رفتار‌هايش را در جمع ببينيد


شيوه‌اي كه او در ميان جمع با شما برخورد مي‌كند يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاست. آيا در مقابل ادعاها يا برخورد‌هاي نادرست ديگران از شما حمايت مي‌كند؟ يا اين‌كه وقتي دوست شكست خورده‌اش از زندگي تلخ و همسر ناسازگارش مي‌گويد، او دلداري‌اش مي‌دهد و مي‌گويد كه همه زنان اينطور نيستند و همسر خودش را مثال مي‌زند؟ آيا بعد از هر مهماني از شما قدرداني مي‌كند و به خاطر اين‌كه در مقابل ديگران او را سربلند كرده‌ايد از شما تشكر مي‌كند؟ اگر اين‌طور باشد بايد بگوييم كه او يك مرد عاشق است.





زيادي از احساسات‌تان حرف نزنيد


شما فكر مي‌كنيد كه اگر احساسات‌تان را با او قسمت كنيد، او هم از احساساتش با شما صحبت خواهد كرد و به همين دليل با وجود مقاومت‌هاي او هر روز و هر لحظه مي‌خواهيد حس‌تان را با او در ميان بگذاريد.

 اين درحالي است كه مردها روند احساسي متفاوتي دارند و اين راهي كه در پيش گرفته به‌هيچ‌وجه در مورد او كارگر نخواهد شد.

گفتن بي‌وقفه از احساسي كه داريد مي‌تواند نتيجه برعكسي داشته باشد چون كه مرد شما وقتي اين قدر زياد و اغراق شده در معرض حس‌تان قرار مي‌گيرد نه تنها تمايلي براي شنيدن آن نخواهد داشت و آن را جدي نخواهد گرفت بلكه خودش هم گارد بيشتري مي‌گيرد و سعي مي‌كند آنچه در او مي‌گذرد را با شما در ميان نگذارد.



به راز‌هایش نزدیک نشوید


اگر فکر می‌کنید که راه نزدیک شدن به یک مرد کند و کاو در گذشته‌اش است اشتباه می‌کنید.

درست است! شما دوست دارید او را بیشتر بشناسید و از آنجایی که نسبت به او نوعی احساس مالکیت دارید،‌ دلتان می‌خواهد که از همه راز و رمز‌هایش باخبر شوید اما دست نگه‌دارید. حتی اگر پذیرش این موضوع سخت باشد باید باور کنید که آدم‌ها برای زنده بودن به تعداد کمی راز احتیاج دارند. اجازه بدهید که برخی از گوشه‌های گذشته‌اش برای او مثل یک راز باقی بماند. مطمئن باشید تا آنجا که برایش ممکن باشد از زندگی گذشته‌اش برایتان حرف خواهد زد اما اگر در مواردی سکوت می‌کند،‌ نباید او را به دروغ‌گویی متهم کنید یا با قهر و تحت فشار قرار دادنش او را مجبور به فاش کردن راز‌هایش کنید. زندگی او از زمانی که با شما آشنا شده متعلق به شماست، پس بگذارید که گذشته در گذشته باقی بماند. اگر این راه را بروید، می‌توانید اعتماد او را بیشتر به سمت خودتان جلب کنید و باعث شوید که در تمام مراحل زندگی مشترک‌تان با شما صادق باشد و برای گفتن حرف‌هایش همیشه به شما پناه بیاورد.



رازدار باشيد


در بعضي مواقع هم مرد‌ها به خاطر ترس از فاش شدن راز‌ها و حتي همين احساسات ساده‌شان براي ديگران، دوست ندارند در موردشان براي شما حرف بزنند. آن‌ها فكر مي‌كنند كه ابراز عشق، دعواهاي بزرگ و كوچك و مشكلات و خوشي‌هاي زندگي‌شان در يك چشم به هم زدن به ديگران مخابره مي‌شود و روي قضاوت‌شان تاثير مي‌گذارد.
 به همين دليل ترجيح مي‌دهند به جاي حرف‌زدن از احساسات مثبت و منفي‌شان، آن‌ها را در دل‌شان نگه دارند و با شما قسمت‌شان نكنند.





بگذارید مرموز بماند


در تمام این بخش‌ها سعی کردیم از راه‌هایی صحبت کنیم که با کمک‌شان می‌توانید مردتان را به حرف بیاورید و راهی را برای آشکار کردن احساساتش کشف کنید اما در این قسمت به شما می‌گوییم که بهتر است گاهی به این محدوده وارد نشوید. شاید تعجب کنید و بگویید به عنوان همسرش حق دارید همه چیز را در مورد زندگی‌اش بدانید و از این طریق می‌خواهید بارش را سبک‌تر کنید. ولي گاهی مرد‌ها با بیان نکردن احساسات  یا مشکلاتشان، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند. اگر بخواهیم این موضوع را ساده‌تر توضیح دهیم، باید بگوییم که مرد‌ها فکر می‌کنند اگر بعضی مشکلات را با همسرشان درمیان نگذارند و یک‌تنه آن‌را حل کنند، مردانگی‌شان بیشتر می‌شود. آن‌ها دوست دارند گاهی ژان‌والژان زندگی شما باشند. برای حل یک مشکل بزرگ دیر به خانه بیایند و به شما بگویند که سر کار بوده‌اند. به یکی از دوستان‌شان پول قرض بدهند و به شما بگویند که نمی‌دانند چرا از حسابشان پول کسر شده و حتی برای خرید یک هدیه مرخصی بگیرند و به شما بگویند سرکارند. اگر به مرد‌تان اعتماد دارید، همیشه به حيطه خصوصی‌اش وارد نشوید و بگذارید با این تصور که بخشی از زندگی و اتفاقاتش را به تنهایی مدیریت می‌کند،‌احساس بهتری پیدا کند. بعید نیست که شما با توجه به شناختی که از او دارید همه این پنهان‌کاری را کشف کنید اما نباید به او بگویید که سر از پنهان‌کاری‌هایش درآورده‌اید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ساعت 23:19  توسط ز.حیدری  |