپاچه و خجالتی و کسانی که احساس ناامنی می کنند. در ضمن مراقب کسانی باشید که با محکم فشردن دست های شما قصد ترساندن تان را دارند! 9. نشستن با پاهای روی هم و جدا از هم مردم معمولا هنگام نشستن پاهای خود را بر روی هم می اندازند و با یکی از پاها به آرامی ضربه می زنند. این کار نشانه ملال یا ناشکیبایی است. در عوض نشستن با پاهای جدا از هم، آرامش را تداعی می کند. 10. لمس کردن بینی لمس کردن یا مالیدن یعنی غالباً نشان تردید یا دروغگویی است. نیشگون گرفتن نوک بینی که غالباً با چشمان بسته انجام می شود پاسخ منفی به درخواست طرف مقابل تلقی می شود. 11. به هم مالیدن دست ها همگی ما با این حرکت آشنا هستیم. این حرکت غالباً زمانی انجام می شود که ما انتظار یک اتفاق خوشایند را می کشیم. 12. نشان دادن کف دست ها نشان دادن کف دست ها نشان صداقت، روراستی یا بیگناهی است. به عنوان مثال وقتی شما می گویید: "من این کار را نکرده ام" و یا "من هیچ گناهی مرتکب نشده ام" این حرکت را نشان می دهید. 13. ضربه زدن با انگشتان ضربه زدن با انگشتان، این پیام را به طرف مقابل می دهد که شما خسته شده اید! این حرکت نشانه ناشکیبایی است و به طرف مقابل می فهماند که باید کاری انجام دهد! 14. بازی کردن با موها کشیدن یا بازی کردن با موها نشانه احساس عدم امنیت یا اعتمادبه نفس پایین است. افراد عصبی این کار را زیاد انجام می دهند. اگر به اولین مصاحبه یک شخصیت ورزشی دقت کنید متوجه این مطلب خواهید شد! 15. خم کردن سر به یک طرف وقتی فرد سرش را به یک طرف خم می کند شما می فهمید که به مسئله ای علاقه مند است. سگ ها نیز وقتی به موضوعی علاقه مند می شوند سر خود را به طرف آن خم می کنند. البته انسان این حرکت را با شدت کمتری انجام می دهد. 16. تکیه دادن به جلو وقتی به جلو خم می شوید چه نشسته و چه ایستاده معلوم می شود که به مسئله ای علاقه مند هستید به عبارت دیگر یک شنونده علاقه مند به سوی گوینده خم می شود. برعکس دور شدن از گوینده نشانه عدم علاقه به موضوع بحث است. 17. جویدن ناخن ها جویدن ناخن ها نشانه دستپاچگی یا عدم احساس امنیت است مردم غالباً هنگام تماشای یک فیلم مهیج یا مسابقات ورزشی ناخن ها را می جوند، به عبارت دیگر در لحظات پرتنش و اضطراب آور. 18. قدم زدن معمولا افراد عصبی نمی توانند در یک جا آرام بمانند و مدام قدم می زنند. به عنوان مثال اگر شما مردی را ببینید که در انتظار تولد اولین فرزندش است از قدم زدن او تعجب نمی کنید! توصیه : هر چند برخی از رفتارها و حرکات پیام های روشنی دارند ولی به آسانی نمی توان این حرکات را تفسیر کرد. به عنوان مثال دست به سینه بودن لزوماً به مفهوم گرفتن حالت تدافعی نیست بلکه گاهی صرفا علامت احساس سرما می باشد! توصیه ما به شما این است که در خواندن رفتار دیگران زیاده روی نکنید و مطالب فوق را بدون استثناء ندانید. موفق باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 20:5  توسط ز.حیدری
|
اگر علاقهی چندانی به تخم مرغ ندارید و این مادهی غذایی را از برنامهی غذاییتان حذف کردهاید این 5 دلیل تلنگری خواهد بود تا نظرتان راجع به آن عوض شود. پس لطفا با ما همراه باشید ... 1. تخم مرغ سرشار از ویتامین است همین تخم مرغ کوچک حاوی ویتامینهای ضروری متفاوتی است که برای سلامت بدن لازم هستند از قبیل: ویتامین B2 که باعث میشود بدن مواد غذایی را به انرژی تبدیل کند. ویتامین B12 که برای تولید گلبولهای قرمز ضروری است. ویتامین A یا همان رتینول که قوهی بینایی را تقویت میکند. ویتامین E که با رادیکالهای آزاد مبارزه میکند. رادیکالهای آزاد به سلولها و بافتهای بدن آسیب میزند که دلیل اصلی ابتلا به سرطان است. باید بدانید که ویتامین A و B2 همچنین برای رشد مفیدند. حتماً به کودکانتان تخم مرغ بدهید. مصرف تخم مرغ برای رشد آنها بسیار مفید است. 2. تخم مرغ همیار لاغری است حتماً تعجب کردید؟ تخم مرغ را چه به لاغری؟ بدون شک پیش از این بارها شنیدهاید که تخم مرغ باعث چاقی میشود یا برای سلامتی مضر است. اما باید بدانید که نتایج پژوهشی که در Rochester Center for Obesity Research انجام شده نشان میدهد مصرف تخم مرغ برای صبحانه باعث میشود که 400 کالری کمتری دریافت کنید. این میزان کاهش کالری به این معنی است که در ماه 1.3 کیلو گرم وزن کم میکنید. احتمالاً دلیل این مسئله این است که تخم مرغ احساس سیری طولانی مدتی تولید میکند و بعد از خوردن آن شما نیازی به مصرف میان وعده احساس نخواهید کرد. درست است که تخم مرغ حاوی کلسترول است اما هیچ دلیل قانع کنندهای وجود ندارد که تخم مرغ میزان کلسترول خون را افزایش میدهد. 3. تخم مرغ سرشار از مواد معدنی ضروری است تخم مرغ سرشار از آهن، روی و فسفر است که بدن به آنها نیاز فراوانی دارد. خانمها بعد از عادت ماهیانه این مواد معدنی را از دست میدهند و باید آن را جبران کنند در غیر اینصورت کمبود این مواد باعث ایجاد احساس خستگی در آنها شده و زود رنج و پرخاشگر میشوند. محققان دانشگاه Caroline du Nord فرانسه مشاهده کرده اند که یکی از ترکیبات زردهی تخم مرغ به نام کولین choline احتمال ابتلا به سرطان سینه را به میزان 24 درصد کاهش میدهد. روی یا همان زینک یکی از عناصر ضروری است که سلامت سیستم ایمنی بدن را تضمین میکند و باعث میشود بدن مواد غذایی مصرفی را به انرژی تبدیل کند. فسفر یک نقش کلیدی در تأمین سلامت استخوانها و دندانها ایفا میکند. علاوه بر این تخم مرغ حاوی ید نیز هست که برای هورمونهای تیروئید حیاتی محسوب میشود و سلنیوم موجود در آن، آنتی اکسیدانی است که در مقابله با سرطان موثر عمل میکند. 4. تخم مرغ کالری کم و پروتئین خوبی دارد یک عدد تخم مرغ متوسط 70 تا 85 کالری و 6.5 گرم پروتئین دارد. سه عدد تخم مرغ (210 تا 225 کالری) حاوی 19.5 گرم پروتئین است. زنان به طور متوسط روزانه به 50 گرم پروتئین نیاز دارند. یعنی اینکه 3 عدد تخم مرغ نیمی از نیازهای روزانهی آنها را تأمین میکند. البته توجه داشته باشید که نیاز به پروتئین در افراد مختلف با توجه به وزن و میزان فعالیتهای روزانهی آنها متفاوت است و لازم نیست همه نیازهای یک فرد به پروتئین فقط با یک ماده غذایی تامین شود. توصیه میکنیم برای شناخت میزان نیازتان با پزشک مشورت کنید. یک بشقاب املت با 3 عدد تخم مرغ به همراه نان کافی است تا چندین ساعت احساس سیری کرده و نیازی به خوردن غذا احساس نکنید. 5. تخم مرغ با سرطان سینه مقابله میکند نتایج پژوهشی که در سال 2003 در دانشگاه هاروارد انگلیس انجام شد نشان میدهد نوجوانانی که روزانه 3 عدد تخم مرغ مصرف میکنند در سنین بزرگسالی کمتر به سرطان سینه مبتلا میشوند. در سال 2005 پژوهشهای دیگری انجام شد و محققان ثابت کردند زنانی که در هفته 6 عدد تخم مرغ میخورند 44 درصد کمتر از زنانی که در هفته 2 عدد یا کمتر تخم مرغ میخورند به سرطان سینه مبتلا میشوند. در آوریل سال 2008، محققان دانشگاه Caroline du Nord فرانسه مشاهده کردند که یکی از ترکیبات زردهی تخم مرغ به نام کولین choline احتمال ابتلا به سرطان سینه را به میزان 24 درصد کاهش میدهد. مصرف دو عدد تخم مرغ برای صبحانه نصف نیاز روزانهی بدن را به این ماده تأمین میکند. و اما یک خاصیت درمانی معجزه آسا از تخم مرغ
درمان معجزه آمیز سوختگی مرد جوانی مزرعه اش رو با سم آفت کش سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که چقدر از سم در مخزن باقی مونده. درپوش رو برداشت و فندک رو روشن کرد. بخار بلند شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در بر گرفت. اون از روی تراکتور پائین پرید و فریاد زد. زن همسایه با حدود 10 تخم مرغ از خونه بیرون دوید و در عین حال فریاد می کشید "تخم مرغ بیارید". او تخم مرغها رو شکست و سفیده رو از زرده جدا کرد". وقتی آمبولانس رسید و مسئولین کمک های اولیه مرد جوان رو دیدن پرسیدن "کی این کارو کرده؟" همه به اون زن اشاره کردن و مامورین به اون زن تبریک گفتن. "شما صورت اونو از نابود شدن نجات دادین". در انتهای تابستان مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون تشکر کرد. صورتش مثل صورت یک بچه صاف شده بود.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:36  توسط ز.حیدری
|
● توافق درباره خواست ها ازدواج با هم خانه شدن فرق می کند. هر دوی شما از همسرتان انتظارات و توقعاتی دارید. توقعاتی که هرگز از یک همخانه ندارید. بسیاری از توقعات و انتظارات شما الگو گرفته از آن چیزهایی است که والدینتان از یکدیگر توقع داشتند. مثلا شاید شما از اینکه همسر تحصیلکرده ای دارید خوشحال باشید و یا از اینکه همسرتان اهل مطالعه است راضی باشید اما واقعیت این است که شما انتظار دارید که او بعد از تحصیلاتش درآمد خوبی هم داشته باشد و اینکه او فقط مطالعه کند و به مسائل دیگر بی توجه باشد شما را ناراحت می کند. یک زوج موفق پیش از ازدواج درباره خواست ها و نیازهایشان با هم صحبت می کنند و اگر متوجه شوند که خواست هایشان با هم بسیار متفاوت است مثلا اگر مرد می خواهد که بچه دار شود و زن نمی خواهد، درباره ازدواج با هم جدی تر فکر می کنند. زن و شوهر هایی که در زندگی زناشویی شان موفق هستند بعد از ازدواج نیز درباره انتظارات و توقعاتشان گفت وگو می کنند و اگر درباره این خواست ها با هم توافق نداشته باشند از راه همدلی، گفت وگو و تعامل دیدگاه هایشان را به یکدیگر نزدیک می کنند. ● حفظ استقلال فردی اگرچه بعد از ازدواج زن و شوهر به یکدیگر وابسته هستند و آزادی های دوران مجردی تغییر می کنند، اما زن و شوهر موفق هرگز فردیت و استقلال همسرشان را نادیده نمی گیرند. این مسئله با وابستگی زن و شوهر بسیار فرق دارد. وابستگی اعضای خانواده بعد از بچه دار شدن بیشتر می شود اما این وابستگی بخاطر حمایت و علاقه زن و شوهر به هم و به فرزندانشان است. یک زوج موفق معنای این وابستگی را می دانند اما یکدیگر را تشویق می کنند تا استقلال خودشان را نیز حفظ کنند. آنها به هم اجازه می دهند تا خلوت و تنهایی خودشان را داشته باشند. به سرگرمی ها و علایق شخصی شان بپردازند و در امور فردی یکدیگر دخالت های بی مورد نداشته باشند. برای داشتن یک رابطه سالم به فردیت و استقلال همسرتان اهمیت بدهید، خواهید دید که زندگی زناشویی تان چقدر شاداب و سرزنده می شود. ● توجه متقابل پس از ازدواج این احتمال هست که از شور و شوق دوران نامزدی تان کم شود و توجه و حواستان نسبت به همسرتان کمتر شود و اگر از روی علاقه با همسرتان ازدواج نکرده باشید این مسئله بیشتر بروز پیدا می کند. دیگر همسرتان حرف اول زندگی تان را نمی زند و شما دغدغه و نگرانی کمتری نسبت به همسرتان نشان می دهید. زوج های موفق نمی گذارند که مسیر زندگی شان چنین تغییراتی داشته باشد. آنها یکدیگر را در مرکز توجه می بینند و عقاید و نیازهای شریک زندگی برایشان بسیار مهم است. آنها همسرشان را جدی می گیرند. آنها زمانی که با دیگران درباره همسرشان صحبت می کنند، همیشه از جملات محبت آمیز و زیبا استفاده می کنند. زن و شوهرهای موفق نگاه مثبتی به زندگی زناشویی شان دارند و زمانی که به همسرشان فکر می کنند او را شایسته بیشترین احترام و بهترین چیزها می دانند. ● کشف راه حل اختلافات چیزی که زندگی موفق را از ازدواج ناموفق متمایز می کند توانایی حل مشکلات و اختلافات است. اگر زمانی که با همسرتان اختلاف و درگیری دارید، نخواهید و نتوانید که راه حلی برای مشکلاتتان پیدا کنید جراحت های عمیقی در زندگی تان ایجاد می کنید. اگر می خواهید که زندگی خانوادگی سالمی داشته باشید باید بیاموزید که چگونه اختلافاتتان را حل کنید. همانگونه که زوج های موفق این کار را می کنند. آنها با هم تعامل می کنند. حتی زمانی که بدترین اختلافات را با یکدیگر پیدا می کنند تعامل درستی با یکدیگر دارند. آنها نمی گذارند که کینه و نفرت به راحتی قلب و احساس شان را پر کند. زوج های موفق اختلافات را بخش کوچکی از مسائل زندگی شان می دانند و به دنبال راه حلی برای مشکلاتشان می گردند. آنها به جای متهم کردن حامی یکدیگر هستند و با صبوری و آرامش به دنبال برطرف کردن اختلافات هستند. آنها می دانند که اهمیت و ارزش عشق بیشتر از آن است که اختلافات بتوانند به آن آسیبی بزنند. ● روابط سالم خودخواهی و بی توجهی به خواست های همسر دو عامل مهم در سردی روابط جنسی همسران است. این در حالیست که زوج های موفق در این رابطه خودخواه نیستند و به خواست های همسرشان توجه می کنند. در طی سال های دراز زندگی ممکن است به دلایل مختلف همسران روابط جنسی در نوسانی داشته باشند و به افراط یا تفریط کشیده شوند. زوج های سالم می توانند حدومرز این رابطه را بشناسند و تعادل را برقرار کنند. سلامت جنسی یکی از عوامل پایداری زندگی زناشویی است. اگر در زندگی زناشویی تان درباره این موضوع مشکلی دارید باید به دنبال چاره ای برای آن باشید. هر نوع بیماری جسمی و روحی در این مورد باید مورد بررسی قرار بگیرد تا یک رابطه سالم میان زن و شوهر ایجاد شود. این نکته ای است که زوج های موفق آن را رعایت می کنند. ● کمک به رشد یکدیگر هرگز این نکته را فراموش نکنید که شما و همسرتان همیشه یک فرد ثابت نخواهید ماند. شما با تجربه و زمان تغییر می کنید بنابراین نباید بخواهید که خودتان و همسرتان در دهمین سال زندگی مشترک دقیقا همانی باشید که روز اول ازدواجتان بودید. اتفاقاتی مثل بچه دار شدن، مرگ عزیزانتان، شکست ها و یا موفقیت های مالی و بسیاری از موارد دیگر در زندگی، باعث تغییر شما و همسرتان می شود. زوج های موفق متوجه این تغییرات هستند و توقع ندارند که هیچ تغییری در آنها ایجاد نشود. آنها انواع تحولات روحی مثبت و منفی را برای زندگی زناشویی می پذیرند. زن و شوهری که رابطه سالمی با هم دارند به خوبی می دانند که همانطور که قواعد و قانون ها تغییر می کنند آنها نیز باید تابع قانون های جدید باشند. آنها از یکدیگر حمایت می کنند و این تغییرات را به نفع زندگی زناشویی شان می دانند. آنها هرگز مانع رشد یکدیگر در مسیر زندگی نمی شوند و با همدلی تغییرات را می پذیرند. همچنین آنها سعی می کنند همانگونه که همسرشان تغییر می کند در خودشان نیز تحول و تغییر ایجاد کنند تا درک درستی از یکدیگر به دست بیاورند. ● هشیار و بیدار شاید گمان کنید که زندگی زناشویی موفقی دارید و هیچ چیز نمی تواند در رابطه شما با همسرتان خللی ایجاد کند. اما هشیار باشید. گاهی زندگی به مرور زمان و بخاطر اتفاقات ناخوشایند آسیب می بیند بدون اینکه شما متوجه این ترک های کوچک بشوید. زوج های موفق برای اینکه به این مرحله نرسند چه می کنند؟ آنها همیشه با هم گفت وگو می کنند و درباره مسائل زندگی شان گفت وگو می کنند. آنها از هم می پرسند که "کجای کار هستیم" و با این پرسش تلاش می کنند تا به یک زندگی شاد برسند. اگر هرکدام از شما نخواهید تا با گفت وگو با هم به شناخت های جدید از یکدیگر برسید مشکلات همچنان باقی خواهند ماند. زن وشوهر های موفق زمان را از دست نمی دهند و نمی گذارند با بی توجهی به رابطه زناشویی شان آسیبی وارد شود. ● تصمیم گیری مشترک آنها در مورد موضوعات مهم زندگی تصمیم های مشترک می گیرند و هرگز تک روی نمی کنند. مثلا اگر قرار است درباره مدرسه فرزندشان تصمیمی بگیرند هردو نفر درباره آن نظر می دهند. یا اگر قرار است تغییر شغل بدهند و یا خانه جدیدی بخرند تنها یک نفر تصمیم نمی گیرد. اگر عادت دارید که تصمیم های شخصی تان را به دیگران تحمیل کنید باید در مورد روش زندگی تان تجدید نظر کنید. زمانی که تنها یک نفر در مورد مسائل زندگی تصمیم می گیرد شریک زندگی همواره با این احساس درگیر است که نظر و خواسته هایش از سوی همسرش نادیده گرفته می شود. زوج های موفق تصمیم گیری های مشترک را از روی احترام به حقوق یکدیگر می گیرند. ● اعتماد همیشگی یکی از رازهای ازدواج های موفق اعتماد به یکدیگر است. اعتماد یک شبه بین زن وشوهر ایجاد نمی شود زمان زیادی لازم است که هر دونفر بتوانند کاملا به هم اعتماد کنند. اما اگر قرار است بنای درستی در زندگی زناشویی ایجاد شود زن و شوهر باید بتوانند که به یکدیگر اعتماد داشته باشند. زوج های موفق این اعتماد متقابل را در خود پرورش می دهند. آنها همسرشان را تکیه گاه خود می دانند. برای تکیه کردن به دیگری باید به او اعتماد داشت. آنها عشق و اعتماد را به عنوان دو خصلت مهم در زندگی زناشویی زنده نگه می دارند. پس به یاد داشته باشید که اگر در زندگی یک تکیه گاه می خواهید و به دنیال یک زندگی شاد هستید باید شک و بی اعتمادی را کنار بگذارید و به یکدیگر اعتماد کنید. ● تعامل مناسب آیا در زندگی زناشویی تان می توانید درباره ایده ها و افکارتان به راحتی با همسرتان حرف بزنید؟ این ویژگی زوج های موفق است که می توانند با تعامل درست با یکدیگر در مورد خواست ها، نیازها و افکارشان گفت وگو کنند. آنها نسبت به شریک زندگی شان ترس و نگرانی ندارند و از قضاوت هایش هراسی ندارند. ایجاد یک ارتباط زناشویی سالم بسیار ساده است اگر بخواهید که این رابطه را داشته باشید. برقراری این ارتباط و تعامل بسیار مهم است زیرا اگر چنین تعاملی نداشته باشید به مرور زمان عقده ها و مشکلات زیادی نسبت به همسرتان پیدا خواهید کرد. ● عشق جاویدان عشق ورزی یکی از کلید های زندگی سالم خانوادگی است. زمانی که به همسرتان عشق می ورزید شما توانایی انجام بسیاری از کارها را دارید. اگر بتوانید احساسات مثبت، دوستی و علاقه تان را به همسرتان نشان بدهید زندگی شادتر و موفق تری خواهید داشت. احساساتتان را به همسرتان ابراز کنید و گاهی با خرید گل و یا هدیه ای علاقه و عشق تان را نشان بدهید. زوج های موفق راه ابراز عشق و علاقه را می شناسند. و از هر فرصتی برای ابراز علاقه به همسرشان استفاده می کنند. رسیدن به یک زندگی شاد و سالم که در آن زن و شوهر فارغ از انواع مشکلات و سوء تفاهم ها با عشق و علاقه زندگی کنند آسان نیست اما هوشیاری و هوشمندی همسران می تواند راه رسیدن به آن باشد. برای داشتن یک زندگی موفق باید تلاش کنید و درک بالایی از زندگی مشترک و خانواده داشته باشید. از عشق ورزی خجالت نکشید و به تفسیر ها و تعبیرهای غلط دیگران در این باره اهمیتی ندهید. بسیاری از مردم تعاریف غلطی از عشق ورزی در ذهن دارند اما زوج های موفق ابراز عشق درست و کاربردی را به خوبی می شناسند. شما نیز ابتدا به تعریف درستی از عشق ورزی برسید و آن را نشان بدهید. هر کدام از الگوهایی که زوج های موفق برای بهبود روابط شان استفاده می کنند تنها در صورتی برای شما کارایی دارد که ذهن و قلب پذیرایی داشته باشید. این الگوها را جدی بگیرید و سعی کنید از آنها در زندگی زناشویی تان پیروی کنید. ![]()
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ساعت 13:6  توسط ز.حیدری
|
گاهی، روح، عواطف و احساسات کودکان هم مثل بزرگترها، دچار مشکل شده و او، به کسی احتیاج دارد که کمکش کند، ولی ما پدرها و مادرها، معمولا نمیدانیم که در این شرایط، باید به کجا مراجعه کنیم.
وقتی بینیاش کمی آبریزش دارد یا دلش درد میکند، سریع گوشی تلفن را برمیداریم و از بهترین دکتری که میشناسیم، وقت میگیریم که مبادا خطری جسم کوچکش را تهدید کند؛ ولی آیا به روان کودکمان هم همینقدر توجه میکنیم؟ اگر گوشهگیر یا مضطرب باشد، درست مثل وقتی که سرش درد میکند، به فکر دوا و درمان میافتیم؟ گاهی، روح، عواطف و احساسات کودکان هم مثل بزرگترها، دچار مشکل شده و او، به کسی احتیاج دارد که کمکش کند، ولی ما پدرها و مادرها، معمولا نمیدانیم که در این شرایط، باید به کجا مراجعه کنیم؛ روانشناس، مشاور یا روانپزشک؟ شما چه فکر میکنید؟ اصلا تفاوت میان این تخصصها را میدانید؟ از کجا شروع کنیم؟ روانشناسی، شاخهای از علوم انسانی است که هدفش، مطالعه رفتار انسانهاست؛ یعنی همه فرآیندهای ذهنی ما را مورد مطالعه قرار میدهد و مختص رفتارهای غیرعادی یا مرضی نیست. وقتی ما، در زمینه تربیت فرزندمان، به مشکل یا سوالی برمیخوریم یا حتی در وجود او، نشانههایی میبینیم که درکشان نمیکنیم، در قدم اول، میتوانیم با مراجعه به یک مشاور، راهکارهای خوبی برای برخورد با این مساله خاص پیدا کنیم؛ اما اگر در این مرحله، مشکل فرزندمان، در این مرحله و با راهحلهایی که مشاور میدهد، حل نشود، وقت مراجعه به یک روانشناس کودک است. حرف بزن، نقاشی بکش، درمان شو رفتن نزد روانشناس کودک، شبیه مراجعه به پزشک اطفال نیست؛ اینجا، خبری از تخت معاینه، قرص، آزمایش خون و... نیست. روانشناسان برای کمک به فرزند شما، احتیاج به چند سرنخ دارند تا بدانند مساله، از کجا و چهطور آغاز شده است و برای این کار، از روش سوال و جواب، نقاشی، طرح کردن معماهای ساده، بازی با کودک و... استفاده میکنند. اگر فرزند شما، خجالتی است یا در مهدکودک و مدرسه، ارتباط خوبی با بچههای دیگر برقرار نمیکند، اگر ناخن میجود یا همیشه نگران و مضطرب است، یک روانشناس، بهخوبی میتواند با او ارتباط برقرار کرده و به احساساتش پی میبرد. وقتی سیستم بدنی، به هم میخورد مراجعه به روانشناس میتواند خیال ما را درباره اینکه فرزندمان، دچار یک بیماری جدی شده، راحت کند، اما گاهی هم نتیجه بررسیهای روانشناسان، حاکی از وجود نوعی اختلال در مغز، مثل اختلالات هورمونی است. اینجاست که یک روانپزشک میتواند به او کمک کند و برای این کار، از روشهای مختلف دارویی و غیردارویی کمک میگیرد. بهطور معمول، ما، وقتی کودک را نزد روانپزشک میبریم که تمام مراحل، از روانشناس و مشاور را گذرانده باشیم. این نشانهها را جدی بگیرید 1. شبادراری یا تخلیه بیاراده ادرار که معمولا از سه تا چهار سالگی شروع میشود، یکی از شایعترین نشانههای مشکلات هیجانی بچهها در دوران کودکی است. 2. مکیدن شست: این رفتار، معمولا قبل از سه سالگی شروع میشود و علت آن، بهطور معمول، رویارویی با فشار روانی مشکلات هیجانی و اضطراب است. 3. جویدن ناخن: این واکنش، در همه گروههای سنی اتفاق میافتد، ولی بهطور معمول، از پنج سالگی شروع میشود و بیشتر، زمانی اتفاق میافتد که کودک، فشار روحی یا اضطراب یا عصبانیت داشته باشد. 4. ترس از جدایی: معمولا از دو تا 2/5 سالگی شروع میشود و ریشه آن، در مواقعی است که کودک، احساس ناامنی داشته باشد. 5. حسادت: بهطور معمول، حسادت در کودکان، از سن 2/5سالگی شروع میشود که برای یک کودک، بسیار آزاردهندهتر از بزرگسالان است و بیشتر این کودکان، چون به مادر و پدر خود، وابستهترند، به همین دلیل، علاقه چندانی به افراد بیرون از حلقه خانواده ندارند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:30  توسط ز.حیدری
|
نقاشی نیز مانند سایر تواناییهای ذهنی و عملكردهای كودك، تابع مستقیمی از سن، شرایط محیطی، نوع ارتباطات درونی و بیرونی خانواده، نوع محركات ارایه شده به كودك، متناسب بودن این محركات با سطح شناختی كودك، حساس بودن و پاسخگو بودن محیط نسبت به نیازهای ذهنی و روانی كودك و ویژگیها و گرایشات كلی شخصیتی كودك است. در تحلیل نقاشی، باید این نكته را در نظر داشت كه میتوان حالات روانی و احساسی كودك را از میان اجزای نقاشی استنباط كرد، اما این در شرایطی است كه كودك، با آزادی و به دلخواه خود و نه به اصرار اطرافیان، دست به قلم ببرد.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:27  توسط ز.حیدری
|
2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد. 3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند. 4. آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند. 5. دلتان را تبدیل به اقیانوسي آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد. 6. سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود. 7. تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند يك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند. 8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:5  توسط ز.حیدری
|
|