|
درست است كه بعد از تمام این سختیها چند روزی درد دستها و پاهایش او را خانهنشین میكرد، ولی با این حال شوق رسیدن بهار باعث میشد تا سال بعد همه این دردسرها را فراموش كند، اما این روزها فكرش بدجوری مشغول شده بود. مدام یاد حرفهای همسایهاش میافتاد كه چند روز پیش میگفت هرسال عید تقریبا نیمی از وسایل خانهاش را عوض میكند و تمام این كارها را برای ایجاد روحیه شادابی و نشاط در خانه ضروری میدانست. نمیخواست به این حرفها اهمیتی بدهد، اما به محض اینكه این افكار را از ذهنش بیرون میكرد ناخودآگاه یاد مهمانی هفته گذشته میافتاد كه خواهرش گفته بود برای سال جدید اتومبیلشان را عوض میكنند و به این ترتیب سراسر وجودش از حسادت پر شده بود. خلاصه آنكه امسال با تمام سالهای دیگر برایش تفاوت داشت. آنقدر به این حرفها فكر كرد كه نتوانست آنجور كه میخواهد خانهاش را تمیز كند و بالاخره در حالی كه از شدت خستگی روی زمین دراز كشیده بود با خودش فكر كرد خانهتكانی دلش حتی از تمیزكردن خانهاش هم ضروریتر است. اگرچه این روزها سرتان حسابی شلوغ است و حتی فرصت سر خاراندن هم ندارید، اما روزهای پایانی سال همیشه بهانه خوبی است كه سری به درونتان بزنید و فكری به حال ویژگیهای منفیتان كنید. كار سختی نیست. فقط كافی است گام به گام با ما همراه باشید تا در نهایت قبل از سال جدید بسیاری از نكات منفی رفتارهایتان را كنار بگذارید، پس شروع میكنیم. - وقتی زود عصبانی میشوید مدتی است بسرعت عصبانی میشوید. فقط كافی است همه چیز آنگونه كه مد نظرتان است پیش نرود تا یكباره مانند كوه آتشفشان فوران كنید و هر آنچه كه اطرافتان است، بسوزانید. البته لازم به گفتن نیست كه چند دقیقه بعد، دیگر از چهره برافروخته شما و داد و هوارهایتان حتی كوچكترین نشانهای باقی نمانده است. تنها شما ماندهاید با احساسی از شرمندگی و برچسبهایی از سوی دیگران كه شما را به عنوان فردی عصبانی میشناسد.
در مرحله بعدی باید بدانید كه عصبانیت انرژی زیادی تولید میكند و شما باید سعی كنید این انرژی را كنترل كنید. برای این منظور میتوانید به سراغ فعالیتهایی بروید كه باعث تخلیه انرژی شما میشود. برای مثال خودتان را سرگرم كاری غیرمرتبط با دلیل عصبانیتتان كنید یا به طور مرتب ورزش را در برنامههای روزانهتان لحاظ كنید. قدم زدن هم از جمله پیشنهادهای كاربردی است كه تأثیر آن حتما شما را شگفتزده خواهد كرد. عصبانیت در اغلب موارد موجب تخریب روابط اجتماعی میشود چراكه شما دستكم تلاش میكنید خشونتتان را بر سر كسانی كه در مرتبه پایینتری از شما قرار دارند و اتفاقا مقصر هم نیستند، تخلیه كنید. ادامه پیداكردن این فرآیند دلخوریهای عمیقی بین شما و اطرافیانتان ایجاد میكند كه براحتی قابل جبران نیستند. بنابراین هنگامیكه احساس خشم و عصبانیت بر شما غلبه كرد چند نفس عمیق بكشید و قبل از اینكه حرفی را بر زبان بیاورید آن را چند بار در ذهنتان مرور كنید. حتی میتوانید از تكنیك نوشتن استفاده كنید به این ترتیب كه حرفهایتان را روی یك كاغذ بنویسید و سپس آن را كنار بگذارید. اگر چند روز بعد به آن مراجعه كنید متوجه میشوید كه تا چه حد تندروی كرده بودید یا اگر آن همه خشم را بیان میكردید با چه نتایج ناراحتكنندهای روبهرو میشدید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 11:28  توسط ز.حیدری
|
چهل و یک مورد از کم هزینه ترین لذتهای دنیا 1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 2- سعی كنیم بیشتر بخندیم. 3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم. 4- با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم. 5- گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم. 6- بیشتردعا كنیم. 7- در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم. 8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم. 9- لذت عطسه كردن را حس كنیم 10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم. 11- زیر دوش آواز بخوانیم. 12- سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم . 13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. 14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. 15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم! 16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم. 17- برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است! 18- مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمعآوری كنیم. 19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم. 20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهیها باشد چه بهتر. 21- گاهی از درخت بالا برویم. 22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم. 23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!. 24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم 25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم 26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم. 27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم. 28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم 29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم. 30- زیر باران راه برویم. 31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم 32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم . 33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم. 34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم. 35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم. 36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم. 37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم. 38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم. 39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم. 40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:50  توسط ز.حیدری
|
ما انسان ها اهل عادت هستیم. زود به هر چیزی عادت پیدا می کنیم و آن عادت پایه زندگیمان می شود. هریک از ما انواع عادت های فکری و جسمی داریم که بعضی مثبت و بعضی منفی هستند.
مجله موفقیت: ما انسان ها اهل عادت هستیم. زود به هر چیزی عادت پیدا می کنیم و آن عادت پایه زندگیمان می شود. هریک از ما انواع عادت های فکری و جسمی داریم که بعضی مثبت و بعضی منفی هستند. ورزش کردن یک عادت جسمی خوب و سیگارکشیدن یک عادت جسمی بد است. هر روز میوه و سبزی تازه خوردن یک عادت جسمی خوب و هر روز فست فود خوردن یک عادت جسمی بد است. شکرگزاری یک عادت فکری مثبت و ناشکری یک عادت فکری منفی است. برنامه ریزی و بودجه بندی یک عادت خوب مالی و ولخرجی یا حساسیت بیش از حد عادات بد مالی است و همه عادت های مثبت و منفی ما تبعات و پیامدهای خود را داراست. خوب است بدانیم که موفقیت و شکست هم عادت است. عادت ها در اثر تکرار به وجود می آیند. وقتی ما به ریشه عادت هایمان پی ببریم، روی محوکردن افکاری که عادت های منفی مان را ایجاد کرده ایم کار کنیم و عادت های مثبت تری در خودمان به وجود بیاوریم، زندگیمان به طور قابل ملاحظه ای بهتر می شود و رضایت خاطر بیشتری کسب می کنیم. جالب است که بیشتر ما با وجودی که می دانیم عادتی بد است باز به آن ادامه می دهیم و با وجودی که می دانیم عادتی خوب است باز تلاش چندانی در جهت پرورش آن در خودمان نمی کنیم. علتش این است که دانستن سطحی با آگاهی عمیق متفاوت است. اگر مطالب مفیدی که در روزنامه می خوانیم یا از رادیو و تلویزیون می شویم، به نگرش ما تبدیل نشوند به سرت فراموش می شوند. اگر نگرش مراقبت از جسم مان و سلامتی مان را نداشته باشیم، صرفا دانستن فواید میوه و سبزی و تغذیه سالم باعث نمی شود تا عادات بد غذایی مان را کنار بگذاریم. پس نگرش همه چیز است. نگرش ها و عادت های ما به مرور زمان به وجود می آیند. تمام نگرش ها و عادت های مثبت هم می توانند از جایی شروع شوند و با تمرین و تکرار ادامه پیدا کنند. درواقع نگرش چیزی بیش از عادت فکر کردن نیست. روند ایجاد عادات خوب یا بد هم یکی است. عادت ها غرایزی نیستند که ما با آنها به دنیا بیاییم. عادت ها کنش ها یا واکنش ها اکتسابی هستند. درواقع عادت ها به آسانی ایجاد می شوند اما وقتی محکم در سیستم فکری و رفتاری ما جا گرفتند ترک کردنشان تا حدی سخت است. این خصوصیت در رابطه با عادات منفی مثل سیگارکشیدن برایمان مشکل ایجاد می کند و در رابطه با عادات مثبت مثل ورزش یا تغذیه سالم به نفع ماست. عادات خوب پیدا کنید بیشتر ما اجازه می دهیم عادات منفی مان بر ما مسلط شود و اثرات زیان بار در زندگیمان به وجود بیاورد. کسب آگاهی درمورد عادات بدمان کمک می کند تا آنها را به عادات خوب بدل کنیم. گام های زیر کمک می کند تا از این عادات آگاه تر شویم و کاری درباره شان بکنیم: گام اول: عادات بدتان را بنویسید. گام دوم: علت اولیه آن چه بوده؟ گام سوم: علل دیگر آن چه بوده؟ گام چهارم: عادت مثبتی انتخاب کنید که جای عادت منفی را بگیرد. گام پنجم: به عادت مثبت فکر کنید و مزایا و نتایج آن را درنظر بگیرید. گام ششم: برای ایجاد این عادت اقدام کنید. گام هفتم: هر روز این عادت را تقویت کنید. گام هشتم: با یادداشت کردن مزایای عادت خوبتان به خودتان پاداش دهید. به خاطر داشته باشید که وقتی تصمیم می گیرید با پرورش نگرش صحیح عادت های خوب ایجاد کنید کار، تازه آغاز شده است. پس از تا پایان عمر باید تصمیم بگیرید که همچنان نگرش صحیح را حفظ کنید و عادت های خوبتان را ادامه دهید. اگر این کار صورت نگیرد، معمولا عادت های بد به سرعت برمی گردند. چقدر ما این جمله تکراری را شنیده ایم که «از فردا سیگار را ترک می کنم» یا «از شنبه دوباره ورزش کردن را شروع می کنم». مرحله بندی پرورش عادت خوب است بدانید که هر کاری وقتی مرحله بندی شود بهتر نتیتجه می دهد و احتمال موفقیت آن بیشتر می شود. وقتی سعی می کنید عادت های بد را با عادت های خوب جایگزین کنید سه مرحله این کار را درنظر بگیرید. مرحله اول: چند روز اول همیشه دشوارترین روزها هستند. شکستن عادات کهنه سخت است و شما مدام باید ذهنتان را روی هدفتان که پرورش عادات جدید و مثبت است متمرکز نگه دارید و هشیار باشید. مرحله میانی: زمانی که عادات خوب کم کم ریشه می دواند، مواردی پیش می آید که میزان عزم و اراده تان در پایبندی به عادت خوب جدید به چالش کشیده می شود. مثلا همکاری می گوید: «حالا یک نخ سیگار که مساله ای ایجاد نمی کند. بیا فقط همین یکی را بکش» یا دوستی می گوید: «با یک بار غذای چرب و چیلی خوردن که آدم سکته نمی کند. بیا فقط همین یک بشقاب غذا را بخور». و شما فکر می کنید که واقعا یک «بار» که اشکال ندارد. ولی همین یک «بار»هاست که مجموعه عادت ها را تشکیل می دهد. پس همیشه در انتخاب هایتان باید هشیار باشید. خبر خوب این است که هرچه انتخاب آگاهانه تر و صحیح تری داشته باشید و عادات درست تری ایجاد کنید، احتمال تحکیم و تقویت آنها و امکان پرورش عادات خوب جدیدتر بیشتر می شود. مرحله پایانی: در مرحله آخر بیش از همیشه با ید مراقب باشید. همه ما افرادی را می شناسیم (ازجمله خودمان) که پس از کاهش وزن به طور ناگهانی دوباره به عادت پرخوری رو آورده و حتی بیشتر از قبل وزن اضافه کرده اند. یا پس از چند سال ترک سیگار، به دنبال بروز ناراحتی ای در زندگی شخصی شان – درواقع به بهانه آن – از نو به سیگارکشیدن رو آورده اند. پس همیشه باید مراقب باشید تا به هیچ وجه دوباره به دام عادات منفی نیفتید. تغییر باور و کلام برای ترک عادات ناپسند و پرورش عادات پسندیده لازم است باورهایمان را تغییر دهیم. مخصوصا وقتی در حال ترک عادت بدی هستیم بسیاری از اطرافیانمان که اتفاقا خودشان گرفتار همان عادات بد هستند آگاهانه یا ناخودآگاه حرف هایی می زنند که دلسردمان می کنند. این همان جایی است که بیشترین باور و ایمان به درستی نگرشمان را لازم داریم. فرد موفقی را می شناسم که هر روز پنجاه بار این عبارت را تکرار می کند: «من می توانم این کار را بکنم.» تکرار مدام جملات مثبت کمک می کند تا فرد به خوشد ایمان بیاورد و با موج دلسردی ناشی از ناباوری دیگران مقابله کنید. روند ایجاد باور به توانایی تان را با تغییر کلامتان اتخاذ کنید. برای این منظور: این واژه ها را کاملا حذف کنید: 1 – نمی دانم 2 – اگر 3 – شک دارم 4 – فکر نمی کنم 5 – وقت ندارم 6 – شاید 7 – می ترسم که 8 – فکر نمی کنم بشود 9 – من 10 – غیرممکن است این واژه ها را به فرهنگ لغتان اضافه کنید: 1 – می توانم 2 – انجام می دهم 3 – انتظار بهترین ها را دارم 4 – می دانم 5 – وقت پیدا می کنم 6 – حتما 7 – مطمئنم 8 – مطمئنم می شود 9 – ما 10 – همه چیز ممکن است بخواهید که تغییر کنید هیچ چیز بیش از آرزو و میل شدید برای تغییرکردن نمی تواند موفقیت ما را تضمین کند. بیشتر ما تا زمانی که واقعا مجبور نشویم دست از عادت های بد خود برنمی داریم. خیلی ها تا زمانی که پزشک متخصص قلب و عروق یا متخصص ریه شان هشدار جدی نداده دست از سیگارکشیدن برنمی دارند. بیشتر ما تا زمانی که در اثر تغذیه ناسالم دچار مشکل جدی نشده ایم به عادات سالم رو نمی آوریم. اما این نگرش درست نیست و به لحاظ مالی و جسمی و روحی بهای سنگینی برای ما دارد. نگرش درست این است که فکر کنیم چاره ای جز ترک عادات بد و پرورش عادات خوب نداریم. می گویند روزی قورباغه ای کنار جاده ای جست و خیز می کرد که ناگهان در گودال بزرگی افتاد و هر کاری که کرد نتوانست از گودال بیرون بیاید. همان موقع خرگوشی از راه رسید و قوراغه را ته گودال دید و خواست به او کمک کند، اما موفق نشد. انواع حیوانات دیگر جنگل آمدند و شجاعانه تلاش کردند تا به قورباغه بیچاره کمک کنند، اما آنها هم سرانجام دست از این کار برداشتند. آنها درحالی که می رفتند گفتند: «برمی گردیم و برایت غذا می آوریم. ظاهرا حالا حالاها باید این جا باشی.» مدتی از رفتن آنها نگذشته بود که صدای قورباغه را شنیدند که کنارشان جست و خیز می کرد. باورشان نمی شد! با تعجب گفتند: «اصلا فکر نمی کردیم بتوانی بیرون بیایی» قورباغه پاسخ می داد: «من هم فکرش را نمی کردم. اما کامیون بزرگی داشت درست به طرفم می آمد. بنابراین مجبور شدم فکرش را بکنم». ما هم فکرش را بکنیم. فکر کنیم که چاره ای جز موفقیت نداریم. فکر کنیم چاره ای جز ترک عادات بد نداریم. فکر کنیم چاره ای جز کسب عادات خوب نداریم. انسان موجود اهل عادت است. ما به همه چیز عادت می کنیم. ما چند شکست می خوریم و بعد به شکست عادت می کنیم. بیایید از خصوصیت بشری عادت کردن به نفع خودمان استفاده کنیم. عادت کنیم که موفق شویم. عادت کنیم که به رغم مشکلات و ناملایماتی که برای هرکسی پیش می آید پیش برویم. عادت کنیم که با نگرش مثبت با موقعیت های منفی زندگی رو به رو شویم. عادت کنیم که در هر مشکلی فرصتی ببینیم. عادت کنیم که به جای گیرکردن در گذشته، در زمان حال زندگی کنیم و به آینده امیدوار باشیم. یادمان باشد عادت های بد ما زندگیمان را ویران می کند. عادت های خوبمان زندگیمان را می سازد. عادت خوب موفقیت را در خودمان پرورش دهیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:36  توسط ز.حیدری
|
یکی از بهترین شیوه ها برای بالابردن آی کیو فرزندتان، ایجاد یک محیط محرک در خانه است. می توان محیطی از نظر ذهنی برای تشویق و تحریک فرزندان ایجاد کرد. در اینجا چند شیوه پایه ای که می توانید برای این هدف به کار برید را مثال می زنیم.
برترین ها: آندریو لو: خیلی از والدین برای این که نقشی در کامیابی فرزندان شان در مدرسه و در زندگی آتی آنها داشته باشند، حاضر به انجام هر کاری هستند. والدین به سختی کار می کنند تا فرزندان شان را با فرستادن به بهترین مدارس و ایجاد یک محیط عالی برای رشد احساسی و جسمی آنها باهوش و مستعد بار بیاورند. باوجود تلاش های سخت آنها، خیلی از ما از پیشرفت فرزندان مان در راه کامیابی راضی نیستیم.در خیلی از موارد والدین تلاش می کنند تا سطح کامیابی فرزندان شان را با نمرات آنها در مدرسه اندازه گیری کنند. گاهی اوقات والدین تلاش می کنند تا نمرات فرزندان شان را با هم کلاسی های آنها در مدرسه مقایسه کنند. کارشناسان بر این باورند که این مقایسه ها می توانند اشتباه باشند یا در درازمدت تاثیری معکوس داشته باشند. چون هوش یا استعداد خصوصیاتی هستند که نمی توان آنها را ساخت یا تعیین کرد. حالا سوال مهم این است که آیا والدین می توانند هوش فرزندان خود را بالا ببرند؟ نظر کارشناسان در این رابطه به دو دسته تقسیم می شود و برخی معتقدند که چنین امری شدنی است و عده ای دیگر کاملا با این ایده مخالفت می ورزند. با این وجود، تحقیقات اخیر نشان داده که می توان هوش فرزندان را به میزان چند درجه با به کارگیری چند تکنیک و راهکار مختلف افزایش داد. یک آزمون استاندارد آی کیو با انجام یک سری اصول میزان هوش کودک را اندازه گیری می کند. خیلی از تست های استاندارد آی کیو، به منظور اندازه گیری سطح یا میزان هوش یک کودک بسته به سن او، مورد استفاده قرار می گیرند. آی کیو متوسط افراد حدود 100 معرفی شده و هر امتیازی پایین تر از 70 رضایت بخش نیست. بالابردن و افزایش آی کیو یک کودک بازی دشواری است. چون در واقع شما مغز فرزندتان را با انجام یک سری تکنیک های انقلابی و شیوه های مدرن، دستکاری می کنید. ارتقای آی کیو کودک بدین معناست که شما پروسه فکری فرزندتان را مطابق میل و خواسته خود و هماهنگ با محیطی که در آن رشد می کند، تنظیم می کنید. یکی از بهترین شیوه ها برای بالابردن آی کیو فرزندتان، ایجاد یک محیط محرک در خانه است. می توان محیطی از نظر ذهنی برای تشویق و تحریک فرزندان ایجاد کرد. در اینجا چند شیوه پایه ای که می توانید برای این هدف به کار برید را مثال می زنیم. - وقتی با فرزندتان حرف می زنید از ژست ها و حرکات چهره ای پراشاره استفاده کنید. این پروسه ساده محیطی محرک برای رشد مغز ایجاد می کند. - خواندن کتاب موقع خواب فرزند هم ایده دیگری است که به کودک برای فهم متن، زبان و صدا کمک می کند. - به فرزندتان برای قاطی شدن با فرزندان دیگر کمک کنید تا قدرت همکاری را بفهمند و یاد بگیرند. - نشانه های زبانی و حرکات تقلیدی به فرزندان تان کمک می کند تا مهارت هایی نظیر تشخیص چهره، حدس زدن، فکر کردن، آنالیز و غیره را یاد بگیرند. - هر بار که واقعا نیاز است کنار فرزندتان باشید. فرزندان وقتی در حال انجام تکالیف خانه یا فعالیت های دیگر نظیر نقاشی هستند به حمایت والدین شان نیاز دارند. کودکان فعال، کودکان شادی هستند. فعالیت فیزیکی که شامل ورزش و بازی های مختلف است، گردش جریان خون را به همه اعضای بدن نظیر مغز و سیستم عصبی تسریع می بخشد. خون تازه با اکسیژن فراوان، قدرت تمرکز، توجه و فکرکردن بدن کودک را بالا می برد. فعالیت جسمانی در کودکان می تواند به بهتر فکرکردن، خلاقیت و تحریک قدرت مغز، تمرکز و همه عواملی که در بالابردن آی کیو موثر است، منجر شود. بازی های فیزیکی هم به رشد بهتر بدن و مهارت های شناختی آنها کمک خواهد کرد. شطرنج و موسیقی دو نمونه از بهترین فعالیت هایی هستند که می توانند به بالابردن سطح آی کیو کمک کنند. موسیقی و ریتم آن را از کودکی در زندگی فرزندان تان وارد کنید و نظاره گر عملکرد بهتر فرزندتان در مدرسه و در فعالیت های دیگر او باشید. تقریبا هر روز با فرزندتان شطرنج بازی کنید. شطرنج همچون ژیمناستیک ذهنی است که به کودک شما در توسعه قدرت تمرکز و پروسه فکرکردن او کمک می کند. با اینکه تعدادی از کارشناسان بر این باور هستند که تست های آی کیو نمی توانند به طور دقیق میزان هوش و استعداد کودکان را تعیین کنند، اما آنها بینش های پایه ای درمورد اینکه کودکان چگونه می توانند در بعضی از بخش های آکادمیک و مدرسه ای عمل کنند، ارائه می دهند. البته والدین باید به اندازه کافی محتاط باشند. فرزندان موفق کودکان فوق العاده ای هستند که فقط در تست آی کیو بهتر از بقیه نیستند ولی در احساسات و مهارت های زندگی هم قوی تر از دیگران به نظر می رسند. بالابردن آی کیو فرزندان فعالیت فشرده ای است که به کمک و تلاش زیاد والدین نیاز دارد. فقط به یاد داشته باشید که هوش، استعداد و درخشش هدایایی هستند که خداوند از ابتدا در کودک شما قرار داده و شما تا حد مشخصی می توانید در کامیابی فرزندان تان دخیل باشید. تغذیه خوب، خواب مناسب و تمرینات کافی در جهت پرورش ذهن برای بالابردن سطح آی کیو فرزند شما موثر هستند. هوش احساسی و اجتماعی، کلیدهای اصلی کامیابی ری سیوری: شاید این موضوع به عنوان یک جنبه فاقد اهمیت از کامیابی به نظر برسد. ولی رابطه خوبی با دیگران عاملی موثر و بزرگ در راه رسیدن به کامیابی محسوب می شود. این موضوع حتی میان کودکان هم از همین درجه اهمیت برخوردار است. برای افراد موفق، توسعه بخشیدن هوش اجتماعی و احساسی به نحوی که بتوانند زندگی خود را ترقی دهند و آن را بهبود بخشند، حیاتی است. «هوش اجتماعی» چیست؟ هوش اجتماعی نوعی از هوش فردی است که نمی توان آن را با تست یا آزمون محاسبه کرد و در عین حال نشان دهنده چگونگی رابطه برقرارکردن افراد در جامعه با دیگران است. کسب مهارت های اجتماعی یک جنبه خیلی حیاتی در کسب کامیابی است چون اگر افراد قادر به برقراری رابطه با مردم دور و برخود باشند، در ذهن دیگران به عنوان فردی با عقاید مقبول و با ارزش شناخته می شوند. بعضی از مردم از اهمیت این موضوع غافل می شوند. برای داشتن یک زندگی کامل، اشخاص باید افراد پیرامون خود را راضی نگه دارند. افرادی که در روابط خود با چالش رو به رو هستند، می توانند درمورد هوش اجتماعی چیزهای زیدی بیاموزند. چراکه هیچ شخصی با هوش اجتماعی درونی متولد نمی شود. اگر این چالش به منظور برقراری رابطه خوب با دیگران باشد، در زمان حرف زدن با دیگران، می توان این گونه فکر کرد: آیا چیزی که می گویم آنها را ناراحت و عصبی و افسرده می کند؟ آیا حرفی که می زنم باعث می شود که آنها احساس احترام، به بهترین شکل ممکن اداره کنند. درواقع واژه ها می توانند تفاوت های بزرگی ایجاد کنند. هوش احساسی در زمان های سختی که پیش رو دارند، محک می زند. هوش احساسی عاملی است که هر شخص می تواند آن را یاد بگیرد و پایه و اساس توسعه شخصی است. خیلی راحت می توان به ذهنی با هوش احساسی بالا رسید و این کار را می توان با تمرین و انگیزه انجام داد. وقتی هوش فردی خود یا فرزندتان را توسعه می دهید باید این نکات را در ذهن داشته باشید. اشتباهات فقط یک گام شما را به کامیابی نزدیک می کنند. همیشه افراد بهتری هستند که می توان با آنها ملاقات کرد و آشنا شد. هوش اجتماعی و احساسی فاکتورهای مهمی در راه رسیدن به کامیابی هستند. دستیابی به هوش اجتماعی و احساسی چیزی است که می توان با زمان و تمرین به آن دست یافت.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:34  توسط ز.حیدری
|
اگر قرار بود کودکم را دوباره تربیت کنم، بیشتر نقاشی با انگشت را به او یاد میدادم تا اینکه با انگشت برایش خط و نشان بکشم.
قدرتِ عشق را یادش میدادم اگر قرار بود کودکم را دوباره تربیت کنم، بیشتر نقاشی با انگشت را به او یاد میدادم تا اینکه با انگشت برایش خط و نشان بکشم. کمتر غلطگیری کرده و بیشتر صحیح انجام دادن را یادش میدادم. چشم از خودم میشستم و به او چشم میدوختم. کمتر به داشتن و بیشتر به مراقبت میپرداختم. با او پیادهروی و بادبادک بازی میکردم. اداهای جدی را کنار گذارده و جدیتر بازی میکردم. بیشتر در دشت و دمن همراهش دویده و به ستارهها زل میزدم. بیشتر او را در بغل میفشردم و کمتر زور میگفتم. کمتر سختگیری و بیشتر تشویق میکردم. اول به اعتماد بهنفس و بعد به پوشاک و مسکن میپرداختم. کمتر عشقِ قدرت و بیشتر قدرتِ عشق را یادش میدادم. با هم شاد باشید با خردسال خود لذت ببرید! اگرچه گاهی بهنظر میآید که او اصلا بزرگ نشده اما دائم در حال رشد است. روزهای طولانی بیپایان بهتدریج جای خود را به روزهایی میدهند که دیگر برایشان وقت ندارید. کودکانی که زمانی در هر چیز به شما نیاز داشتند کمتر و کمتر به شما نیاز خواهند داشت و روزهای پیادهرویهای با فراغبال، بازیها و چرتهای بعدازظهر جزو خاطرات شاد و گرم میشوند. امیدوارم شما به همراه کودکتان ساعات شادي را در کنار هم پر از اوقات بازی، رشد و یادگیری داشته باشید. مادر خوبی شدم اگرچه تصدی امور یک نوزاد برای والدینِ تازهکار سخت است، اما معمولا خیلی طول نمیکشد که اکثرا به راحتی یاد میگیرند جایش را عوض کنند، غذایش بدهند، از او نگهداری کنند و بخوابانند. همینکه نوزاد پا میگیرد اکثر والدین قادرند دماغش را پاک کنند، پوشکش را عوض کنند، غذا درست کنند- غذایی که کسی نمیخورد- اسباببازی و لباس مناسب بخرند و البته رختشویی و اتوشویی کنند. اما از مرحله راه رفتن که میگذرند و به مرحله خردسالی و تجربهگرایی میرسند، نیازهایشان بهشکل عجیبی عوض میشود. والدین آمادگی تامین نیازهای زندگی روزانه خردسال را ندارند و غالبا درگیر این چالش دائم هستند تا نیازهای بدنی، ذهنی، عاطفی و روحی آنها را برآورند. اولینبار با این مسئله در زندگیام با یک خردسال طی زمستانی استثنائاً بارانی و در منطقهای ساحلی رو بهرو شدم. دختر بزرگم «آندریا» 3 ساله بود. خواهرش «امیلی» تقریبا 2 ساله و «جاشوایِ» نوزاد هنوز 6 ماه نداشت. امیلی در بحبوحه جیش گفتن بود و جاش حداقل هر 2 ساعت یکبار باید شیر میخورد. آندریا که خوش اخلاق و شیرین بود و زود آرام میگرفت کمکم مشکل ساز میشد و با ادامه بارندگی اخلاقش بدتر میشد. میخواست کارهای تازه بکند و تجربیات تازه داشته باشد، اما اکثر انرژی و وقت من صرف 2 بچه کوچکتر میشد. با گذشت روزها که درماندگی من مثل عقدهای برایم شده بود دچار شک و تردید درباره توان (و در نتیجه کمبود) خود بهعنوان مادری خوب شدم. همیشه درباره «زمان کیفی» با کودک شنیده بودم اما بهنظر میرسید من زمان کمّی بسیار وحشتناکی بدون کیفیت داشتم! درحالیکه میدانستم نمیتوانم همیشه همه چیز را برای تجربه او ریخت و پاش ببینم فهمیدم که باید چیزی یا کاری کنم تا برای خردسال کوچولویم خلاقیت و تحرک جالبی فراهم کنم. فهمیدم باید فعالیتها و محیطی باشد که هم او را سرگرم کند هم برایش چالش برانگیز باشد، ایدههایی برای پروژههای کوچک داشتم تا باهم روی آنها کار کنیم، اما چیزهایی هم میخواستم تا او بتواند به تنهایی انجام دهد وقتی من مشغول هستم و کار دارم. چون فقط با تکیه بر درآمد شوهرم زندگی ما میچرخد پس باید فعالیتهایی باشند که از وسایل موجود در خانه بهره گیرند. شروع به کاوش در خانه کردم تا بهتر بتوانم نیازهای خانواده را تأمین کنم. همه نوع وسایل جالب برای بازیهایمان را جمع میکردم. فکرم را بیشتر سازماندهی کرده و سعی داشتم روی چیزهایی تمرکز کنم که باهم انجام دهیم. کمی هم به خودم استراحت دادم تا با بچههایم لذت بریم و از شادیهای کوچک و ساده آنها شاد شوم. با بازگشت احساس کنترلم دوباره اعتماد به نفس در تواناییهای مادریام به من برگشت. با اینکه ادعای «تخصص» از هیچ نوع ندارم اما تجارب من- در هر روز و با سه بچه کوچولو- به من یاد داد چه چیزی مفید و چه چیزی بیثمر است. این کتاب مجموعهای از ایدهها و فعالیتهایی است که نیازهای مادری مرا و نیز بچههایم را طی آن سالهای پرچالش قبل از مدرسه تأمین کردند. این کتاب حاوی پیشنهاداتی در هر موقعیت و شرایط، داخل و خارج خانه، تابستان و زمستان، اوقات خوش و ناخوشی است. اگرچه این کتاب را مادری خانهدار بهعنوان منبع اطلاعات برای افرادی با همان شرایط است، اما مطمئن باشید برای هر کس که کودکی خردسال در زندگی دارد مناسب است: مادران یا پدران، مادربزرگها و پدربزرگها، عمه و خاله و دایی و عمو، پرستاران بچه، مربیان مهد کودک، معلمان پیش دبستانی، کلیساها یا مربیان بازی، اگر در جستجوی کتابی خوب درباره رفتار با پیش دبستانیها و نحوه برخورد با آنها هستید، این کتاب مسلما بهدرد کارتان میخورد. بهرغم اینکه ایدههای طرح شده در اینجا تا مدتها پس از مرحله خردسالی هم برای کودک شما سرگرم کننده هستند اما اکثرا برای کودکان سنین 3 تا 6 سال مناسبند. از آنجا که تواناییهای بچهها در این دامنه سنی بسیار متفاوت است بعضی ایدهها برای بچههای 3 ساله بسیار پیشرفته و بعضی نیز برای کودک 5 یا 6 ساله بسیار ساده هستند. پس در انتخاب فعالیتها نهایت دقت را بهعمل آورید تا با ظرفیتها و علایق کودکتان منطبق باشند و خودتان نیز در صورت لزوم آماده نظارت بر آنها باشید. «وقتی او را بشناسید دیگر نیست. اثر انگشتان روی دیوار بزرگتر و بزرگتر میشوند. بعد ناگهان محو میگردند.»
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:32  توسط ز.حیدری
|
بزرگترها میتوانند الگوی بسیار مناسبی برای آغاز رفتارهای درست جنسی در کودکان باشند. شما میتوانید با داشتن ارتباطی که حاکی از عشق و محبت میان شماست به کودک تصویر خوبی از الگوی جنسیتی ارائه دهید
برترین ها: جلوگیری از احساس نابهنگام جنسی دو بخش اساسی دارد. بخش اول، مراقبتهایی است که والدین باید در رابطه با خود داشته باشند و بخش دوم مراقبتهایی که در رابطه با فرزندان خود باید پیش بگیرند که هرکدام به شرح زیر است: مراقبت والدین در رابطه با فرزندان ۱. شستوشو و تطهیر: به عنوان مثال در 3 یا 4 سالگی، وظیفه استحمام پسران بهتر است بر عهده پدر باشد. در مجموع شستوشوی کودکان پس از دفع و مراقبت از بهداشت او در دوران کودکی خود عامل مهم و اساسی در پیشگیری از بیماریها و کمک به بهداشت جنسی کودک است. ۲. پوشش و لباس: از ۳ سالگی به بعد باید لباس کودک به نوعی حاکی از جنسیت او باشد و لباسهای او چسبان و تنگ نباشد. لباسهای زیر، زبر نباشد زیرا باعث تحریک و خارش بدن او میشود. ۳. ختنه: انجام ختنه از همان هفته اول تولد و در برخی منابع تا پایان ماه اول توصیه شده است. رعایت این امر سبب احساس درد کمتر، جوش خوردن زخم به صورتی سریعتر و سبب حفظ سلامت و پیشگیری از بروز پارهای از بیماریها و عوارض است. ۴. بازیها: بهتر است بازیها در حضور والدین و در معرض دید آنان باشد، تا اگر خطايی اخلاقی توسط کودکان در بازی صورت گرفت، والدین آن را تذکر دهند. بازیهای افراد بالغ با کودکان به ویژه در رابطه با جنس مخالف باید زیر نظر و تحت مراقبت باشد. ۵. خواب و استراحت: برنامه کودک را باید طوری تنظیم کرد که او همیشه یک ساعت زودتر از شما بخوابد. باید او را عادت داد تا خسته نشده، وارد بستر نشود. صبحها پس از بیداری در تخت خواب نماند، به پشت بخوابد، دستها از پتو بیرون باشد که لحاظ كردن این امور نوعی مصونسازی او از وسوسههاست. 6. نوازشها: نوازشهای مادران با کودکان خردسال باید تحت ضابطه باشد. بازی و نوازش دراطراف دستگاه تناسلی کودک اگر چه او بسیار خردسال است برای کودک مسئله آفرین میشود. او امروز از آن لذت میبرد، ولی فردا ممکن است گرفتار و اسیر آن شود و هنگامی که این لذت در او تثبیت شد امکان ترک آن وجود نخواهد داشت. 7. دستکاریها و لمسها: ضروری است به کودک تفهیم شود درست نیست او بدن خود را دست کاری کند یا دیگران حق ندارند به بدن او دست بزنند. این وضع باید به تدریج و آرام و بدون هیچگونه تهدیدی صورت گیرد. بلکه هر بار که سرگرم آن است باید به آرامی او را از این امر باز داشت. با صمیمیت و دوستی دست او را میگیریم و میگويیم من دوست ندارم تو این کار را بکنی. البته بجاست که دست او را به اسباب بازی یا شیی مشغول دارند که به خود نپردازد. در معاشرتها دختر و پسر، در سنین خردسالی نباید آنها را از هم جدا کرد، ولی هنگامیکه طفل به سنین تمیز رسید این جدایی لازم است. مراقبت والدین در رابطه با خود مراقبتهایی که والدین در زمینه تربیت جنسی قبل از بلوغ باید در رابطه با خود داشته باشند، متعددند. در واقع پدران و مادرانی که خواستار داشتن فرزند سالم در ابعاد مختلف جسمی، روانی و اجتماعی هستند، لازم است مراقبتهایی را در روابط خود لحاظ کنند که مهمترین آنها عبارتند از: ۱. در مناسبات جنسی: والدین لازم است مناسبات جنسی خود را از دید فرزندان خود اگر چه خردسال باشند دور و محفوظ نگه دارند. ۲. در خواب و استراحت: در سنین تمیز (حدود ۶ سالگی) بهتر است اتاق کودکان از پدر و مادر جدا باشد، ولی به گونهای که دور از دسترس والدین نباشد. به عنوان مثال مصلحت نیست والدین در یک طبقه منزل و کودکان در طبقه دیگر آن باشند. محل خواب آنها باید طوری باشد که والدین با شنیدن صدای آنها بتوانند خود را به بالای سرشان برسانند. بچهها هم حق ندارند بدون اجازه وارد اتاق خواب والدین شوند. از همان خردسالی باید آنان را عادت داد که هنگام ورود به اتاق پدر و مادر در بزنند و اجازه بگیرند. ۳. در شوخیها و مزاحها: در شوخیها در حضور کودکان باید نکات و ضوابط اخلاقی رعایت شود. نباید تصور شود که کودکان خردسال از نوع روابط و مفاهیم مزاحها و شوخیها سر در نمیآورند، آنها گاهی اطلاعات ناقصی از این طریق به دست میآورند که میتواند باعث آسیبها و احیانا بیداری نابهنگام جنسیشان شود. ۴. رعایت پوشش: رعایت پوشش مناسب در نزد کودکان در خانه ضروری است. راحتی در خانه به این مفهوم نیست که پدر و مادر نیاز به هیچ محدودیتی ندارند. آنها برای اهل خانه باید مظهر حجب و حیا باشند. ایجاد حجب و حیا در فرزندان جنبه جدی تربیت جنسی است و نباید آن را کوچک شمرد. حجب و حیا نه تنها در فرهنگ ما، بلکه در بسیاری از فرهنگها دیده میشود. «کوچتکف» نویسنده کتاب «روانشناسی تربیت جنسی» میگوید: «پرورش حیا در کودکان همان تربیت صحیح احساس جنسی است» و «سایف» پزشک معروف روسی هم عقیده دارد: «حجب و حیا باقیمانده بربریت نیست، بلکه حاصل پر ارزش فرهنگ و تمدن است.» ۵. در تماشای فیلم: پدر و مادر هنگام دیدن فیلم باید دقت کافی داشته باشند. والدین میدانند رسانهها چه تاثیر مهمی بر پرورش جنسیت فرزندانشان دارند. وسایل ارتباطی الکترونیکی و رسانههای جدید، اغلب، ارزشها و اخلاقیات والدین را تایید نمیکنند؛ اما این واقعیت وجود دارد که رسانهها در آموزش جنسی فرزندان ما نقش فعالی دارند. از میان رسانههای مختلف، تلویزیون - به ویژه شبکههای ماهوارهای - بیشترین تاثیر را در زندگی بچهها میگذارد. بر اساس آمار رسمی این وسیله در بسیاری از خانهها وجود دارد و صفحه آن چشم و ذهن بچههای ما را خیره و پر میکند و همواره در انتخابهای آنها تاثیر میگذارد. تلویزیون هم میتواند دوستی جالب، هوشمند و سرگرم کننده باشد و هم دشمنی بسیار خشن که با پردهدری جنسی، چهره واقعی زندگی را دگرگون کند و ضد ارزشها را ارزش قلمداد کند. بسیاری از الگوها و عقایدی که از این فیلمها به ذهن کودکان نفوذ میکند، اخلاقی نیست. ممکن است فردی بزرگسال که میتواند حقیقت را از تخیل تمیز دهد، با دیدن صحنهای آن را خیالی تشخیص دهد؛ اما همین صحنه میتواند کودک 10 سالهای را گیج کند و بذر باورهایی را در ذهن او بپاشد و به روابط آینده او آسیب رساند. بنابراین باید در تماشای فیلمهای ویدئويی، حتی برنامههای رسانههای رسمی مراقب بود که محتوای آن برای سن فرزندان مناسب باشد. برنامههایی را که کودکان تماشا میکنند باید کنترل کرد و آنها را با نگاه انتقادی دید.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:28  توسط ز.حیدری
|
شايد با اين جمله آشنا باشيد كه «امروزه ازدواج به بزرگترين ريسك زندگي دختران و پسران تبديل شده است».
برترین ها: شايد با اين جمله آشنا باشيد كه «امروزه ازدواج به بزرگترين ريسك زندگي دختران و پسران تبديل شده است». به هر حال پيچيدگي روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بهخصوص در جوامع شهري باعث شده بسياري از افراديكه در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباطهاي اوليه چهره واقعي خود را نشان ندهند. برخلاف تصور اغلب جوانان، ازدواج تنها يك تصميم عاطفي نيست بلكه بايد كاملا حسابگرانه و مهندسي شده باشد تا همسران در طول زندگي مشترك به بنبست نرسند. در واقع بايد در اين راه طرفين به شناخت دقيق از هم برسند. تجربه نشان داده است هرچه اين شناخت دقيقتر و قويتر باشد، ازدواج سرنوشت بهتري خواهد داشت. در اين ميان اما هستند مرداني كه به هيچعنوان براي ازدواج مناسب نيستند؛ آنها را بهاصطلاح «مردان خطرناك» براي ازدواج ميناميم. اين افراد شخصيتهايي دارند كه آنها را براي ازدواج نامناسب ميكند. به همين دليل دختران جوان بايد در مقابل اين قبيل افراد وارد ارتباط عاطفي نشوند و فكر نكنند كه با ازدواج همه مشكلات حل ميشود. در اين شماره برخي از اين افراد را به دختران جوان معرفي ميكنيم تا آنها هوشيارانهتر و آگاهانهتر به موضوع نگاه كنند و از سيستم «انتخاب عاقلانه، زندگي عاشقانه» استفاده كنند. در شمارههاي آينده نيز ميتوانيد منتظر معرفي ساير افراد نامناسب باشيد. شناخت همسر آينده از چه راهي بايد حاصل شود؟ دليل اينكه مشاوران خانواده به خانوادهها پيشنهاد ميكنند براي عقدكردن فرزندانشان عجله نكنند ايجاد فرصت براي شناخت دقيقتر و آگاهانه است. زمان مناسب براي آشنايي حداقل بين 4 تا 6 ماه است. در اين مدت دختر و پسر ميتوانند در كنار خانوادهها و با رعايت اصول شرعي و عرفي به شناخت مناسبتري نسبت به طرف مقابل و خانواده او دست يابند. تصور كنيد شما با شخصي هم جنس خودتان ارتباطي دوستانه را شروع ميكنيد، بدون شك در اوايل ارتباط هر 2 شما سعي ميكنيد خود واقعيتان را كمي پنهان كنيد و خودتان را از آن چيزي كه هستيد بهتر نشان دهيد كه اين اتفاق گاهي ناخودآگاه روي ميدهد. در اصل اكثر انسانها نقابي بر چهره دارند اما وقتي با اين فرد مدتي به رفتوآمد ميپردازيد و اصطلاحا يختان آب ميشود، افكار و رفتارهاي خود را كمتر پنهان ميكنيد و شناخت دو طرفه بهتري بين شما ايجاد ميشود، به جز شخصيت نمايشي كه در واقع هنرپيشههايي هستند كه شناختشان كار دشواري است بقيه شخصيتها را به مرور زمان ميتوان شناخت به شرط آنكه افراد ابزار اين شناخت را داشته باشند و اين ابزار آگاهي است. پيش شرطهاي ازدواج با توجه به اينكه اين مطلب در صفحه دختران نگاشته ميشود عنوان آن را مردان خطرناك براي ازدواج قرار داديم. هدف ما اين است كه اين ابزار را به دختران بدهيم تا در مسير شناخت، گامهاي مناسبتري بردارند و وارد ارتباطات بيمار و مشكلساز نشوند، فراموش نكنيم كه همواره پيشگيري بهتر از درمان است. اگر افراد شناخت مناسبي از خودشان داشته باشند و بدانند كه به چه فردي با چه الگوهايي نياز دارند و همچنين با مشورت با متخصصان امر ازدواج دست به انتخاب بزنند، احتمال طلاق عاطفي و قانوني به حداقل خواهد رسيد. گاهي من با مواردي مواجه ميشوم كه دوره نامزدي هم بين زوجين وجود داشته حتي زمان آن هم مناسب بوده اما چون ابزار شناخت ميسر نبوده نتوانستهاند به تشخيص مناسبي براي انتخاب يا عدمآن برسند. مثلا دختر ميگويد من به مادرم گفتم كه اين پسر دائم من را چك ميكند، شكاك است، بد دل است ولي پاسخ مادرم اين بود كه اين نشانه توجه و دوستداشتن است، بعد از ازدواج درست ميشود! اما من هشدار ميدهم كه خيلياوقات اينها علائم بيماري و اختلال است و متاسفانه بسياري از اين قبيل افراد در ارتباطهاي اوليه موفق ميشوند، اعتماد دختران را جلب ميكنند. به عقيده من اشخاص هم به زمان مناسب و كافي نياز دارند و هم به دانش و آگاهي. با اين حال پيشنهاد من اين است كه مشاوره قبل از ازدواج را جدي بگيرند. گاهياوقات افراد احساس ميكنند به مشاور نياز دارند اما سراغ درمانگري ميروند كه مثلا بيشتر روي اختلالات رواني كار ميكند. قطعا شما هنگامي كه دندان درد داريد نزد چشم پزشك نميرويد. معتادان، بزهكاران و... بد نيست ابتدا بهصورت فهرستوار مردان نامناسب براي ازدواج را بشناسيد تا در ادامه برخي از بارزترين آنها به شكل مبسوط معرفي شود. دسته مطرح از افراد خطرناك، مرداني هستند كه اعتياد دارند، چه اعتياد به داروهاي روانگردان و چه مخدرهاي ديگر. اعتياد وابستگي رواني است، فرقي نميكند؛ روانگردان، مخدر، محرك يا هرچيز ديگر. با عبور از اين دسته، به افراد بزهكار ميرسيم، افراد سابقهداري كه معمولا سوءسابقهاي در دستگاه قضايي دارند مانند دزدان، افراد كلاهبردار و امثالهم. دسته ديگر افرادي هستند كه دچار اختلالات رواني هستند و معمولا روانپزشكشان آنها را از ازدواج منع ميكند مثل بيماران اسكيزوفرني، افسردگيهاي حاد و ديگر اختلالات كه پيشآگهي خوبي در درمان ندارند. دسته بعد ميتوان به شخصيتهاي ناپخته، افراد تكانشي و افرادي كه از هوش اجتماعي و هيجاني پاييني برخوردار هستند، اشاره كرد. دسته بعد افرادي هستند كه اختلالات شخصيت دارند مانند: شخصيت شكاك، ضداجتماعي، توفاني، منزوي، سرسخت، نمايشي، عجيب و غريب، منفعل_ مهاجم، خودپسند و شخصيت وابسته و دسته ديگر تيپهاي شخصيتي خسيس، بيكار و رفيقباز هستند. بد نيست با اين 3 تيپ شخصيت آخر بيشتر آشنا شويد سپس به تفصيل ديگر دستهها را برايتان شرح خواهم داد. مردان خسيس: وقتي خرج كردن احساس بد ايجاد ميكند شما ممكن است بشنويد كه فردي خسيس است اما هنگامي ميتوان فردي را بهعنوان شخصيت خسيس شناخت كه چند ويژگي در او مشهود باشد. يكي از ويژگيهاي بارز فرد خسيس اين است كه فرقي نميكند از لحاظ مالي، فرد توانمندي باشد يا كم توان چون در هر صورت موضوع پول خرج كردن احساس بدي به او ميدهد. يعني گاهي اوقات حتي در پوشش ترجيح ميدهد از لباس ديگران استفاده كند مانند برادر يا دوستي كه سايزشان يكي باشد. پول دارد ولي از اينكه داخل فروشگاه برود و جنسي را تهيه كند احساس بدي پيدا ميكند. بهخصوص اگر اين خريد را بخواهد براي كس ديگري انجام دهد، تا جاييكه بتواند از اين كار اجتناب ميكند. حالا تصور كنيد اين فرد شريك زندگي پيدا كند و اين شريك زندگي يك خانم خانهدار باشد كه مايحتاجش را اين فرد بايد تامين كند چه وضعيت آزاردهندهاي ميتواند ايجاد كند. مرد خسيس، استاد فلسفهبافي درباره اين مسئله است كه هزينه كردن اشتباه است. بهعنوان مثال ميگويد، اين جنسي كه حالا50 هزارتومان است من ميتوانم 20 هزارتومان بخرم و گاهي واقعا آنقدر ميگردد تا پيدا كند. او تا آنجا كه بتواند سعي ميكند كمتر مسئلهاي به نام پول خرج كردن را انجام ميدهد. برخي اوقات اين افراد بسيار توانمند هستند ولي پول خرج كردن حالشان را بد ميكند. پاسخگويي براي هر هزينه با يك نشانه نميتوان به تشخيص رسيد بلكه بايد نشانهها را بهصورت مداوم ببينيد تا به نتيجه برسيد. بهعنوان مثال پسر و دختري در دوران آشنايي براي ازدواج ممكن است به يك رستوران بروند. ممكن است بر حسب تصادف آن روز پسر پول محدودي به همراه داشته باشد و در ارائه سفارش دقت خاصي نشان دهد ولي اگر اين رفتار دائما تكرار شود و اين فرد در انتخاب رستوران مدام به قيمت توجه كند، ميتواند نشانهاي باشد مبني بر اينكه ممكن است اين فرد خسيس باشد. من مراجعي داشتم كه ميتوانم بگويم ثروتمند بودند و صاحب خانه و ماشين گرانقيمت اما به همسرش ميگفت: «چرا به جاي اينكه از بازارهاي ارزانقيمت، ميوه تهيه كني به فروشگاه ديگري ميروي كه ميوه را گرانتر ميفروشد.» شايد اين موضوع منطقي بهنظر برسد ولي در جايي كه با فشار، خشم و عصبانيت و بحثهاي طولاني مرد براي چنين موضوعي مواجه هستيم موضوع غيرطبيعي و آزاردهنده خواهد شد و شما با شخصيتي خسيس روبهرو هستيد كه بابت هر هزينهاي بايد پاسخگو باشيد. مردان بيكار: با انجام ندادن آزار ميرساند شخصيتهاي بيكار افرادي هستند كه بيشتر با كارهايي كه انجام نميدهند ديگران را آزار ميدهند نه با كارهايي كه انجام ميدهند، اين افراد از كاري كه ساعت كاري مشخص داشته باشد، بيزارند. اگر هم به ناچار در اداره يا شركتي كار كنند كه قرار باشد از 8 صبح تا 4 بعدازظهر آنجا باشند، بدون شك بين كار، زماني كه رئيسشان نباشد از كار فرار ميكنند. اين افراد بهدنبال كارهايي هستند كه با كمترين ميزان كاركردن بيشترين درآمد را داشته باشند. جالب اينجاست برخي از اين افراد بهدنبال گنج هستند و در حال حاضر هم وجود دارند افرادي كه چنين خصوصياتي داشته باشند. يكي از مراجعان من خانمي است كه شكايتش اين است كه شوهرش 15 سال است كه بهدنبال گنج است و به نصايح من و ديگران در مورد بيفايده بودن اين كار توجه نميكند. اين افراد مسئوليتپذير نيستند و از زير كار فرار ميكنند. مثلا اگر قرار باشد لامپ اتاق را عوض كنند ممكن است اين كار يك ماه طول بكشد. اين اشخاص معمولا در حال نقشه كشيدن هستند تا چگونه ره 100ساله را يك شبه طي كنند. مرد رفيقباز:همه چيز تحت تاثير رفاقت شخصيت رفيق باز به كسي اطلاق نميشود كه تعدادي دوست صميمي دارد چون لازم است افراد تعدادي يا حداقل يك دوست صميمي داشته باشند. اگر فردي هيچ دوستي نداشته باشد اين يك زنگ خطر است. كسي كه نتوانسته دوستي صميمي داشته باشد ميتواند همسري صميمي باشد؟ اما شخصيت رفيقباز براي رفاقت زندگي ميكند. در ذهن اين افراد هميشه عناويني مانند: دوست، رفيق، مرام، معرفت و... آنقدر پررنگ است كه همه چيز را تحتتاثير قرار ميدهد. اين افراد دائم در تماس با دوستان خويش هستند و بيشتر وقتشان را با آنها ميگذرانند. آنها به خاطر دوستانشان همه چيز زندگيشان را تحتالشعاع قرار ميدهند. در مورد اين افراد نبايد فكر كنيد كه ازدواج ميكنند و خوب ميشوند. اين جمله بسيار خطرناك است چون گاهي اوقات نه تنها بهتر نميشوند بلكه بدتر هم ميشوند. بهتر است بپذيريد كه بايد افراد به يك حدي از تعادل و شناخت برسند و بعد وارد مرحله ازدواج شوند. در اين شخصيت اول دوستان و گروه دوستان در اولويت هستند و بعد مسائل ديگر زندگي. مرد ضداجتماعي: دروغگو، فريبكار، بيرحم فردي كه شخصيت ضداجتماعي دارد چند ويژگي مشخص دارد. اين فرد بهشدت علاقهمند به شركت در فعاليتهاي خلاف قانون است و معمولا اگر بتوان به سوابقشان دسترسي پيدا كرد، سابقهدار هستند مثل دعوا كردن، نزاع دستجمعي يا تخريب اموال عمومي. اينها افرادي هستند كه نميتوانند از كنار چيزهاي تميز يا مناسب به راحتي بگذرند. مثلا اگر يك ماشين مشكي متاليك ببينند حتما خطي عميق دورتادور ماشين مياندازند. 3ويژگي مهم در اين افراد هست كه آنها را خطرناك ميكند و آن هم دروغگويي، فريبكاري و بيرحمي آنهاست. اين افراد دروغگوهاي حرفهاي هستند و معمولا حافظه قوي در دروغگويي دارند و لو نميروند. شايد اينطور فكر كنيد كه با چنين شخصيتي كسي ارتباط عاطفي برقرار نميكند ولي بايد بگويم اين افراد در شروع ارتباط افرادي مناسب، قابل اعتماد، صادق، مهربان، شوخ طبع و آرام هستند. چنين شخصيتي كاملا طرف مقابل را جذب ميكند ولي اين ابتداي كار است. اصلا شايد از اين روش استفاده ميكند كه زمينه را براي سوءاستفاده و فريبكاري فراهم كند. اين افراد شما را سوار ماشيني ميكنند كه كرايه كردهاند، در مسير، خانه بزرگي را به شما نشان ميدهند و ميگويند اين خانه ماست، در ادامه به كارخانهاي ميرسيد و ميگويد اين كارخانه متعلق به پدر اوست و اتفاقا دربان كارخانه سري به نشانه سلام و ارادت تكان ميدهد و شما را مطمئن ميكند كه اين فرد راست ميگويد درحاليكه او از قبل پولي به دربان داده تا وقتي از آنجا رد ميشود اين كار را انجام دهد. تا اينكه يك روز با شما تماس ميگيرد و ميگويد من يكميليون تومان كم آوردهام و اگر ميتواني آن را به من بده تا فردا به حسابت ميريزم. شما در اين لحظه فكر ميكنيد كه حتما يك مشكل خاصي پيش آمده و خوشحال ميشويد كه به شما گفته كه مشكل دارد. در حقيقت ديگر نبايد دنبال پولتان برويد. اگر كارت اعتباريتان پيش او جا بماند، مطمئن باشيد كه حسابتان خالي خواهد شد. او تا بتواند از شما سوءاستفاده ميكند. آنها عذاب وجدان ندارند افراد داراي شخصيت ضد اجتماعي چند ويژگي ديگر هم دارند. معمولا در اين افراد اعتياد رواج دارد. رفيقبازي هم در آنها ديده ميشود و رانندگي خطرناك دارند. اين فرد رابطه را كنترل ميكند و خودش را همواره محق ميداند و اجازه سرزنش كردن به شما نميدهد. اگر جايي شما متوجه دروغگويي اين فرد شويد بسيار ناراحت خواهد شد ولي علت اين ناراحتي اين است كه چرا نقشش را خوب ايفا نكرده و شما مچش را گرفتهايد، علتش عذاب وجدان نيست. در اين افراد چيزي بهعنوان عذابوجدان وجود ندارد. اين افراد احساس گناه نميكنند و بهمرور خشونت نشان ميدهند اما در اوايل ارتباط اينگونه نيستند. اگر مچ او را بگيريد شروع ميكند به اشك تمساح ريختن و اعلام ميكند كه اشتباه كرده و ديگر تكرار نميشود. آگاه باشيد كه اين فرد در حال فراهمكردن زمينه براي سوءاستفاده بعدي است. اين افراد به همسرشان و ديگران دروغ زياد ميگويند و اين دروغگوييها از نوع سودآور است. از ديگر ويژگيهاي منفي اين افراد كه در طول زمان بروز ميكند ميتوان به پرتوقع بودن و بددهاني اشاره كرد. آيا آنها قابل درمان هستند؟ بيشتر درمانگران معتقدند؛ نبايد به درمان اين قبيل افراد اميدوار بود. در واقع درمان آنها كاري دشوار و درصورتي كه با درمانگرشان همكاري كنند، روندي چند ساله خواهد داشت. در اختلالات شخصيت به اين دليل كه از كودكي فرد با يكسري الگوها عجين ميشود، گرفتن اين الگوها از اين افراد كار بسيار دشواري است. نكته حائز اهميت اين است كه اين افراد فكر ميكنند كه ديگران اشتباه ميكنند. واردشدن به حيطه درمان اين افراد حتي براي درمانگران نيز كار دشواري است و مشكل اينجاست كه دختران با چنين افرادي وارد ارتباط ميشوند و بعد ميخواهند نقش درمانگر را براي آنها بازي كنند و ديگر نميخواهند از رابطه بيرون بروند. عموما اين دختران موفق نميشوند و فقط چند صباحي از عمرشان را تلف ميكنند و بعضا آسيبهاي غيرقابل جبراني هم ميبينند. مثلا فرد خسيس با الگوهايي زندگي كرده است كه حاضر نيست آن الگوها را تغيير دهد بلكه به آنها باور دارد. زماني ميتوان به درمان اميدوار بود كه فرد خودش به اين نتيجه برسد كه طرز تفكرش زندگيش را مختل كرده و نياز به كمك تخصصي دارد. بهعنوان مثال فرد معتاد زماني ميتواند بر اعتيادش غلبه كند كه به اين نتيجه برسد كه اعتياد دارد و به جاي انكار، معترف باشد و طلب كمك كند. به عبارتي اين بهترين زمان براي كمك به اوست. در غير اين صورت دوباره چرخه معيوبي تكرار ميشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:25  توسط ز.حیدری
|
برقراري يك ارتباط نزديك و صميمانه ميان يك مرد و يك خانواده جديد در بهترين حالت اتفاقي دشوار و در بدترين حالت غيرممكن استايجاد يك پيوند واقعي ميان او و اين خانواده جديد آسان نيست اما با چند قدم مهم در آغاز زندگيتان ميتوانيد اين روند را سادهتر كنيد.
برقراري يك ارتباط نزديك و صميمانه ميان يك مرد و يك خانواده جديد در بهترين حالت اتفاقي دشوار و در بدترين حالت غيرممكن است اما زماني كه شما و همسرتان براي يك زندگي هميشگي پيمان بستهايد و قرار است، در يك مسير حركت كنيد نزديكي او با خانواده شما نه تنها اعتماد به نفس شما را بيشتر خواهد كرد بلكه او را نيز در جريان زندگي آرامتر كرده و اطمينان بيشتري نسبت به موفقيت اين زندگي در او ايجاد خواهد كرد. ازدواج يك مجموعه است؛ يك بازي تيمي و تا زماني كه شما، همسرتان، خانوادهاش و خانواده شما در يك تيم قرار نگيريد نميتوانيد موفقيتي كه انتظار داريد را به دست بياوريد. قبلا هم گفتيم، ايجاد يك پيوند واقعي ميان او و اين خانواده جديد آسان نيست اما با چند قدم مهم در آغاز زندگيتان ميتوانيد اين روند را سادهتر كنيد. سري به خاطرهها بزنيد اگر در ماههاي نامزدي يا هفتههاي اول ازدواجتان فاميلهاي نزديك يكييكي شما را دعوت ميكنند نبايد دست خالي و بدون پيش فرض به مهمانيشان برويد. شايد بد نباشد كه سري به آلبوم عكسهايتان بزنيد يا برخي خاطرات خانوادگي را براي همسرتان تعريف كنيد. در مورد ميزبانان يا مهمانهاي ديگري كه در آن جمع هستند اطلاعاتي بدهيد و از عادتهاي خاصشان براي همسرتان صحبت كنيد. تنها از اين راه است كه ميتوانيد از درگير سوء تفاهم شدنش جلوگيري كرده و كاري كنيد كه همه آدمهاي جمع با وجود اخلاقهاي خاص و ويژگيهاي عجيب و غريبشان براي او قابل پذيرش باشند. موضوعات خصوصيتان را فاش نكنيد هر زوجي ابتداي آشناييشان مشكلات خاص خودشان را دارند. آشنا شدن با عادتهاي خاص و ويژگيهايي كه اغلب ابتداي رابطه عجيب بهنظر ميرسند ميتواند شما را نگران كند يا زمينه ساز بحث و مشاجره شود. دليلي ندارد به محض بروز چنين اتفاقاتي خانوادهتان را در جريان بگذاريد و اعتمادشان را نسبت به همسرتان از بين ببريد، زيرا بعد از تمام شدن آن دوره شما و نامزدتان همه اين روزها را فراموش خواهيد كرد اما خانوادهتان هرگز اين موضوعات را از ياد نخواهند برد و براساس حرفهاي شما روي او قضاوت خواهند كرد. او را در رازهاي خانوادگي شريك كنيد اگر فكر ميكنيد دانستن برخي رازهاي خانوادگي ميتواند به نفع اين ارتباط تمام شود، او را از اين رازها آگاه كنيد. اگر پدر شما يك آدم ضدسياست است، به همسرتان اين موضوع را بگوييد تا با صحبت مدام از مسائل سياسي اوضاع را به ضرر خودش تمام نكند. يا اگر خواهر شما از يك افسردگي همراه با پرخاشگري رنج ميبرد اين موضوع را به همسرتان بگوييد تا هنگام برخورد با او راه ديگري را در پيش بگيرد و به محض روبهرو شدن با رفتارهاي پرخاشگرانه او از خانواده شما نرنجد و مقابله به مثل نكند. شما بهترين شخص براي شناساندن خانوادهتان به همسرتان و برعكس هستيد؛ پس با ترس از قضاوتهاي او يا خانوادهتان از دادن اين اطلاعات كليدي پرهيز نكنيد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:21  توسط ز.حیدری
|
ممكن است شما هم مثل خيليهاي ديگر فكر كنيد مردها دوست ندارند احساساتشان را به اشتراك بگذارند.
برترین ها: ممكن است شما هم مثل خيليهاي ديگر فكر كنيد مردها دوست ندارند احساساتشان را به اشتراك بگذارند. اغلب ما گمان ميكنيم كه آنها ذاتا همينطور هستند و با چنين شخصيتي به دنيا آمدهاند و به همين دليل هيچ كاري براي تغيير اين جنبه از شخصيتشان نميتوانيم بكنيم اما كمي بيشتر به اين موضوع فكر كنيد. شايد دليل اينكه شما و همسرتان نميتوانيد در مورد احساسات با هم حرف بزنيد شخصيت او نباشد بلكه باورهاي نادرست شما چنين فاصلهاي را ميانتان ايجاد كرده است. تا زماني كه شما فكر ميكنيد صحبت كردن از احساسات براي يك مرد، يك مشكل بزرگ است، قطعا نميتوانيد آنطور كه بايد به او نزديك شويد و با نفوذكردن در احساساتش حرف دلش را هم بشنويد. مردها هم در مورد احساساتشان حرف ميزنند و هم با زبان بيزباني آن را به ما نشان ميدهند. فقط كافي است، زبانشان را بشناسيد تا حرف دلشان را بفهميد. به اين 12 توصيه عمل كنيد. نتيجهاش را خيلي زود خواهيد ديد. مردها فکر میکنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یکتنه آنرا حل کنند، مردانگیشان بیشتر میشود. آنها دوست دارند گاهی ژانوالژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بودهاند زن زندگي باشيد تا حسش را به شما بگويد حالا ميخواهيم يك راز بزرگ را برايتان فاش كنيم. مردها نه دوست دارند خيليخيلي رمانتيك و احساساتي باشند و نه اينكه احساساتشان را كاملا پنهان و سركوب كنند. يك مرد براي اينكه از احساساتش حرف بزند، بايد در مقابل همسرش احساس امنيت كند. او بايد فكر كند، احساساتش براي شما ملموس و قابلپذيرش است و بدون اينكه در موردشان قضاوت كنيد آنها را ميشنويد. در بسياري مواقع مردها فكر ميكنند، با همسرشان زبان مشتركي ندارند و حرف زدن از احساساتشان به قيمت يك سوء تفاهم بزرگ تمام ميشود. بههمين دليل آنها تا نشانههاي درست نبودن اين موضوع را در شما و زندگيشان نبينند، از آنچه درونشان ميگذرد حرف نميزنند. يادتان نرود كه مردها از قضاوت شدن متنفرند و از اينكه احساساتي كه به زبان ميآورند بعدها بهعنوان يك مدرك جرم عليهشان استفاده شود، ميترسند. آنها فكر ميكنند، يك حرف ساده ميتواند روزها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اينكه هست سختتر كند. صادقانه بشنويد به همين دليلي كه گفتيم، ممكن است شما احساسات خصمانهتان را پنهان كنيد و در لحظهاي كه او از احساساتش حرف ميزند وانمود كنيد كه دركش ميكنيد و همه چيز برايتان قابل پذيرش است اما بايد بدانيد كه اين بدترين راه است. اگر او بفهمد كه همدردي شما صادقانه نيست و قضاوت ديگري روي حرفهاي او داريد اما نشان نميدهيد، قطعا از آن به بعد روي احساساتش سرپوش خواهد گذاشت. او اين نقاب دروغين را روي صورت شما تشخيص خواهد داد و به محض ديدنش از شما فاصله خواهد گرفت. به جاي اين كار، اجازه بدهيد كه او حتي آسيبپذيريتان را ببيند و به جايش نوعي حس اعتماد را در شما تشخيص دهد. خب، حالا حتما اين سوال برايتان پيش ميآيد كه اگر احساساتي مثل سردرگمي، عصبانيت يا ناامني در شما ظاهر شد باز هم بايد آنها را نشان دهيد يا نه. در مرحله بعد جواب اين سوالتان را خواهيد گرفت. پروندهسازي نكنيد اگر همسرتان فكر كند كه نشان دادن احساساتش ميتواند شروع يك جنگ خانگي باشد، قطعا روي آنها سرپوش خواهد گذاشت. يادتان نرود كه مردها از قضاوت شدن متنفرند و از اينكه احساساتي كه به زبان ميآورند بعدها بهعنوان يك مدرك جرم عليهشان استفاده شود ميترسند. آنها فكر ميكنند، يك حرف ساده ميتواند روزها در ذهن شما پرورش پيدا كند و زندگي را از اينكه هست سختتر كند. به همين دليل ترجيح ميدهند، ترسهايشان از روزهاي سخت زندگي، مشكلات مالي، مسائل كاري و حتي اختلافاتشان با شما را براي يك فرد كاملا غريبه شرح دهند تا اينكه با گفتنشان براي شما فاصله ميانتان را بيشتر كنند. رفتارهايش را تحليل كنيد مردها ترجيح ميدهند، احساساتشان را از طريق حركات و رفتارهايشان به شما نشان بدهند، نه اينكه بگوييم هيچوقت از زبان يك مرد «دوستت دارم» را نميتواني بشنوي اما اگر فكر ميكنيد او قرار است هر روز با يك دسته گل به خانه بياييد و بعد از سلام اين جمله را بگويد در اشتباهيد. اگر همسرتان عاشقتان باشد، در بيشتر شدن تلاش و انگيزهاش براي پيشرفت، حمايت كردن و مراقبت از شما و ميلش براي تفريح از شيوههاي شما و بودن با آدمهاي مورد علاقهتان نشان داده خواهد شد. عشق از نظر يك مرد يعني تلاش بيشتر براي ساختن يك زندگي آرامتر؛ زندگياي كه در آن همسرش بتواند بدون دغدغه و با آرامش در كنارش بماند. پس اگر او در كارش پيشرفت ميكند، اگر سعي ميكند كه عادتهايي كه شما دوست نداريد را كنار بگذارد، اگر به فكر پسانداز يا خريد خانهاي بهتر است يا اينكه براي مسافرت 2 نفرهتان بدون اصرار شما و خودخواسته برنامهريزي ميكند... پس يعني به زبان بيزباني ميگويد كه دوستتان دارد. به او حس امنيت دهيد شما دوست داريد كه در لحظهاي كه سكوت كردهايد و در لاك خودتان فرو رفتهايد، همسرتان كنارتان بنشيند و در مورد حسي كه در اين لحظه داريد با شما حرف بزند. حتي دوست داريد بپرسد كه چرا در روزهاي گذشته آرام بودهايد و چه چيزي شما را آزار ميدهد. اين جرقه كافي است تا شما از تمامي احساساتي كه در اين ماهها به شما هجوم آوردهاند صحبت كنيد و ذهنتان را آرام كنيد اما در مورد مردها اينطور نيست. آنها مثل شما نميتوانند در اتوبوس، مترو و شهربازي و حتي مراكز خريد از حسشان حرف بزنند. آنها يك مكان امن ميخواهند و يك زمان مناسب. مردها دوست ندارند كه مدام در مورد حسشان پرسوجو كنيد. فقط دوست دارند كه شرايطي امن را فراهم كنيد تا خودشان اين واقعيتهاي دروني را بيرون بريزند. احساساتتان را بدون مقصر دانستن او نشان دهيد شما اجازه داريد كه احساساتتان را نشان دهيد اما واكنشهاي خشمگينانه يا سرزنش را نه! حتي نبايد براي به اشتراك گذاشتن حس درونيتان به او بگوييد كه بايد يكتنه اوضاع را تغيير دهد و در غير اين صورت عواقب اين كار راميبينيد. پس اگر حتي يكبار ديگر خواستيد به او بگوييد كه چه بكند و چه نكند، حتما خودتان را متوقف كنيد و جلوي بيان كردن چنين جملاتي را بگيريد. براي اينكه از پس اين مرحله بربياييد بايد احساسات خودتان را بشناسيد. ترس، خشم، ناامني و حتي خستگي ميتواند باعث بروز واكنشهاي كنترل نشدهاي شود اما اگر شما روي بدن و ذهنتان كنترل داشته باشيد، ميتوانيد بدون نشان دادن واكنشهاي هيجاني حستان را بيان كنيد يا اگر به جاي اينكه بگوييد از امشب بايد زودتر به خانه برگردي، بگوييد اين روزها كمي غمگينم و دوست دارم وقت بيشتري را با تو بگذرانم. در اين شرايط، اينكه شما حستان را از راهي امن با او درميان ميگذاريد به او احساس آرامش خواهد داد و باعث خواهد شد كه او هم بدون ترس از قضاوت شدن يا سرزنش شدن با شما حرف بزند. ميبينيد؟ شما كار عجيبي نكردهايد. فقط احساساتتان را بدون اينكه او را مقصر بدانيد يا بخواهيد بهخاطر ترس از واكنشهاي شما اوضاع را تغيير دهد، بيان كردهايد. حرفهايش را باور كنيد برخلاف زنها كه براي نشاندادن حسشان برنامه ميريزند يا نارضايتيشان را به زبان بيزباني ميگويند، مردها خيلي ساده آنچه در دلشان هست را نشان ميدهند. در اغلب موارد دل و ذهن آنها يكي است و اغلب مردها دليلي نميبينند كه با نشان دادن احساسات دروغين همسرشان را فريب دهند. شايد شما فكر كنيد كه او تظاهر به دوست داشتنتان ميكند اما در دلش چيز ديگري ميگذرد. بايد بگوييم كه در اغلب موارد اين تصور اشتباه است. اگر مرد شما ميگويد كه دوستتان دارد يا اينكه همانطور كه گفتيم، در رفتارهايش اين را نشان ميدهد، پس حتما دوستتان دارد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:19  توسط ز.حیدری
|
هميشه سادهترين اشيا و ابزار در خانه و محل كار ميتوانند در حساسترين شرايط به كار بيايند البته اگر ما بتوانيم كمي از خلاقيت خود استفاده كنيم و از زاويه ديگري به اين اشيا و ابزار ساده اما ارزشمند نگاه كنيم
از نخ دندان براي محكم كردن پارچه چتر به ميلههاي باريك آن كمك بگيريد. استقامت اين نخ مانع از پاره شدن و جداشدن چتر در روزهاي باراني كه باد با سرعت زياد ميوزد، ميشود. حتما برايتان پيش آمده كه براي نصبكردن ساعت ديواري يا قاب عكس به ديوار اتاقتان با چكش روي انگشتتان بزنيد. يك راه حل ساده برايتان سراغ داريم از اين به بعد از دندانههاي ريز شانه براي نگه داشتن ميخ روي ديوار استفاده كنيد. اگر كيف لوازم آرايش قديمي داريد و تصميم داريد آن را با يك كيف جديد عوض كنيد بهتر است از كيف قديمي خود براي نگه داشتن مدادرنگيها و مدادشمعيهاي فرزندتان استفاده كنيد. بسياري از خانمها براي بستن شكم ماهي يا مرغ شكم پر از نخهاي معمولي استفاده ميكنند اما ما به شما توصيه ميكنيم از اين پس از نخ دندان براي بستن شكم ماهي و مرغ استفاده كنيد كه هم بهداشتيتر است و هم استقامت بيشتري براي اين كار دارد. از لاكهاي رنگي كه در خانه داريد ميتوانيد براي نشانهگذاري روي دسته كليدتان استفاده كنيد تا هنگام بازگشت به منزل سريعتر بتوانيد كليد در ورودي را پيدا كنيد. اگر پيچ عينكتان شل شده و به تازگي آن را محكم كردهايد براي اطمينان از سفتي آن ميتوانيد با فرچهاي كوچك مقدار كمي برق ناخن روي پيچ عينكتان بزنيد. به اين ترتيب مطمئن خواهيد شد كه پيچ عينكتان تا مدتها از جاي خود تكان نميخورد. خميردندان يكي از بهترين پاك كنندهها براي سطح حساس CD يا DVD است. براي اين كار لازم است به اندازه يك نخود از خميردندان را روي سطح CD بريزيد و با كمك آب آن را بشوييد.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:17  توسط ز.حیدری
|
بسیاری از ما نمی توانیم بدون اینترنت سر کنیم چرا که جامعه مدرن ما طوری رشد کرده که در بیشتر امور به آن متکی است. ما هر روز بخشی از عمر خود را در شبکه آنلاین و دنیای مجازی می گذارنیم...
گویا آی تی : بسیاری از ما نمی توانیم بدون اینترنت سر کنیم چرا که جامعه مدرن ما طوری رشد کرده که در بیشتر امور به آن متکی است. ما هر روز بخشی از عمر خود را در شبکه آنلاین و دنیای مجازی می گذارنیم و برخی از جوانان با اینترنت بزرگ شده و آنقدر به آن خو گرفته اند که هرگز متوجه اثراتی که اینترنت بر زندگی آنان می گذارد نخواهند شد. ناگفته پیداست، اینترنت برای این به وجود آمده که به بشریت خدمت کند و به ما اجازه دهد تا همیشه به راحتی با بقیه جهان در ارتباط باشیم. با این وجود، این موهبت چندان هم بی هزینه نبود. بد نیست اگر گاهی با خود خلوت کنیم و از خود بپرسیم در این راه چه چیزهایی را قربانی کرده ایم. به این ترتیب، می توانیم چشم انداز مناسب تری از شرایط کنونی خود بدست آورده و به اینترنت با رویکرد محتاطانه تری بپردازیم تا اطمینان حاصل شود که بیش از آنچه به دست می آوریم هزینه نمی پردازیم. ۱-خلوت و حریم خصوصی این چیزی است که همه ما کاربران اینترنت احتمالا از فقدان و محدود شدن آن کم و بیش آگاه هستیم، به خصوص اگر در برخی از سایت های شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک عضو باشیم. در گذشته سارقان اطلاعات مجبور بودند برای بدست آوردن اطلاعات حساب بانکی یک فرد ثروتمند متوسل به زور و اعمال خشونت فیزیکی شوند تا از آن فرد حرف کشیده و از او سرقت کنند. اما اکنون، با اتکای روز افزون ما به اینترنت برای استفاده از محتوای سرگرمی، خرید کالا، استفاده از اطلاعات، و غیره دیگر توسل به زور یا گروگانگیری ضروری نیست. چنین وابستگی معمولا بدین معناست که ما باید به منظور داد و ستد جزئی ترین اطلاعات شخصی خود را در سایت ها وارد کنیم (مثلا جزئیات مربوط به شماره تماس ، شماره کارت اعتباری ، علاقه مندی ها، و غیره). در نتیجه حریم خصوصی می تواند به راحتی به خطر بیافتد ، و سارقان در کمین از نقاط ضعف امنیتی ما به خوبی برای پیشبرد مقاصد خود استفاده خواهند کرد. حتی اگر تا کنون در هیچ شبکه اجتماعی عضو نشده و به هیچ وجه در هیچ یک ثبت نام نکرده باشید، عکس های شما و یا هر نوع اطلاعات دیگر در مورد شما ممکن است هنوز در فیس بوک در دسترس عموم قرار داشته باشد. می پرسید چگونه؟ خوب ، تا زمانی که دوستانی دارید که از فیس بوک یا هر یک از این سایت ها استفاده می کنند، همیشه امکان دارد چیزهایی در مورد شما منتشر کنند که در دید سایر مردم جهان و کاربران قرار بگیرد. مثلا تصویر شما را در حالی که در وضعیت نامناسبی قرار داشته اید دوربین تلفن همراه دوستتان شکار می کند و بعدا صرفا برای اینکه مایه خنده و سرگرمی دیگر دوستانش در شبکه اجتماعی را فراهم کند عکس شما را روی فیس بوک ارسال می کند و بقیه هم می توانند آن را به اشتراک گذاشته و منتشر کنند! علاوه بر این ، احتمالا اطلاعات خاص خود را به برخی از شرکت های اینترنتی درحین ثبت نام برای دریافت خبرنامه، یا هنگام خرید آنلاین محصولات و غیره داده اید، و اگر دقت کرده باشید همه انها می گویند که اطلاعات دریافتی از شما محرمانه نگه داشته می شوند. آیا این چنین است؟ تا کنون از خود نپرسیده اید که فرستندگان ایمیل های اسپم و هرزنامه ها چگونه شما را پیدا کرده و برایتان ایمیل فرستاده اند؟ همچنین در داخل سایت ها کوکی های خاصی تعبیه شده اند که قادرند حرکت موس بازدید کننده را ردیابی کرده طوری که گردانندگان سایت ها بتوانند از نتایج آن برای اهداف بازاریابی و نمایش تبلیغات به اصطلاح مورد علاقه کاربر استفاده کنند، و یا حتی برای دولت ها برای رد یابی و شناسایی کاربر از این ابزار استفاده می کنند. آیا به نظرتان در فضای مجازی ما تحت نظارت شدید نیستیم؟ ۲- اطمینان به صحت و سقم اطلاعات با وجود میلیون ها وبلاگ و وب سایتی که روی شبکه فعالیت می کنند، یکی از سؤالاتی که اغلب از خود یا دیگران می پرسیم این است که اطلاعاتی که آنها فراهم می کنند چقدر دقیق و قابل اعتماد است. با توجه به راحتی و هزینه کم راه اندازی و گرداندن یک وبلاگ یا یک وب سایت، به نظر می رسد در قبال آنچه منتشر می شود حس مسئولیت پذیری وجود ندارد یا بسیار اندک است. سهولت اصلاح نمودن مطالب انتشار یافته به شکل آنلاین (در مقایسه با نشریات آفلاین و نوشتاری مانند کتاب ها و روزنامه ها) باعث می شود قرار گرفتن اطلاعات نادرست روی خروجی سایت های اطلاع رسانی برای گردانندگان سایت ها به هیچ وجه یک اشتباه غیر قابل بخشش محسوب نگردد. او همیشه می تواند اشتباهات خود را بدون هیچ هزینه ای اصلاح کند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:15  توسط ز.حیدری
|
محققان در تحقيقات تازهشان در مورد چاقي به نتايج جالبي رسيدهاند. آنها دريافتهاند نوجواناني كه رابطه خوبي با مادرانشان ندارند
برترین ها: محققان در تحقيقات تازهشان در مورد چاقي به نتايج جالبي رسيدهاند. آنها دريافتهاند نوجواناني كه رابطه خوبي با مادرانشان ندارند، در جواني بيشتر از ديگران با مشكل چاقي روبهرو ميشوند. به گزارش هلث نيوز درحاليكه آنها 0001كودك را براي اثبات اين ادعا مورد بررسي قرار داده بودند، دريافتند كودكاني با مادرانشان احساس صميميت و نزديكي نميكنند، در 51سالگي بسيار چاقتر از همسن و سالهايشان خواهند شد. اگرچه ممكن است بچههايي كه در كودكاني كه با مادرانشان ناسازگار بودهاند در بزرگسالي تغيير رويه بدهند اما محققان ميگويند كه رابطه كودكي نقشي كليدي در شرايط بزرگساليشان دارد و بچههايي كه از محبت مادرانه برخوردار نيستند ديرتر از ديگران به بلوغ عاطفي و عقلاني ميرسند. دانشمندان عقيده دارند كه كودكي پراسترس روي ساختار مغز بچهها تاثير خواهد گذاشت و در بزرگسالي هم دست از سر آنها برنخواهد داشت. زيرا ارتباط نزديكي بين قسمتي از مغز كه مربوط به استرس است و آن قسمت كه مسئوليت سوختوساز انرژي را برعهده دارد، وجود دارد و استرسهاي كودكي ميتواند روي قسمت دوم تاثير گذاشته و چاقي غيرعادي را براي اين كودكان در مراحلمختلف زندگيشان به همراه بياورد.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:13  توسط ز.حیدری
|
تعامل
چه میزبان باشید چه میهمان، شرایط اجتماعی ایجاب می کند با دیگران تعامل داشته باشید. ناتوانی شما در آغاز کردن یک گفت و گو مربوط می شود به اعصاب، باور این که وجه اشتراکی با طرف مقابل ندارید و تمایل نداشتن برای شروع یک دوستی.
مجله موفقیت: چه میزبان باشید چه میهمان، شرایط اجتماعی ایجاب می کند با دیگران تعامل داشته باشید. ناتوانی شما در آغاز کردن یک گفت و گو مربوط می شود به اعصاب، باور این که وجه اشتراکی با طرف مقابل ندارید و تمایل نداشتن برای شروع یک دوستی. اگر می خواهید بر بی اشتیاقی خود برای گفت و گو با افرادی که قبلا هرگز با آنها حرف نزده اید غلبه کنید، به پیشنهادهای زیر نگاهی بیندازید. مراحل: *با معرفی خودتان شروع کنید. خیلی ساده است، فقط باید نام خود را به طرف مقابلتان بگویید، با او دست داده و لبخند بزنید. *از قدرت سخنوری خود غافل نشوید. گاهی احساس می کنید نمی توانید با کسی گفت و گو کنید و با خود فکر می کنید: نکند خسته کننده باشم! نکند به اندازه کافی خوب نباشم! نکند مزاحم باشم! نکند وقت او را هدر بدهم! و... همین نگرانی ها باعث می شود سر صحبت را باز نکنید. کمروبودن در گفت و گو با دیگران غیرعادی نیست اما این کمرویی باعث می شود در گفت و گو خیلی موثر نبوده و نتوانید خوب صحبت کنید. برای آن که بتوانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم، باید بر این کمرویی غلبه کنیم. *به خودتان اطمینان بدهید که شخص مقابل نمی خواهد درمورد شما قضاوت کند. حتی اگر هم بخواهد این کار را بکند به خودتان بگویید: «خوب که چه؟!» *برای رهایی از فکرهای منفی و آغاز یک گفت و گو، راه های زیادی وجود دارد؛ این یک هنر است که می توان آن را آموخت، اما به تمرین نیاز دارد. *رازهای یک گفت و گوی خوب را بدانید. رازی که در یک گفت و گوی خوب نهفته است این است: به غیر از مواقعی که لازم است طرف مقابل خود را به ادامه صحبت تشویق کنید، کمتر صحبت کرده و بیشتر گوش دهید. این کار یک هنر است، اما برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد، دو مرحله زیر را دنبال کنید؛ سخت نیست. 1 – یک نظر کلی درباره مکان یا موقعیت موجود بدهید. به اطرافتان نگاه کنید و ببینید آیا چیزی هست که به درد اشاره کردن بخورد. مثلا: «چه اتاق جالبی است!»، «چه مهمان نوازی فوق العاده ای!»، «من عاشق این منظره هستم!» و... 2 – یک سوال باز بپرسید و مجبورشان کنید راجع به خود حرف بزنند. *بیاموزید که چطور یک سوال باز بپرسید. بیشتر مردم دوست دارند درمورد خودشان حرف بزنند. شما به عنوان کسی که باب صحبت را باز کرده است، باید راهی برای آن بیابید. یک سوال باز سوالی است که جوابش مستلزم توضیح و بحث باشد و فقط با یک پاسخ کوتاه بله یا خیر، که معمولا پاسخ سوال های بسته است، تمام نشود. سوال های باز معمولا با چه کسی؟ کی؟ چه؟ چرا؟ کجا؟ و چگونه؟ شروع می شوند. پاسخ سوال های بسته شما را دوباره به جای اول برمی گرداند؛ درحالی که سوال های باز موتور گفت و گو را راه می اندازند و باعث می شوند طرف مقابل به حرف زدن ادامه دهد. نمونه های سوال های بسته: «کتاب دوست دارید؟»، «دانشگاه رفته اید؟»، «بهار، فصل مورد علاقه شماست؟»، «آیا اغلب به این جا می آیید؟» نمونه ای سوال های باز: «از چه کتاب های خوشتان می آید؟»، «در دانشگاه چه خوانده اید؟»، «کدام یک از فصل ها را بیشتر دست دارید و چرا»، «الان مشغول چه کاری هستید؟» *سوال خود را به صورت باز مطرح کنید تا بدین ترتیب گفت و گو ادامه یابد. مثلا بگویید: «کیف دستی ات خیلی زیباست، از کجا خریدی؟» این سوال به مالک کیف اجازه می دهد تا از روزی که به خرید رفته و اتفاق های بامزه ای که داشته تعریف کند. اما اگر سوال را طور دیگری مطرح می کردید، مثلا می گفتید: «از مدل کیفتان خوشم می آید» او هم پاسخ می داد: «ممنون» و بعد هم این گفت و گو تمام می شد! *به مواردی که باید در یک گفت و گوی کوتاه رعایت شوند، دقت کنید. همان طور که می توانید از تکنیک سوال های باز و مکان ها استفاده کنید، باید حواستان به یک موضوع خوب رای گفت و گو نیز باشد. وقتی برای اولین بار کسی را می بینید،کوتاه و ساده بودن گفت و گو اهمیت ویژه ای دارد. تا زمانی که یکدیگر را بهتر بشناسید، به یک گفت و گوی مختصر و کوتاه بسنده کنید و بکوشید شباهت هایی را که بین شما وجود دارند، بیابید. گفت و گوی مختصر می تواند در مورد خرید یک ماشین جدید، بازسازی منزل، کارهای هنری فرزندان، برنامه برای تعطیلات، کتاب خوبی که اخیر خوانده اید و... باشد. گفت و گوی مختصر نمی تواند راجع به موضوع های سیاسی، دینی، خلع سلاح هسته ای یا قضاوت درمورد هر کسی به خصوص میزبان باشد. اگرچه صحبت در مورد آب و هوا کلیشه ای است، اما اگر چیز غیرطبیعی ای درمورد آب و هوا وجود داشته باشد، موضوع خیلی خوبی برای گفت و گو یافته اید. *از کلماتی استفاده کنید که به حواس لامسه مربوط می شود. اینها کلماتی هستند مثل «دیدن»، «تصور کردن»، «لمس کردن»، «گفتن» و... که سبب می شود طرف مقابلتان بتواند در طول گفت و گو حرف های شما را در ذهن خود به تصویر بکشد. *هماهنگ باشید. به منظور ادامه گفت و گو، زمانی که طرف مقابل شروع به صحبت می کند، حرف های او را دنبال کنید. به دقت گوش بدهید تا بتوانید در طول صحبت های او واکنشی از خود نشان داده و احساسات او را درک کنید. *هرازگاهی اسم طرف مقابلتان را به زبان بیاورید. این امر نه تنها به شما کمک می کند او را از یاد نبرید بلکه نشانی از احترام و دوست داشتن متقابل نیز هست. عکس العمل هایی نشان بدهید که آنها را به ادامه گفت و گو تشویق کند. حتما لازم نیست خیلی حرف بزنید، می توانید سرتان را تکان بدهید، یا بگویید وای، یا آه بکشید و... یا از عبارت های کوتاه تشویقی استفاده کنید، مثل «این طوری بود واقعا؟»، «خدای من»، «آن وقت شما چه گفتید؟ چه کار کردید؟»، «فوق العاده است!» و... *از زبان بدن خود استفاده کنید. درصورت موافق بودن سر خود را تکان بدهید، هرازگاهی با او تماس چشمی برقرار کنید، اما به چشمان او خیره نشوید. هرازگاهی دست خود را روی قلبتان بگذارید و... *فقط افکار مثبت را به ذهن خود راه بدهید. به جای آن که در کمرویی خود غرق شده و در خودتان فرو بروید، سعی کنید کنجکاوی نشان بدهید. هر بار به شباهت ها یا اهداف مشتری که بین شماست، دقت کنید تا به یاد بیاورید که ادامه این دوستی ارزشش را دارد. *بسیار لبخند بزنید و هربار که طرف مقابل چیز بامزه ای تعریف کرد، بخندید. به تغییرتی که در چهره طرف مقابلتان به وجود می آید دقت کنید؛ ببینید آیا او اصلا به ادامه این گفت و گو تمایلی دارد؟ *دقت کنید که آیا طرف مقابلتان در حضور شما معذب و ناراحت است یا خیر. اگر متوجه شدید که طرف مقابلتان تمایلی به ادامه گفت و گو و تبادل اطلاعات با شما ندارد، زیاد اصرار نکنید. *درباره چیزهایی که ترجیح می دهند حرف نزنند، سوالی نپرسید. برای مثال، بعضی ها دوست ندارند راجع به مسایل شخصی مثل وزن، مدرک تحصیلی و... حرفی بزنند. وقتی هنوز کسی را خوب نمی شناسید تا حد امکان با ملاحظه رفتار کنید. *اگر دیدید طرف مقابلتان هنوز هم علاقه ای به گفت و گو با شما نشان نمی دهد، زیاد از او سوال نپرسید. شما چند انتخاب دارید: *نشان بدهید از این که می خواهد درباره خودتان حرف بزنید خوشحالید. فقط زیاده روی نکنید و به خاطر داشته باشید بعد از آن که از خودتان تعریف کردید دوباره آنها را با سوال های خود به صحبت کردن تشویق کنید. *اگر دوست ندارید در مرکز توجه گفت و گو باشید، بحث را عوض کنید؛ مثلا بگویید: «خوب، من عاشق کتاب های هری پاترم، به خصوص آخرین جلدش؛ شما کدام یک از کتاب های هری پاتر را بیشتر دوست دارید؟» *سوال را با یک سوال جواب بدهید. برای مثال: «چطور توانستی آن قدر زود مجلس را ترک کنی؟»، «خوب، خودت چطور این کار را کردی؟». بیشتر مواقع طرف مقابل به قدری در پاسخ دادن به شما مصم است که فراموش می کند خودش اول این سوال را پرسیده است! *برای شروع یک گفت و گو، تمرین کنید. ممکن است در ابتدا کمی برایتان سخت باشد، اما با تمرین کردن آسان می شود. هر وقت در شرایطی قرار گرفتید که مجبور بودید با کسی گفت و گو کنید، فکر کنید قسمتی از تمرین تان است و هر بار که این کار می کنید، به پیشرفت تان دقت کنید. پیشنهادها: *واضح صحبت کنید. اگر زیر لب و نامفهوم صحبت کنید، ادامه گفت و گو خیلی سخت تر می شود. *علاقه خودتان را نسبت به گفت و گو نشان بدهید. *از مکث هایی که به وجود می آیند نترسید، از آنها برای تغییر موضوع گفت و گو، دوباره انرژی دادن به بحث، یا حتی گرفتن یک نفس کوتاه، استفاده کنید. *تلویزیون دیدن، گوش دادن به برنامه های رادیویی و یا خواندن زیاد روزنامه، مجله و یا کتاب، به شما اطمینان می دهد که درباره اتفاق های که در دنیا می افتد، می توانید نظر بدهید. *هر چیزی را که دوست دارید و فکر می کنید بامزه یا عجیب و غریب است، به خاطر بسپارید. ممکن است جایی که حتی فکرش را هم نمی کنید به دردتان بخورد. *اگر خجالتی هستید، بهتر است ابتدا به یکی، دو موضوع که راحت تر می توانید درباره شان صحبت کنید، اشاره کنید. *مراقب رفتار شنونده باشید. اگر به نظر می رسید علاقه مند است، ادامه بدهید؛ اما اگر به ساعت زیاد نگاه می کرد و یا به دنبال راه فرار بود، بدانید که زیاده روی کرده اید. *اگر تلفنی صحبت می کنید، هر طور شده طرف مقابل را در این گفت و گوی تلفنی، فعال نگاه دارید. اگر نمی توانید موضوع خوبی برای گفت و گو پیدا کنید، از سوال های باز استفاده کنید. *نیمی از گفت و گو مربوط به زبان بدن می شود و لزوما نباید همه گفت و گو را صحبت کردن در بر بگیرد؛ سعی کنید زبان بدن دوستانه تری داشته باشید. *همیشه تعریف و تمجید بهترین راه شکستن یخ طرف مقابل و شروع یک گفت و گوست. *معمولا افراد دوست دارند بشنوند: «وای خدای من چقدر شما شبیه به عموی من هستید!» یا «احتمالا شما با... نسبتی دارید؟» و سپس یک گفت و گوی عالی، شروع می شود.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:2  توسط ز.حیدری
|
براي پدر و مادر نمره رياضي، ديكته و علوم خيلي مهمتر از نمره ورزش است، اما دانشمندان چيز ديگري ميگويند
برترین ها: در حال حاضر با توجه به آمدن تكنولوژيهاي جديد كامپيوتري و در نتيجه سرگرم شدن هر چه بيشتر كودكان با اين وسايل، فعاليت بدني كودكان كاهش چشمگيري پيدا كرده است. از سوي ديگر مربيان مدارس نيز نسبت به ورزش و لزوم بازي و تحرك كودكان بيتفاوت شدهاند و زنگ ورزش به زنگي براي جبران عقبماندگيهاي درسي تبديل شده است. برخي اوقات هم در برخي مدارس به بهانه اتلاف وقت، زنگ ورزش حذف ميشود. اين در حالي است كه كودكان براي رشد جسمي و ذهني به ورزش نياز دارند و كاهش فعاليت بدني باعث ايجاد اختلالاتي مانند اضافه وزن و چاقي، بيخوابي، هيجان و استرس، رشد نامتعادل و نامناسب اندامها، اختلال در دستگاههاي بدن و... ميشود. براساس آمار سازمان جهاني بهداشت از 30 سال پيش تاكنون بهدليل بيتوجهي به اهميت ورزش و فعاليت بدني در كودكان ميزان اضافه وزن در آنها 3 برابر و ميزان ابتلاي آنها به ديابت نوع 2كه ناشي از اضافه وزن است 2برابر شده است. كودكان ذاتا فعالیت كردن را دوست دارند و تبدیل فعالیتهای بدنی به یك عادت برای آنها نه تنها سرگرمكننده است بلكه سلامتشان را به همراه دارد. برای رشد سالم كودكان باید به فعالیت بدنی آنها اهمیت دهید. كافي است به تحقيقات مختلفي كه در اين زمينه انجام شده توجه كنيد تا به نقش فعاليت بدني حتي در بهبود نمرات كودكان پيببريد. ورزش سلول عصبي جديد ايجاد ميكند در حالي كه فعاليت فيزيكي بهعنوان عاملي براي بهبود آمادگي جسماني كودكان و پايين آوردن خطر ابتلا به چاقي مطرح است، تحقيقات جديد نشان ميدهد، همين ورزش و فعاليت فيزيكي ميتواند به عملكرد بهتر كودكان در مدرسه نيز كمك كند. محققان هلندي 14 پژوهش از نقاط مختلف دنيا را كه به بررسي رابطه بين فعاليت فيزيكي و عملكرد تحصيلي كودكان مربوط ميشد، مطالعه كردند. آنها به اين نتيجه رسيدند كه رابطه مثبت معنيداري بين اين 2 مقوله وجود دارد. اين تحقيق در مجله پزشكي كودكان و نوجوانان منتشر شده است. در حالي كه آنها نتوانستند دليل اينكه چرا بين اين 2 موضوع رابطهاي وجود دارد بررسي كنند، با استناد به پژوهشهاي قبلي اعلام كردند كه بهنظر ميرسد فعاليت بدني منظم بايد به عملكرد بهتر مغز مرتبط باشد. تاثير اين فعاليتها بر مغز ميتواند شامل عوامل مختلفي باشد از جمله اينكه موجب افزايش جريان خون و اكسيژن در مغز شده و همچنين سطوح مواد شيميايي در مغز بالاتر رفته و همين موجب بهبود خلق و خو ميشود و علاوه بر آن، در همان زمان باعث ایجاد سلولهای عصبی جدید و انعطافپذیری محل تماس 2 عصب میشود. تحقيقات ميگويد ورزش را حذف نكنيد نتايج يكسري پژوهشها زماني منتشر شد كه بسياري از سيستمهاي مدارس به منظور صرفهجويي در هزينهها درصدد كاهش يا حذف برنامههاي ورزشي و تربيت بدني هستند. پزشكان اميدوار هستند كه اين يافتههاي تازه بار ديگر بر ورزش تاكيد داشته باشدو مسئولان مدارس را وادار به توجه بيشتر به اين مبحث درسي و البته تندرستي كند. دكتر اندرو ایدزمن از مركز پزشكی استیون و الكساندرا كوهن اظهار نظر كرد كه آنچه ما نمیتوانیم به آن ادامه دهیم این است كه فعالیت های جسمی را در برنامه كودكان دبستانی كم كنیم، با این گمان كه این كار وضعیت آموزشی آنها را بهبود میدهد. زيرا در واقع این كار ممكن است نتیجه عكس برای ما داشته باشد. مسئولان مدارس فكر ميكنند فعاليتهاي بدني در مدارس ميتواند مخل عملكرد تحصيلي مناسب شود. علاوه بر آخرين بررسي تحقيقات، پژوهشي كه در سال 2010 توسط مركز كنترل و پيشگيري از بيماريها روي 50 مطالعه انجام شده نشان ميدهد؛ بيش از نيمي از آنها ارتباط مثبت فعاليت بدني از جمله آموزشهاي ورزشي، زنگ تفريح و فعاليتهاي فوق برنامه را با عملكرد درسي بهتر نشان ميدهد و در حدود نيمي از بررسيها هيچ تاثيري را نشان نداد. با ورزش نمرههايم را 20 ميكنم همكاران گيهر در دانشگاه كاروليناي شمالي تصميم گرفتند، تحقيقي را در مدارس ابتدايي انجام دهند. آنها 40 دقيقه فعاليت فيزيكي روزانه را كه شامل آموزش در سطوح مختلف بود را در برنامه كودكان گنجاندند. وقتي نتايج نمرات دانشآموزان اعلام شد بسياري از آنها نسبت به ترم قبل عملكرد بهتري داشتند اما حتي اگر ورزش از نظر درسي كمكي به دانشآموزان نكند همچنان مقوله مهمي به حساب ميآيد.گيهر ميگويد: «ورزش فوايد زيادي از جمله كاهش چاقي، ديابت كودكان و بهبود عملكرد قلبي- عروقي را به همراه دارد.» در حال حاضر كودكان تمام اوقات فراغتشان را با تكنولوژيهاي روز و بازيهاي ويدئويي پر ميكنند و مسئله مهم آن است كه مغز ما با تكنولوژي ذهني طراحي نشده است بلكه با فعاليت بدني طراحي شده و كودكان بايد از اين توانايي استفاده كنند چون در غير اينصورت آن را از دست ميدهند. روزي يك ساعت ورزش برخي از تحقيقات نشان ميدهد مهارتهاي تمركز، حافظه، اعتماد به نفس، عزت نفس و مهارتهاي كلامي از جمله پيشرفتهاي ذكر شده در دانشآموزاني است كه در مدرسه فعاليت بدني داشتهاند. محققان مركز پيشگيري و كنترل بيماريها اعلام كردند كادر مدرسه، مديران و معلمان ميتوانند مطمئن باشند كه افزايش زمان فعاليت فيزيكي در مدارس نميتواند تاثير منفي بر عملكرد درسي كودكان داشته و حتي ممكن است تاثير مثبتي هم به همراه داشته باشد. پژوهشگران میگویند، به مطالعههای بیشتری نیاز است تا دریابیم چه میزان ورزش تاثیرهای مثبت بر یادگیری دارد اما توصیه میكنند كودكان و نوجوانان هر روز به مدت یك ساعت یا بیشتر فعالیتهای فیزیكی داشته باشند. دكتر ديويد گيهر، مدير پزشكي ورزشي در دانشگاه پزشكي كاروليناي جنوبي ميگويد: «تمركز بر نمرات دانشآموزان و عملكرد هر چه بهتر آنها تاثير دارد، پژوهشگران سعي دارند همه امكانات لازم براي موفقيت تحصيلي دانشآموزان را فراهم كنند در حالي كه اگر فعاليتهاي ذهني با فعاليتهاي فيزيكي همراه باشد كودكان ميتوانند از فوايد هر 2بهرهمند شوند.» ورزش صبحگاهي فراموش نشود مسئولان مدارس با توجه به چند نكته به راحتي ميتوانند شرايط مناسبي را براي بازي و فعاليت كودكان و نوجوانان فراهم كنند. يكي از بهترين موقعيتها براي ورزش و فعاليت بدني دانشآموزان برنامه صبحگاهي است. اين زمان اوج انرژي كودكان است و ميتواند آنها را براي حضور در مدرسه آماده كند. ورزش صبحگاهي در تقويت احساسات، صداقت، آرامش و كاهش فشارهاي رواني دانشآموزان نقش بسزايي دارد. با سازماندهي مناسب ورزش صبحگاهي در مدارس، ميتوان دانشآموزان را با روحيهاي مناسب سركلاس فرستاد و آنها را حتي براي لحظات بعد از كلاس، از نظر روحي- رواني تقويت كرد. انجام برنامهريزي درست در زنگ تفريح هم از مقررات دست و پاگير جلوگيري ميكند و هم به آنها اجازه ميدهد فعاليت فيزيكيشان را متوقف نكنند، همچنانكه تنوع در انتخاب نوع ورزش دانشآموزان را به ورزش ترغيب ميكند. پدر و مادرها در نقش مشوق ورزشي والدين نقش بسيار مهمي در آمادگي بدني و تشويق بچهها به فعاليت بدني ايفا ميكنند. تحقیقات نشان میدهد شركت كردن والدین در فعالیتهای بدنی میتواند سبب افزایش حضور فرزندان در این فعالیتها شود. والدین میتوانند با دستورالعملهای زیر الگوهای مطلوبی برای فرزندان باشند:
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:12  توسط ز.حیدری
|
اگر ميخواهيد زندگي موفقي داشته باشيد حساسيتهاي همسرتان را بشناسيد و نگذاريد بيان اين 9 جمله اين دنياي عاشقانه را روي سرش خراب كند
برترین ها: وقتي كه خودتان را با اطرافيانتان مقايسه ميكنيد، فكر ميكنيد عاقلترين زوج جهان هستيد. از نظر شما خيلي از آنها اشتباهات ساده اما وحشتناكي را مرتكب ميشوند كه شما از آن پرهيز ميكنيد و از اينكه خودشان از اشتباهاتشان باخبر نيستند، تعجب ميكنيد. جالب است بدانيد كه همين اطرافيان پراشتباه نيز در مورد شماهم چنين قضاوتي ميكنند. آنها به اشتباهات ساده اما وحشتناكتان نگاه ميكنند و همان جملات را در ذهنشان مرور ميكنند. براي اينكه اين موضوع را بهتر درك كنيد و دست از گفتن جملاتي كه در عين سادگي زندگي مشتركتان را ويران ميكنند برداريد، چند نمونه از گلايه مردان خوشبختي را برايتان مطرح ميكنيم كه احتمال دارد زندگي عاشقانهشان همين روزها از هم بپاشد. مرد بياعتماد به نفس، مرد مرده است علي 38 سالش است. 7 سال است كه با همسرش ازدواج كرده و معتقد است كه زندگيشان را با عشق شروع كردهاند و هنوز هم يكديگر را دوست دارند اما در زندگي خوشبخت آنها هم مسائلي وجود دارد كه موجب رنجش و بحث ميشود. او معتقد است همسرش هيچ عيب بزرگي ندارد اما با گفتن بعضي حرفها، آرامش زندگيشان را به هم ميريزد و اعتمادبهنفس او را از بين ميبرد. او نميگويد كه حق با همسرش نيست و اشتباهي را مرتكب نميشود بلكه ميگويد:«اگر همسرم با اين جملات به من حمله نكند حاضرم به اشتباهاتم اعتراف كنم و تمام تلاشم را براي جبران كردنشان انجام دهم.» اگر ميخواهيد كه عشقتان ابدي باشد، جملاتي كه علي را آزار ميدهد و موجب دعوا در زندگي مشتركشان ميشود را بخوانيد و از آنها پرهيز كنيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:7  توسط ز.حیدری
|
اگر ميخواهيد واقعا ميزان علاقه به همسرتان را تخمين بزنيد، 20 نشانه يك عشق واقعي اینجاست. اگر شما تعداد زيادي از اين نشانهها را در خودتان ميبينيد، بايد به آينده رابطه با همسرتان اميدوار باشيد و به رابطهاي كه ساختهايد افتخار كنيد.
برترین ها: اگر گشت كوتاهي در اينترنت بزنيد يا اينكه چند ايميلي كه به تازگي برايتان رسيده را باز كنيد، قطعا با تعداد زيادي از اين تستها روبهرو ميشويد؛ تستهايي كه ميخواهند ميزان عشق يا صداقت شما را بسنجند و گاهي آنقدر جالب هستند كه باورشان ميكنيد اما اگر كمي بيشتر به اين سوالها دقت كنيد، ميبينيد كه هيچ ارتباط منطقي ميان آنها و اتفاقي مثل دوست داشتن وجود ندارد. اگر ميخواهيد واقعا ميزان علاقه به همسرتان را تخمين بزنيد، راه بهتري را به شما پيشنهاد ميكنيم. ابتدا در اين 2 صفحه، با يك خودآزمون شامل 5 سوال آشنا ميشويد كه از همان تستهايي است كه در اينترنت ميبينيد اما در صفحات بعد، به نشانهها ميپردازيم؛ 20 نشانه يك عشق واقعي. اگر شما تعداد زيادي از اين نشانهها را در خودتان ميبينيد، بايد به آينده رابطه با همسرتان اميدوار باشيد و به رابطهاي كه ساختهايد افتخار كنيد. سوال اول:شما به طرف خانه كسي كه دوستش داريد ميرويد.2راه براي رسيدن به آنجا وجود دارد:
جواب سوال اول: جاده نشاندهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كردهايد زود و آسان عاشق ميشويد ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به آساني عاشق نميشويد. سوال دوم:در راه 2 بوته گل رز ميبينيد؛ يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد. شما تصميم ميگيريد ۲۰ شاخه از رزها را براي او بچينيد،چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب ميكنيد؟ (ميتوانيد يا همه را به يك رنگ يا تركيبي از 2 رنگ انتخاب كنيد) جواب سوال دوم: تعداد رزهاي قرمز نشاندهنده آن است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه ميگذاريد و تعداد رزهاي سفيد نشان ميدهد كه شما چقدر در آن رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.مثلا اگر ۱۸ رز قرمز و ۲ عدد رز سفيد انتخاب كردهايد به اين معناست كه شما ۹۰درصد محبت ميكنيد و ۱۰درصد انتظار محبت از طرف مقابل داريد. سوال سوم:بالاخره شما به خانه او ميرسيد.يكي از افراد خانواده در را روي شما باز ميكند. شما ميتوانيد از آنها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند،يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.حالا چكار ميكنيد؟ جواب سوال سوم: سوال سوم نشاندهنده طرز برخورد شما با مشكلات در يك رابطه است. اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كردهايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات ميترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات بهخودي خود حل شوند ولي اگر خودتان به اتاق رفتهايد كه او را از حضور خود مطلع كنيد اين نشان ميدهد كه شما با مشكلات روبهرو ميشويد و دوست داريد آنها را هر چه زودتر حل كنيد. سوال چهارم:شما وارد منزل شده به اتاق او ميرويد ولي كسي آنجا نيست. پس تصميم ميگيريد رزها را همان جا بگذاريد. ترجيح ميدهيد آنها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟ جواب سوال چهارم: محل قرار دادن رزها نشاندهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر آنها را روي تخت ميگذاريد نشان ميدهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد و اگر آنها را لب پنجره قرار ميدهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل ميكنيد. سوال پنجم:شب ميشود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانهاي ميخوابيد. صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او ميرويد بهنظر شما وقتي آنجا ميرويد او خواب است يا بيدار؟ جواب سوال پنجم: سوال پنجم نشاندهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتر و شخصيت فرد محبوبتان است. اگر شما او را درحاليكه خوابيده است در اتاق ميبينيد، اين به اين معناست كه شما او را همانطور كه است دوست داريد و اگر او را بيدار ديدهايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود. سوال آخر: وقت برگشتن به خانه است آيا راه كوتاه و ساده را انتخاب ميكنيد؟ يا ترجيح ميدهيد از راه طولاني و جالبتر برويد؟ جواب سوال آخر: راه بازگشت به خانه نشاندهنده دوام عشق شماست. اگر راه كوتاه را انتخاب كردهايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كردهايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود. خسته از كار برگشتهايد، روز گرمي بوده و حسابي عرق كردهايد. همسرتان يك ساعت ديگر به خانه ميرسد. آيا اول زير باد كولر يك چرت حسابي ميزنيد يا ايناكه دوش ميگيريد و سعي ميكنيد كمي به ظاهر خودتان برسيد؟ اگر همسرتان را واقعا دوست داشته باشيد، تصوري كه او در مورد شما ميكند برايتان از هر چيزي مهمتر است زندگيتان را پر انرژي كرده؟ از همان صبح كه از خواب بلند ميشويد انرژي زيادي داريد و حتي اگر بيمار هم باشيد ميتوانيد كارهاي روزانهتان را با سرزندگي و آرامش انجام دهيد؟ و آيا اين رابطه و اين حس باعث ميشود كه نسبت بهخودتان هم احساس خوبي داشته باشيد و به زندگي كه ساختهايد با احساس غرور نگاه كنيد؟ عشق واقعي در تمام روز شما و احوال شما تاثير ميگذارد و حتي اگر يك زندگي كاملا معمولي داشته باشيد احساس رضايت فوقالعادهاي در شما ايجاد ميكند. چقدر قهر ميكنيد؟ آخرينباري كه با هم قهر كرديد چه زماني بود؟ يك ساعت پيش؟ يك هفته پيش يا يك ماه پيش؟ اگر شما واقعا عاشق يكديگر باشيد ميتوانيد خيلي راحت در مورد اختلافاتتان صحبت كنيد و چون نظر طرف مقابلتان برايتان مهم است، خوب به حرفهايش فكر ميكنيد و سعي كرده تصميمي بگيريد كه هم منطقي باشد و هم به او آسيبي نزند. شايد گاهي از هم برنجيد اما قهر در رابطه شما اتفاق عادي نيست. شما ناراحتيهايتان را از هم پنهان نميكنيد ولي قرار هم نيست بهخاطر رسيدن به خواستهتان با قهر از طرف مقابلتان باج بگيريد. حتي اگر يك جنگ تمام عيار بين شما اتفاق بيفتد و با هم دعوا كنيد ظرف تنها چند دقيقه روبهراه ميشويد و دلتان ميخواهد كه با هم حرف بزنيد. به اين فكر ميكنيد كه هيچچيز ارزشمندتر از اين نيست كه شما 2 نفر ميتوانيد با هم در مورد احساسات و تصميماتتان گفتوگو كنيد و از طرف ديگر طاقت هرچيزي را كه داشته باشيد طاقت ديدن ناراحتي او را نداريد. حتي اگر يك جنگ تمام عيار بين شما اتفاق بيفتد و با هم دعوا كنيد ظرف تنها چند دقيقه روبه راه ميشويد و دلتان ميخواهد كه با هم حرف بزنيد. به اين فكر ميكنيد كه هيچچيز ارزشمندتر از اين نيست كه شما 2 نفر ميتوانيد با هم در مورد احساسات و تصميماتتان گفتوگو كنيد و از طرف ديگر طاقت هرچيزي را كه داشته باشيد طاقت ديدن ناراحتي او را نداريد. اگر واقعا عاشقش باشيد نه شما و نه همسر يا نامزدتان نميخواهيد كه وفاداري ديگري را به شكل عجيب و غريبي امتحان كنيد. قهرهاي الكي بهدليل اينكه ببينيد او براي آشتي پيش قدم ميشود، بهانهگيريها يا درخواستها و انتظارهاي غيرمتعارف در رابطه شما هيچ جايي ندارد از ريسك كردن نميترسيد؟ از اينكه با او در شهر ديگري زندگي كنيد نميترسيد و فكر ميكنيد خيلي از كارهايي كه پيش از اين در توان خودتان نميديديد حالا انجام شدني است؟ عشق به طرز عجيبي شما را شجاع ميكند. از ريسك كردن در كنار او نميترسيد. انگار وجودش به شما قدرت عجيب و غريبي ميدهد. از اخم و نگاه سرد ديگران نميترسيد و فكر ميكنيد تا زماني كه او هست، چرا بايد از چيزي بترسيد؟ البته اينها يك تصور غيرواقعي نيست، او واقعا شما را حمايت ميكند و هر زمان كه به مراقبتش نياز داشته باشيد در كنارتان او را ميبينيد. او چه چيزي را دوست دارد؟ براي خريد يك كادو ذهنتان پر از ايدههايي است كه او را شگفتزده ميكند يا اينكه بايد از دهها نفر مشورت بگيريد و باز هم به نتيجهاي كه ميخواهيد نميرسيد؟ اگر ارتباط شما نزديك و گرم باشد، سعي ميكنيد از هر راهي كه ميشود به علائق او پي ببريد و آنها را در رفتارها، پوشش و آرايش و همه ابعاد زندگيتان جلوه دهيد. او را بهتر از هر كسي ميشناسيد، حتي اگر يكسال بيشتر از ازدواجتان نگذشته باشد، آنقدر پيوند ميان شما قوي هست كه از اعضاي خانوادهاش هم بيشتر روي احساسات، رفتارها و حتي منظورهاي پنهانش شناخت داريد. خوب ميدانيد در چه موقعيتي نبايد قرارش دهيد يا اينكه در چه شرايطي مهمترين حرفها را بايد به او بزنيد. شما اين اطلاعات را به طرز عجيب و نامحسوسي به دست آوردهايد. حالا ديگر ميتوانيد از نگاه او درونش را بخوانيد و به غير از شما هيچكس از پس اين كار برنميآيد. حس ميكنيد هر روز كه ميگذرد، ارتباطتان به طرز شگفتآوري قويتر ميشود و خيلي زودتر از انتظارتان چيزهايي كه ميخواهيد را دربارهاش كشف ميكنيد. هميشه از او دفاع ميكنيد؟ اگر يكي از اعضاي خانوادهتان به او توهيني كند يا اينكه متهمش كند، چه واكنشي نشان ميدهيد؟ ممكن است حق با خانوادهتان باشد، بنابراين به آنها اجازه ميدهيد كه در نبود همسرتان حسابي سرزنشش كنند يا اينكه در موردش جملات ناخوشايندي را به كار ببرند؟ در صورتي كه واقعا عاشقش باشيد، قطعا از او دفاع ميكنيد و خودتان را به خاطرش در خطر مياندازيد؟ اگر واقعا عاشقش باشيد حتي اگر نگرانيهايي در رابطه شما وجود دارد مقابل ديگران به او توهين نميكنيد يا از او گلايه نميكنيد. دوست داريد حتي در سختترين روزهاي رابطهتان همه بدانند كه برايتان محترم است و آنها هم وظيفه دارند به او احترام بگذارند. حسرت زندگي ديگران را داريد؟ نگاهي به زندگيتان در اين چندسال بيندازيد. تا امروز پيش آمده حسرت زندگي دوستانتان را بخوريد يا اينكه همسرتان را با مردهاي ديگر مقايسه كنيد و بعد از آن يك آه بكشيد؟ اگر عاشقش باشيد حتي اگر او يك آدم كاملا معمولي باشد، آدمي كه پول محدود، ظاهر متوسط و خانواده متوسطي هم دارد، هرگز فكر نميكنيد كه ميتوانستيد انتخاب بهتري داشته باشيد. از نظر شما بهتري و بدتري با اين معيارها سنجيده نميشود. شما فكر ميكنيد او با تمام كاستيهايش بهترين گزينه براي شماست و آرامشي را كه در كنار او ميگيريد از هيچكس ديگري نميتوانستيد بگيريد. چطور توصيفش ميكنيد؟ او را در 5 جمله توصيف كنيد. حالا به جملاتي كه انتخاب كردهايد نگاه كنيد؛ چه تعداد از آنها مثبت هستند و چه تعداد منفي؟ شما او را همانطور كه هست ميپذيريد و به همه چيزش افتخار ميكنيد يا اينكه هميشه منتظر روزي هستيد كه او قرار است تغيير كند؟ در زندگي عاشقانه اينطور نيست كه شما ويژگيهاي منفي همسرتان را نبينيد. همه عيب و ايرادهايش را ميبينيد اما برايتان آزاردهنده نيست. شما ميدانيد كه خودتان هم خالي از عيب نيستيد. در مقابل نقاط قوت او برايتان مهم و ارزشمند است و سعي ميكنيد با مطرحكردن اين ويژگيهاي مهم در مقابل ديگران، ارزش او را پيش ديگران هم بالا ببريد. او را براي اشتباهات ديگران سرزنش ميكنيد؟ هيچوقت از او نميخواهيد كه بين شما و وفادارياش به خانواده خود يا دوستانش يكي را انتخاب كند. سعي ميكنيد به موقعيت خانوادگي و اجتماعياش احترام بگذاريد و او را بهخاطر اشتباهات ديگران هرگز تحقير نميكنيد. حتي در سختترين شرايط به آدمهايي كه برايش ارزشمند هستند احترام ميگذاريد و هرگز حتي بهدليل خنكشدن دل خودتان او را در مقابل ديگران شرمنده نميكنيد. از روياهايتان ميگذريد؟ قطعا شما و او قبل از آشناييتان روياهايي داشته ايد. ممكن است يكي از شما فكر تحصيل در كشوري ديگر را ميكرده و فكر ديگري اين بود كه در همين كاري كه هست چطور ميتواند پيشرفت كند. آيا زماني كه روياهاي شما در يك مسير قرار نميگيرد، حاضر ميشويد از روياي خودتان بهدليل رسيدن او به آرزوهايش صرفنظر كنيد و در راه تحقق آرزوهايش بهترين همراه براي او باشيد؟ بايد فقط متعلق به شما باشد؟ اگر روزي بفهميد كه جدايي براي شما بهترين چيز است، آيا به او اجازه ميدهيد كه بدون جنگ و دعوا از شما جدا شود؟ شايد شما يكديگر را دوست داشته باشيد اما به دلايل بسيار نتوانيد زندگيتان را آنطور كه انتظار داريد يا لياقتش را داريد بسازيد. اگر شما يك عاشق واقعي باشيد هرگز به اين فكر نميكنيد بلكه فكر ميكنيد اگر او قرار است مال شما نباشد پس ديگر چه دليلي دارد، نگران او و آيندهاش باشيد. شما او را هرجا كه باشد دوست داريد، چه در كنارتان و چه دور از شما. زيادي مراقبش هستيد؟ آيا سلامتش براي شما نخستين اولويت است؟ از نگرانيهايش كم ميكنيد چون نميخواهيد استرسها اذيتش كنند، وقتي كه بيمار ميشود مهمترين موضوع زندگيتان مراقبت از او و سلامتش ميشود؟ اگر اينطور باشد شما واقعا عاشقش هستيد. اين مسئله قطعا در كوچكترين بخشهاي زندگي شما بروز پيدا خواهد كرد. از پختن يك غذاي سالم بگيريد تا كنترل وزن و سلامت او يا حتي مراقبت از سلامت روانش، همگي براي شما اهميت ويژهاي پيدا خواهند كرد. همه چيز «ما» شده است؟ در رابطهتان مدام حرفي از «من» به ميان نميآوريد و حتي وقتي ميخواهيد تصميمي بگيريد و به او انتقال دهيد مصلحت «ما» را درنظر ميگيريد. وقتي كه به آينده فكر ميكنيد قبل از هر تصميمي كه ميگيريد به اين فكر ميكنيد كه اين اتفاق روي احساسات و آينده او چه تاثيري ميگذارد. خوشبختي شما يك خوشبختي مشترك است. اتفاقي كه لبخند را روي لب هر دوي شما مينشاند. نزديكانش را دعوت ميكنيد؟ آخرين باري كه دوستان او يا اعضاي خانوادهاش را دعوت كرديد كي بود؟ اگر عاشقش باشيد به او حق ميدهيد كه مانند شما با كساني وقت بگذراند كه دوستشان دارد و كنارشان آرامش ميگيرد. دوستان قديمي، اعضاي خانواده يا حتي كساني كه خيلي هم در دلتان به آنها تعلقي نداريد را به خاطر خوشحالي او به خانهتان دعوت ميكنيد يا وقتي كه از شما ميخواهند آخر هفته با آنها باشيد فكر نميكنيد كه روزتان را قرار است تلف كنيد. هيچ ارتباطي را به او تحميل نميكنيد. اگر ميخواهيد كسي را به خانهتان دعوت كنيد اول به اين فكر ميكنيد كه او از اين مهماني چه لذتي ميبرد. حرفهايتان تمام نميشود؟ آخرينباري كه يك روز تمام با هم تنها بوديد كي بود؟ آيا در پايان روز خسته و بيحوصله شده بوديد و ديگر حرفي براي گفتن نداشتيد؟ اگر احساس بين شما قوي باشد، حرفهايي كه دوست داريد به هم بزنيد هيچ وقت تمام نميشود. حتي اگر به يك مسافرت يك ماهه 2 نفره برويد و مدام با هم تنها باشيد بين شما سكوت آزاردهندهاي برقرار نميشود و هميشه آنقدر موضوع مشترك براي صحبت كردن و علاقه مشترك براي تفريح كردن داريد كه خلا يك همراه واقعي را در زندگيتان احساس نميكنيد. اشتباهاتش را نميبخشيد؟ وقتي كه با هم دعوا ميكنيد فورا ذهنتان به عقب بر ميگردد و تمام مشكلاتي كه در اين سالها بين شما پيش آمده را به او يادآوري ميكنيد؟ اگر عاشقش باشيد هرگز از اشتباهات گذشتهاش يك داستان نميسازيد و تحقيرش نميكنيد. شما اغلب اتفاقات بد گذشته را به راحتي ميبخشيد و تا حدودي فراموش ميكنيد و حتي اگر بعضيهايشان از يادتان نرود، مقابل او وانمود ميكنيد كه فراموششان كردهايد. خودتان را كنار نميكشيد؟ هيچ وقت اين جمله را به زبان آوردهايد؟ بيپولي و مشكلات تو به من ربطي ندارد! يا اينكه شما هم براي آينده مشتركتان مدام برنامهريزي ميكنيد و دوست داريد به هر قيمتي كه شده تلاشتان را بيشتر كنيد تا بهترين آينده را براي يكديگر بسازيد و خودتان را از منافع اين زندگي كنار نميكشيد و به يك مصرفكننده پر توقع تبديل نميشويد. پا به پاي هم مسائل مالي، تصميمگيريها و برنامهها را مديريت ميكنيد و هيچ وقت فكر نميكنيد كه او تنها كسي است كه در قبال اين زندگي وظيفه دارد. شرايطش را درك ميكنيد؟ نه اينكه يك آدم وابسته و منفعل باشيد اما برنامههاي شما به جاي برنامههاي من، به ما تبديل ميشود. تفريحات شما ميشود تفريح 2 نفره و شادي شما ميشود شادي مشترك. حتي زماني كه حسابي دلتان گرفته براي تفريح كردن نگاهي به برنامه او مياندازيد. آيا او سالم است و حوصله و توان جسمي اين تفريح را دارد. آيا به خاطر برنامه كارياش به او فشاري نميآيد و او هم مانند شما از اين برنامهاي كه گذاشتهايد لذت ميبرد يا اينكه بهتر است تفريحتان را به زمان ديگري منتقل كنيد. دوست داريد همه چيز متعلق به او باشد؟ وقتي به قصد خريدن چيزي براي خودتان به خريد ميرويد، پشت مغازهها چشمتان به چيزهايي جلب ميشود كه او دوست دارد داشته باشد يا به لباسهايي كه بهنظرتان اگر بپوشد خيلي زيبا ميشود؟ براي شما كه عاشقانه دوستش داريد، هميشه برايتان زيبايياش تازه ميماند. وقتي كه لباس تازهاي ميپوشد دوست داريد نگاهش كنيد. احتياجاتش را به خاطر داريد و حتي حاضر هستيد به خاطر فراهمكردنشان از احتياجات خودتان صرفنظر كنيد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:4  توسط ز.حیدری
|
وقتي با بيشتر زنها در مورد راه انداختن يك كسب و كار و يا سرمايهگذاري روي يك ملك صحبت كرده ميشود
برترین ها: وقتي با بيشتر زنها در مورد راه انداختن يك كسب و كار و يا سرمايهگذاري روي يك ملك صحبت كرده ميشود، واكنش يكساني را ميشود در همه آنها ديد و آن ترس از انجام فعاليتي مستقل از خانواده يا همسرانشان است. گويي زنان از اينكه هميشه بر كسي يا بر شرايطي تكراري تكيه كنند، عادت كردهاند اما مهمتر از همه بيشتر آنها از سرمايهگذاري وحشت دارند. اما در مقابل چنين ترسهاي زنانهاي چه بايد كرد؟ آيا اين ترسها مختص زنان است يا مردان هم آنها را تجربه كرده اند؟ ترس تو را نميكشد داشتن مقداري ترس در هر كاري ميتواند مانع سقوط و نابودي شما شود مثلا ترس از دزدي باعث ميشود كه شبها قبل از خواب از بسته شدن درها مطمئن شويد يا پولهايتان را داخل گاوصندوق بگذاريد اما گاهي اوقات ترس مثل يك مانعي بزرگ نميگذارد كه شما از فرصتهايي كه برايتان بهوجود ميآيد استفاده كنيد. زنان در مقايسه با مردان ترس بيشتري را براي شروع يك كسب و كار مستقل دارند. اين جملات نمونهاي از جملات شايع زنان هنگام پيشنهاد براي شروع يك تجارت و فعاليتي اقتصادي است:« اگر نتوانم قسطهايم را به موقع بدهم چه اتفاقي ميافتد؟»«سرمايهگذاري پر از خطراتي است كه ممكن است همه پولهايم را از دستم خارج كند» يا« اگر بانك اموال مرا توقيف كند بايد سرگردان و بيخانمان شوم» و... تمام اين حرفها بياساس است اما با وجود اين، تمامي اين فكرها ميتواند يك مانع جدي براي شروع نكردن تجارت زنانه شما باشد. بهتر است بدانيد مردان هم مانند شما در شروع يك كار مستقل و تجاري دچار چنين ترسهايي ميشوند اما آنها بر ترسهايشان كنترل دارند زيرا ميليونها مرد ديگري را ديدهاند كه با وجود همه مشكلات دست به عمل زدهاند. قبل از هرچيز اين فكر را در ذهنتان جا بيندازيد كه شروع يك كار تجاري مستقل و زنانه نميتواند تهديد جدي براي شما باشد. براي اين كار ابتدا ضررها و منافع كاري كه قصد داريد شروع كنيد، را در يك ورق كاغذ بنويسيد تا با مشكلاتي كه احتمالا برايتان بهوجود خواهد آمد آشنا شويد. با اين كار ذهن بهانهگير و غيرمنطقيتان را از مسيري كه انتخاب كردهايد، دور ميكنيد. نخستين سرمايهگذاري آخرين سرمايهگذاري نيست نكته مهم ديگري كه زنان بايد از آن آگاه باشند اين است كه نخستين سرمايهگذاري آنها لزوما نبايد نخستين و آخرين سرمايهگذاريشان باشد. يكي ديگر از ترسها ي زنان اين است كه شايد راهي كه در آغاز انتخاب كردهاند بهترين راه نباشد. اصلا نترسيد چون با دست به عمل زدن راههاي بهتري به سمتتان خواهد آمد. خبر خوش اينكه در اين زمينه هم مردان همانند شما فكر ميكنند. رستورانهاي زنجيرهاي مكدونالد كه توسط برادران مكدونالد راهاندازي شده در آغاز قرار بود كه يك سالن تئاتري بيش نباشد اما در خلال اتفاقاتي تصميم 2 برادر به جا ي داشتن يك سالن تئاتر به رستوران تبديل شد. ممكن است ديگران آنطور كه بايد تشويقتان نكنند و حتي ضدانگيزه هم باشند اما همه اين حاشيهها در مقابل تصميمي كه شما گرفتهايد اهميتي ندارد. كاري را با برنامهريزي شروع كنيد و در ميان راه انعطافپذير باشيد و تنها به يك حرفه چنگ نزنيد بلكه نسبت به راههايي كه در خلال كارتان، به ذهنتان ميرسد آگاه باشيد و امتحانش كنيد. ترسهاي زنانه شما با رعايت اين تكنيكها به سرعت يك چشم بر هم زدن ناپديد خواهند شد باور كنيد. بر ترست اينگونه غلبه كن وقتي يك زن تصميم ميگيرد كه وارد دنياي سرمايهگذاري شود بزرگترين ترس او، ترس از دنياي ناشناختهاي است كه هيچ اطلاعي در موردش ندارد و مهمتر از همه بيتجربه بودن يكي از مشكلات شايع زنان در اين زمينه است. زنان به اين فكر ميكنند كه هنگام مواجه شدن با مشكلات سرمايهگذاري، هيچ راه حلي ندارند و ممكن است در شروع كار، با ناكامي مواجه شوند. اما مردان هم مانند شما فكر ميكنند اما همانطور كه گفتيم با كنترل ترس بهدنبال راههايي براي آرام كردن اوضاع به نفع خودشان هستند. بايد قبل از هرچيز اين نكته را در ذهنتان بپرورانيد كه اشتباه يك موضوع خيلي طبيعي در روند سرمايهگذاري است و اگر يك زن هستيد هرگز با اين ديدگاه وارد كار سرمايهگذاري نشويد كه قرار است تجربهاي بدون شكست داشته باشيد. شما در خلال اشتباهاتتان تجربه به دست خواهيد آورد. نگاهي به زندگي نامه و داستان موفقيت افراد موفق و مشهور دنيا بيندازيد و از راه و روش آنها در مقابله با مشكلات، استفاده كنيد. مطمئن باشيد با اين كار و مرور ترسها و ناكاميهاي اين دسته از افراد ترس شما هم بهتدريج محو خواهد شد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:0  توسط ز.حیدری
|
راه و چاه ساختن یک خانواده خوشبخت افراد خانواده هرکدام از نظر خصوصیات جسمی، عقلی، ذهنی، عاطفی، روانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تحصیلی و تربیتی با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. این مقاله بر آن است که راهکارهای خوشبختی در خانواده را به اجمال بررسی کند. برترین ها به نقل از مجله موفقیت: تشکیل خانواده یک نیاز فیزیولوژیکی، بیولوژیکی، روانی و اجتماعی است. نفوذ والدین در بچه ها تنها محدود به جنبه های ارثی نیست. در آشنایی کودک با زندگی جمعی و فرهنگ جامعه نیز خانواده نقش موثری را ایفا می کند. *یکی از اصول اولیه زندگی به یکدیگر است. همسران باید در همه اب عاد زندگی به یکدیگر اعتماد داشته باشند تا بتوانند زندگی مشترک را اداره کنند.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۰ساعت 22:56  توسط ز.حیدری
|
روزهای شما، زندگیتان را میسازد. اگر روزهایتان را خوب و شاد سپری کنید عمرتان زیبا خواهد گذشت. برای لذت بردن از زندگی باید سعی کنیم از اتفاقات روزمره و ساده حداکثر استفاده را کرده و آنها را به کام خود شیرین کنیم. برای اینکه در زندگی همیشه شاد و راضی باشید میتوانید به راهکارهای زیر عمل کنید. مطمئن باشید که انجام این کارها زیاد سخت نیست و به امتحانش میارزد. 1. زیبایی را ستایش کنید. هر روز ما با انواع زیبایی در اشکال و فرمهای مختلف روبهرو میشویم و جای بسی تاسف است که این زیباییها برای بسیاری از مردم به صورت عادت درمیآیند، به طوریکه حتی دیگر آنها را نمیبینند. دوباره به مردم، گیاهان، وسایل، ساختمانها و چیزهایی که در اطرافتان است نگاه کنید و لحظهای را به ستایش و تقدیر از آنها بپردازید و سعی کنید ببینید که چه چیزی آنها را اینقدر خاص کرده است. 2. لبخند بزنید. اگر لبخند نزنید یعنی تمام روز خود را هدر دادهاید. این حرف بیهودهای نیست. هرگز خود را آنقدر مشغول نکنید که فرصت خندیدن پیدا نکنید یا آنقدر جدی نباشید که مانع لبخند زدن شما شود. در عوض اطراف خود را با افراد شاد پر کنید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ساعت 22:21  توسط ز.حیدری
|
می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سياه نوشته بود ياداشت کرد و بخيال اينکه استاد آنها را بعنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام يکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد، زيرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غير قابل حل رياضی داده بود. اگر اين دانشجو اين موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقين نکرده بود که مسأله غير قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بايد حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله يافت. يك زنداني كه قصد فرار داشت بطور مخفيانه خود را در يكي از اتاقكهاي قطار جا داده بود و بعد از حركت فهميده بود كه در يخچال قطار قرار دارد. زنداني مطمئن بود كه در طي چندين ساعتي كه در يخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقيقاً اينطور هم شد. اما بعد از رسيدن به مقصد مشاهده كردند كه زنداني يخ زده در حالي كه يخچال قطار خاموش بوده است و اين نشان ميدهد كه شخص زنداني به خود تلقين كرده كه منجمد خواهد شد و اين تلقين براي او حكم يك تصوير ذهني مطابق با افكار او داشته و همين باعث شده كه سلولهاي بدن وي واقعاً سرما را حس كرده و كم كم منجمد شود. محكوم به اعدام انجام شد. آزمايش به اين صورت بود كه مجرم اول را با چشماني بسته در حضور مجرم دوم با بريدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در اين هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونريزي شديد بود. سپس چشمان نفر دوم را نيز بستند و اين بار شاهرگ دست وي را فقط با تيغه اي خط كشيدند و در اين حين كيسه آب گرم نيز بالاي دست وي شروع به ريختن مي كرد اين در حالي بود كه دست او به هيچ وجه زخمي نشده بود. اما شاهدان يعني پزشكان و روانشناسان با كمال ناباوري ديدند كه مجرم دوم نيز پس از چند دقيقه جان خود را از دست داد چراكه او مطمئن بود كه شاهرگ دستش به مانند نفر اول بريده شده و خونريزي مي كند. ريخته شدن خون را نيز بر روي دست خود حس مي كرده است. در واقع تصوير ذهني او چنين بوده كه تا چند لحظه ديگر به مانند نفر اول هلاك مي شود و همين طور هم شد. اين نشان مي دهد كه دستگاه عصبي شما با توجه به آنچه فكر مي كنيد يا خيال مي كنيد كه حقيقت دارد واكنش نشان مي دهد. دستگاه عصبي شما تجربه خيالي را از تجربه واقعي تميز نمي دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتي كه از ناحيه مغز در اختيار او قرار مي گيرد واكنش نشان مي دهد. اين يكي از قوانين اوليه و اصولي ذهن است. در واقع اينطوري ساخته شده ايم. وقتي اين قانون را در افراد هيپنوتيزم شده مشاهده مي كنيم شك مي كنيم كه حتما نيرويي مرموز يا فوق طبيعي در كار است. در واقع آنچه را كه مي بينيم فرايند طبيعي عمل مغز و دستگاه عصبي انسان است و نه چيز ديگر. در پديده هيپنوتيزم اگر بيمار بدرستي گفته هاي شخص هيپنوتيزم كننده معتقد باشد كارهاي حيرت آور انجام مي دهد و بيمار رفتاري متفاوت از خود نشان ميدهد زيرا طرز فكر و باورش تغيير كرده است. هيپنوتيزم يا خواب مصنويي هميشه به نظر اسرار آميز بوده است زيرا هميشه فهم اينكه چگونه باور كردن مي تواند منجر به رفتار غير عادي انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنويي چنان برخورد شده كه انگار نيرو يا قدرت ناشناخته اي در كار است. اما حقيقت اين است كه وقتي شخصي را متقاعد مي كنيد كه قدرت شنوايي اش را از دست داده رفتار ناشنوايان را پيدا ميكند. وقتي او را متقاعد مي كنيد كه نسبت به درد حساسيت ندارد، مي تواند بدون بيهوشي تحت عمل جراحي قرار گيرد و در اين ميان نيروي مرموزي هم در كار نيست. ازتون میخوام که لحظه به لحظه مواظب گفته ها، فکرها و حرفای دلتون باشین. مواظب باشین که به خودتون چی می گین هیچ وقت نگین که چرا زندگی من اینجوری چون همش دست خودتون و این شمائین که زندگی خودتون رو به ویرونه و کلبه ای خرابه تبدیل می کنین یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:58  توسط ز.حیدری
|
آیا تا به حال به خواستگاری رفته اید؟ اگر رفته باشید مطمئنا با آداب و رسوم آن هم آشنا هستید اما جهت اطلاع دامادهای ناشی عرض می کنیم که خرید یک جعبه شیرینی (ترجیحا خامه ای) و یک دسته گل (چنانچه در سبد باشد با کلاس تر محسوب می شود) الزامی است. اما جناب آقای داماد، در حین ورود به خانه عروس خانم لازم است شرایطی را در نظر قرار دهید که بعدها مایه سرکوفت خوردنتان نشود.
- سعی کنید خیلی عرق نکنید و لزوما سرخ هم نشوید. ضمنا از نگاه کردن به در و دیوار خانه جدا خودداری کنید چون به اندازه کافی وقت برای این کار خواهید داشت. - چنانچه کار به گفت وگوی دو نفره رسید اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و از تپق زدن پرهیز کنید و در صورت امکان از شرایط آب و هوا و سیاست صحبت نکنید چرا که این مسائل شما را از هدف اصلی بحث دور خواهند کرد. - مواظب باشید تحت هیچ شرایطی انگشتتان را داخل دماغتان نکنید چون این امر جواب بله عروس خانم را به تاخیر خواهد انداخت. - خیلی به بزرگترها چشمک و اشاره نکنید و بگذارید با خیال راحت در مورد فوتبال و آشپزی و خاطرات سفر به مشهد و… صحبت کنند و وقتی در مورد اصل موضوع صحبت می کنند خونسردی خود را حفظ کنید و دائم دستتان را داخل موهایتان نکنید. - دائم به آشپزخانه زل نزنید و منتظر نباشید که عروس خانم به شما چای تعارف کند و شما کنترل دستهایتان را در دست بگیرید که مبادا چای روی شلوارتان بریزد چرا که اگر چنین فکری در سر دارید معلوم است که یکی از طرفداران پر و پاقرص سریال های ایرانی هستید چون این روزها مد شده به جای عروس خانم شخص دیگری چای را تعارف می کند که ممکن است از شانس شما برادر چاق و سبیل کلفت وی این مسوولیت را بر عهده بگیرد. - چنانچه در حین ورود دسته گلی در دست دارید خیلی هول نشوید چون همه عالم و آدم می دانند که شما آن گل را برای عروس آورده اید پس آن را به دست خود عروس ندهید و ترجیحا به پدر یا برادرش تقدیم کنید. - در حین خوردن چای مراقب سر و صدای چای خوردنتان باشید. خصوصا شما داش مشتی های - چنانچه خانواده عروس بیش از یک دختر دارند قبلا دختر مورد نظرتان را مشخص کنید در غیر این صورت عواقب بعدی به عهده شخص خاطی خواهد بود. - هنگام لباس پوشیدن بسیار مراقب باشید و توجه لازم را مبذول بدارید، اگر دیر برسید بهتر از این است که اوضاعتان ناجور باشد. - چنانچه یک کت و شلوار دارید که مدت هاست آن را نپوشیده اید از چند روز قبل آن را پرو کنید تا در چاقی اخیر شما دردسر ساز نشود، هیچ لباسی را به زور تنتان نکنید. - اگر شلوار پسرخاله تان را قرض گرفته اید که ۲ سایز از شما کوچکتر است با زور آن را نپوشید چرا که ممکن است وسط خواستگاری شکافته شود و مشکلات عظیمی برایتان ایجاد کند. - در هنگام میوه خوردن هم توصیه می شود مانند خوردن چای رفتار کنید و از خوردن میوه های صداداری مثل خیار و گوجه سبز خودداری کنید و اگر درست و حسابی بلد نیستید میوه پوست بکنید از پوست کندن پرتقال های سفت خودداری کنید. چون ممکن است دست و بالتان کثیف شود و پدر عروس خانم فورا دستمال کاغذی را به سمت شما بیاورد و توجه همه به عدم تبحر شما در پوست کندن میوه جلب شود. اگر پیراهن سفید پوشیده اید اصلا مجبور نیستید که انار بخورید و لباستان را کثیف کنید. چون این مسائل در مشورت عروس با خانواده اش تاثیر بسزایی خواهد گذاشت. - سعی کنید به هیچ وجه اضطراب نداشته باشید چون اضطراب موجب می شود که میزان دستشویی رفتن های شما افزایش پیدا کند. - بنابراین جهت خودداری از دستشویی رفتن های مکرر قبل از رفتن به خواستگاری آب زیاد و چای ننوشید و اضطراب را هم از خودتان دور کنید! هیچ گاه گرسنه به خواستگاری نروید چون سکوت دسته جمعی در مراسم خواستگاری غیرقابل پیش بینی است. - و هر آن ممکن است صدای قار و قور شکمتان شما را شرمنده خاص و عام کند همچنین گرسنگی زیاد باعث خواهد شد شما اقدام به پرخوری فراوان کنید و ذهنیت یک داماد شکمو را در خانواده عروس ایجاد کنید. ![]() ![]() منبع : روزنامه مردم سالاری
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:30  توسط ز.حیدری
|
زمانی كه دیدید دكمههای لباستان درست بسته نمیشوند، بروید سراغ موز. تحقیقات نشان داده یك موز متوسط 105 كالری و فقط 14 گرم قند دارد. همین مقدار شما را سیر كرده و قند خون را به شكل ملایمی بالا میبرد. در ضمن همین موز 30 درصد ویتامین B6 مورد نیاز روزانه را تامین میكند. این ویتامین باعث میشود مقدار سروتونین تولید شده مغز اندكی افزایش یافته و توان مقابله با شرایط دشوار و اضطرابها را در شما افزایش میدهد. هشت عدد زردآلوی خشك حاوی 2 گرم فیبر و فقط 3 میلیگرم سدیم و 325 میلیگرم پتاسیم است كه همه اینها كمك میكنند مواد معدنی در ادرار تجمع پیدا نكرده و از تشكیل سنگهای اگزالات كلسیم جلوگیری شود. این سنگها شایعترین نوع سنگهای كلیوی هستند. برای در امان ماندن از سنگ كلیه بهخصوص اگر سابقهاش را دارید بقیه میان وعدهها را حذف كنید و برگه زردآلو بخورید. 60 عدد كشمش تقریبا میشود یك مشت پر كه حاوی یك گرم فیبر و 212 میلیگرم پتاسیم است كه هر دو برای كنترل فشار خون بالا در قالب یك رژیم غذایی توصیه میشوند. مطالعات متعددی نشان داده كه پلیفنلهای موجود در موادغذایی مشتق از خانواده انگور مثل همین كشمش و آب انگور در حفظ سلامت قلبی عروقی تاثیر بسزایی دارند که كاهش فشار خون از آن جمله است. یك فنجان و نیم ماست طبیعی (كمچرب/پروبیوتیك) غذا را به شكل موثری از دستگاه گوارش عبور میدهد. از سوی دیگر ماستهای پروبیونیك قابلیت هضم غذا بهویژه لبنیات و حبوبات را در رودهها بهبود میبخشند. همانطور كه میدانید این غذاها عامل ایجاد گاز در دستگاه گوارشی هستند و در نتیجه با خوردن ماست از این مزاحمت دور میمانید. در مطالعهای كه توسط دانشمندان آمریكایی انجام گرفته، مشخص شده 2 قاشق چایخوری عسل قهوهای و غلیظ بسیار موثرتر از داروهای بدون نسخه ضدسرفه، شدت و دفعات سرفههای شدید را در كودكان كاهش میدهد. آنتیاكسیدانهای موجود در عسل و عوامل ضدمیكروبی موجود در آن التهاب بافتهای گلو را كاهش داده و بیمار را آرام میكند. البته به شرطی كه عسل واقعا طبیعی باشد! فلفل دلمهای قرمز غنی از ویتامین C است. مطالعات نشان داده، ویتامین C بهترین ماده برای مقابله با استرسهایی است كه به واسطه رادیكالهای آزاد ایجاد میشوند. از سوی دیگر ویتامین C در عین برطرف كردن خستگی، نقشی اساسی در سوخت و ساز آهن برعهده دارد كه به بدن كمك میكند اكسیژن بیشتری وارد جریان خون شود. كمبود اكسیژن یكی از اصلیترین دلایل خستگی و ضعف بدنی است. مطالعهای كه در سال 2002 در دانشگاه جانزهاپكینز صورت گرفته نشان داده، یك تركیب بسیار قدرتمند موجود در كلم به نام سولفورافان، هلیكوباكتر پیلوری(باكتری عامل زخم معده و روده) را پیش از ورود به دستگاه گوارش تحتتاثیر خود قرار میدهد و از كار میاندازد و حتی شاید در پیشگیری از ایجاد سرطانهای دستگاه گوارش هم موثر باشد. یك فنجان پر از كلم 34 كالری دارد و 3 گرم فیبر و 75 درصد از نیاز روزانه به ویتامین C را تامین میكند. 4 عدد انجیر خشك 3 گرم فیبر دارد كه باعث تنظیم حركات روده بزرگ و دفع بهتر میشود. خوردن این میوه باعث پیشگیری از عود مجدد هموروئید میشود. همچنین این مقدار انجیر 5 درصد پتاسیم و 10 درصد منگنز مورد نیاز روزانه را تامین میكند. مطالعات نشان داده، ماده شیمیایی اوژنول موجود در ریحان باعث از بین رفتن و پیشگیری دل درد، حالت تهوع، كرامپهای شكمی یا اسهال میشود. علت این موضوع از بین رفتن برخی از باكتریها از جمله سالمونلا و لیستریا توسط اوژنول است. اوژنول یك ماده ضداسپاسم است كه میتواند باعث بهبود كرامپهای شكمی شود. هر طور كه دوست دارید ریحان را بخورید. حدود 85 گرم گوشت بوقلمون تقریبا حاوی كل تریپتوفان مورد نیاز روزانه بدن است. اسید آمینه تریپتوفان مادهای ضروری است كه باعث تولید سروتونین و ملاتونین میشود كه هر دوی اینها باعث تنظیم خواب میشوند. مطالعات نشان داده افرادی كه از بیخوابی یا كمخوابی رنج میبرند دچار كمبود تریپتوفان هستند. 85 گرم از ماهی تن كنسرو شده حاوی حدود 800 میلیگرم امگا3 است. محققان معتقدند، امگا3 باعث رفع كسالت روحی و پیشگیری از اضطراب و بالارفتن روحیه میشود. اسیدهای چرب موجود در ماهی، توسط متخصصان تغذیه با عنوان درمانی موثر برای افسردگی توصیف شده است. خوردن ماهی تن با مقدار كمی نان تاثیر بهتری دارد چون كربوهیدرات موجود در نان، سروتونین خون را افزایش داده و باعث بهبود روحیه و دور شدن احساس كسالت میشود. مطالعات متعددی نشان داده، یكچهارم قاشق چایخوری پودر زنجبیل، نصف قاشق چایخوری ریشه خرد شده زنجبیل یا یك فنجان چای زنجبیل باعث كاهش حالت تهوع ناشی از بیماری حركت و حالت تهوع سفر و بارداری میشود. محققان هنوز بهدرستی نمیدانند چه مادهای در زنجبیل باعث سركوب حالت تهوع میشود اما بههرحال این ماده بیخطر بوده و فاقد عوارض جانبی معمول داروهای ضدتهوع است. چای بابونه باعث بهبود التهاب، اسپاسم و گاز دستگاه گوارش میشود. 2 قاشق چایخوری بابونه را بهمدت 20 دقیقه در آب جوش دم كنید و كمی كه خنك شد میل كنید. برای برطرف شدن این مشكل لازم است چند بار در روز چای بابونه بخورید.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:1  توسط ز.حیدری
|
هر کشوری، آداب و رسوم مخصوص خود را دارد و یکی از اصلی ترین موارد تشکیل دهنده فرهنگ هر کشور، غذاهای آن است. در این میان، صبحانه در میان سایر وعده های غذایی، از اهمیتی فوق العاده در اکثر کشورهای جهان برخوردار است. در این ایمیل، قصد داریم شما دوستان
صبحانه سبک و مغذی ایرانی شامل چای، نان، پنیر، گردو، کره، مربا، عسل می باشد. حلیم و املت نیز از غذاهای رایج در سفره های ایرانی است. حلیم خوراکی لذیذ و مخلوطی از بلغور گندم، نخود، گوشت تکه شده، دارچین و شکر است که بصورت گرم و یا سرد صرف می گردد.
شامل لوبیا، سوسیس، بیکن (گوشت خوک ورقه شده)، تخم مرغ، قارچ، پودینگ سیب زمینی و در صورت تمایل پودینگ سیاه و نان تست می باشد. این صبحانه با چای، قهوه و یا آب پرتقال صرف می گردد.
نقش اصلی این صبحانه را نان تست منحصر بفرد کوبایی برعهده دارد. این نان، تُست شده و روی آن کره زده می شود و به قسمت هایی برش می خورد. هنگام صرف، این نان را در قهوه زده و میل می کنند. قهوه شیرین و شیر مخلوط به همراه اندکی نمک، نوشیدنی این صبحانه را تشکیل می دهد.
صبحانه سنتی لهستانی که معروف به Jajecznica است، شامل نیمرو، همراه برش هایی از Kielbasa و پنکیک سیب زمینی می باشد.
Pan a la Catalana یا Pan con Tomate صبحانه ای ساده و خوشمزه است. نان را در سیر تازه و گوجه فرنگی غلطانده سپس مقداری روغن زیتون و نمک روی آن می پاشند و با ژامبون و یا سوسیس تناول می کنند.
اجزای تشکیل دهنده این صبحانه، نان های گوناگونی است که با ترشی، مربا، پنیر و کره صرف می شوند. این نان ها در اندازه های بزرگ تهیه می شوند. همچنین پنکیک سمولینا که به Baghir مشهور است، بسیار لذیذ می باشد.
علاوه بر میوه های خوشرنگ و آبدار، شیرینی های حلقه ای که بسیار خوشمزه و انرژی زا هستند در هاوایی طرفداران بسیار زیادی دارند.
مهمترین بخش این صبحانه، پنکیک سوئدی است که به Pannkakor معروف است. این پنکیک شباهت زیادی به کرپ دارد و دو سمت خمیر آن در روغن سرخ می شود. این پنکیک، معمولاً با میوه های شیرین و یا مربا سرو می شود.
ایرلندی ها صبحانه ای دلچسب و گرم می خورند. Hafragrautur یا بلغور جو که با شکر قهوه ای و کشمش و آجیل مخلوط شده و در ایرلند طرفداران زیادی دارد.
مقدار زیادی قهوه و نان Croissant، پر شده از سبزیجات و مواد مغذی، صبحانه پرتغالی را تشکیل می دهند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند ۱۳۹۰ساعت 22:34  توسط ز.حیدری
|
اگر به سلامت زیستی اهمیت می دهید و دوست ندارید به این زودیها گوهر ارزشمند سلامتی را از دست بدهید، فقط کافیست به آخرین دستاوردهای متخصصین مرکز ملی هدایت (ارتقاء) سلامت و رفتار شناسی توکیو توجه کنید!
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 20:59  توسط ز.حیدری
|
|