|
حس افتخار را از او نگيريد
بيان جمله، «بهخاطر فلان كار از تو دلخورم» در جمع، گفتن رازهاي خانوادگي يا نقدكردن همسرتان و ايرادگرفتن در كارهايش، آن هم در مقابل ديگران، يكي از مواردي است كه كمتر مردي ميتواند تحملش كند. طبيعي است كه شما بهعنوان يك زن و شوهر گاهي دعوايتان بشود و گاهي هم بهشدت از كارهاي يكديگر عصباني شويد اما نصيحت دوستانه ما اين است كه بگذاريد موضوعات خصوصي، خصوصي باقي بمانند، پس در همان چند ساعتي كه در مهماني يا مقابل ديگران هستيد، به هر زحمتي كه هست خودتان را كنترل كنيد و بعد از آن، هرچه ميخواهيد را به همسرتان يادآوري كنيد و تا گرفتن يك نتيجه مشترك با هم بحث كنيد.
مردها از اينكه با فرد ديگري مقايسه شوند بيزارند. اين موضوع موجب ميشود كه احساس مردانگي و قدرتشان خدشهدار شود. آنها دوست دارند هميشه براي شما مهمترين و توانمندترين شخص باشند و وقتي ميشنوند كه شخص ديگري (حتي در يك موضوع كوچك) از آنها قدرتمندتر است و شما هم ميدانيد كه مردتان به اندازه آن شخص توانمند نيست، همهچيز در ذهنشان بههم ميريزد. شما فكر ميكنيد كه فقط يك مثال ساده زدهايد اما او فكر ميكند كه از هركسي در ذهن شما كماهميتتر است و اينكه شما حسرت زندگياي را ميخوريد كه او نتوانسته و نخواهد توانست كه برايتان بسازد. مردها از تنهايي بعد از ازدواج ميترسند
مشكلي كه خيلي مردها از آن گلايه ميكنند اين است كه همسرم بهنظر من اهميتي نميدهد. آنها براي اين نظرشان مثالهاي شگفتانگيزي را بيان نميكنند بلكه ميگويند مسائل سادهاي از قبيل اين آزارشان ميدهد: وقتي كه ميخواهيم به رستوران برويم او از من ميخواهد كه جايي را پيشنهاد كنم و وقتي چند جا را به او پيشنهاد ميدهم، رستوراني را انتخاب ميكند كه اصلا در فهرست من نبودهاست. كمي فكر كنيد. به احتمال زياد شما هم مواردي از اين قبيل را انجام دادهايد و در آن لحظه فكر كردهايد كه يك رستوران كه اهميتي ندارد! اما فكري كه همسرتان كرده اين است كه او به حرف من اهميت نميدهد. هميشه خودراي است و اصلا برايش نظرات كس ديگري مهم نيست و... حق با شماست. مردها كمي اغراق ميكنند اما چه ميشود كرد؟ بايد آنها را با قانونهاي مردانه خودشان بپذيريد.
موضوعي كه بسياري از مردها را ميترساند و موجب ميشود كه نگاه خوشايندي نسبت به ازدواجكردن و تعهداتش نداشته باشند، محدوديت در ارتباط با جنس مخالف نيست. درحالي كه ما فكر ميكنيم مردها براي ازدواج نكردن هزارو يك دليل دارند،آنها تنها يك دليل براي اين موضوع دارند. مردها فكر ميكنند كه بعد از ازدواج عزيزترين داراييهايشان، يعني خانواده و دوستانشان را از دست ميدهند. به همين دليل، نشانههايي كه اين تصور را در ذهنشان تقويت ميكند، حتي اگر كوچك باشند ميتوانند بياعتمادي بزرگي را نسبت به شما و اين زندگي در او ايجاد كنند. بد گفتن از اعضاي خانواده و دوستانشان يكي از اين نشانههاست. آنها نميدانند كه اين انتقادها يك درددل زن و شوهري است بلكه زمانيكه ميگوييد ديدي دوستت چه گفت و چه كرد و... آنها ميشنوند كه دوستت ديگر حق ندارد پايش را در اين خانه بگذارد و ما هم هرگز به ديدنش نخواهيم رفت. اگر ميخواهيد چنين استرسي را به همسرتان وارد نكنيد، هرگز به خانواده يا دوستانش حمله نكنيد و او را از تنهايي بعد از ازدواج نترسانيد. فداكاريهايتان را در دلتان نگهداريد!
وقتي كه خانمها عاشق ميشوند، حاضرند زندگيشان را حتي در سختترين شرايط شروع كنند؛ بدون امكانات زياد و درآمد قابل توجه! آنها فكر ميكنند كه مهمترين موضوع همين علاقه است و به همين دليل، براي رسيدن به همسرشان از تمام آرزوهاي كودكيشان ميگذرند. بعضي از آنها از اين همه گذشتي كه كردهاند پشيمان ميشوند اما بعضيهاي ديگر هنوز هم حاضرند كه گذشت كنند و همسرشان را از زير اين فشارها نجات دهند اما حتي همين دسته دوم هم گاهي خسته ميشوند. انرژيشان كم ميشود يا وقتي كه به دليل موضوع ديگري با همسرشان دچار مشكل ميشوند دلشان ميخواهد كه از اين همه سختي كه كشيدهاند حرف بزنند و خودشان را سبك كنند. آنها فقط با گفتن سرگذشت سخت اين رابطه ميخواهند خودشان را آرام كنند اما چيزي كه همسرشان ميشنود اين است تو از همان اولش هم من را در سختي و بدبختيهايت شريك كردي. ديگر جانم به لبم رسيده و فكر ميكنم كه تو ارزش اين همه خوبي من را نداشتي!
حق با شماست! دوره زمانه عوض شده و شما هم در اين زندگي به اندازه همسرتان در مسائل مالي درگير شدهايد. به همين دليل استرس پسانداز و فراهمكردن هزينههاي زندگي را پابهپاي همسرتان به جان ميخريد و ميدانيد كه بيپولي مشكل او نيست بلكه مشكل 2نفره شماست اما همسرتان گرچه مشاركت شما را پذيرفته اما هنوز هم در دلش با شما هم عقيده نيست. براي او كه مردانگي و مديريت پدرش را در خريد مايحتاج منزل و كادوهاي گاه و بيگاه ديدهاست، بيپولي يعني يك ضعف مردانه و نه يك مشكل خانوادگي. اگر شما بگوييد خسته شدم! دلم يك مسافرت خوب ميخواهد يا اگر روزي كه حسابي از فشارهاي مالي اول زندگي به تنگ آمدهايد بگوييد اين قسطها حالم را به هم ميزند، تمام حقوق يك ماهم يك روزه از دستم رفت! او ميشنود خستهام كردي، تو حتي نميتواني زنت را به يك مسافرت ببري يا حتي عرضه پرداخت قسطهايت را هم نداري؛ من اين همه جان ميكنم تا جور بيعرضگي تو را بكشم. حالا كه اين جملات را به زبان مردانه برايتان ترجمه كرديم، يكبار ديگر به حرفهايتان فكر كنيد؛ هنوز هم فكر ميكنيد دليلي ندارد كه او از حرفهايتان برنجد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:7  توسط ز.حیدری
|
|